
روزهای جالبی بر ما می گذرد:
در حالی محمود احمدی نژاداین روزها دستش را از آستین پاره اش برای مدیریت جهان و در آغوش کشیدن همپیمانانش درازمیکند!که فردا 18تیر معلوم نیست در پاسخ وحشیانه ی نیروهای امنیتی چند نفر دیگراز ایرانیان در آغوش خاک می روند؟؟(او درگفتگوی تلویزیونی اش گفته بود:ما با داشتن رای چهل میلیونی می توانیم در فکراداره دنیا باشیم!!)
این در حالی است که آیت الله خامنه ایی شخصی که مدتی پیش در نماز جمعه با تهدید مستقیم مردم گفت:مسوولیت خون کسانی که در اعتراض ها شرکت کنند را با خودشان است و این همزمان بود با کشته شدن 10نفر دیگر از هموطنانمان در فردای آنروز(شنبه) اوروز گذشته اعلام کرد که نام نهادن اغتشاشگر کار بیگانگان و غربی هاست و عنوان کرد که این غربی ها بودند که مردم را اغتشاش گرمی نامیدند!!او در واقع مسوولیت اختراع لفظ اغتشاش گر را با بیگانگان دانست.این در حالی است که جمهوری اسلامی بارها کشورهای دنیا بخصوص کشورهای غربی را برای حمایت از معترضینی که آنها را اغتشاشگر می خواند تهدید کرده است(من جمله همین امروز در صحبتهای آقای احمدی نژاد همزمان با صحبتهای آیت الله خامنه ایی)این در ادامه سیاست عقب نشینی حکومتی در روزهای اخیر است همان سیاستی که در چند روز گذشته سعی می کرده نشان دهد که منظور رسانه های دولتی از اغتشاشگران مردم نبوده است!
وقتی مسوولیت کشتاروپاسخ گویی به خانواده های دستگیرشدگان را هیچ مقامی قبول نمی کند این مسایل دور از ذهن نیست.امروز کامنتی در مورد مطلب18تیر در سایت رادوفردا از یکی از کاربران این سایت دیدم که جالب بود
آنرا عینا در اینجا می گذارم این جواب جالبی بود که در مقابل دروغ های آقایان دیدم:
لینک مطلب:http://www.radiofarda.com/content/f35_July99_Aniv/1772363.html
"اصولا نیروهای ضد شورش و بسیجی نه تنها اسلحه گرم نداشتند بلکه اسلحه سرد هم نداشتند. اگر هم چاقو در جیبشان بوده برای پوست کندن پرتقال و باطوم هم برای شکستن گردو بوده است تا با اغتشاشگران خیابانی دور هم بنشینند و بخورند!مگر دولت نهم و نیروهایش غیر از مهرورزی کار دیگری هم بلد است انجام دهد. آنها هم که مثلا مردند همه هنرپیشه ها و بدلکاران حرفه ای بودند که توسط بی بی سی و سی ان ان استخدام شده بودند تا ادای مردن را در بیاورند. البته مقدار زیادی هم رب گوجه و رب انار در کف خیابانها میپاشیدند تا منظره طبیعی تر جلوه کند. بعد هم با ضبط صوت صدای هیاهو و الله و اکبر پخش میکردند که همه فکر کنند یک عده توی خیابان هستند. اون فیلمهایی رو هم که دیدید بسیجیها مستقیم به مردم شلیک میکردند گوشه های از یک فیلم هالیوودی است که روش صدا مونتاژ کردند!خلاصه اصلا بد به دلتون راه ندید. مردم ایران غیر از مهرورزی هیچ چیز دیگری از دولت نهم ندیدند!"
______________________________________
آلودگی غبار آلود یا غبار اتمی؟
مدتی است که غبارکدورتها کنار نرفته غبارسنگینی ازخاک برشهرهای ایران از آسمان به باریدن گرفته!خاک شن و غبار18استان کشور را فراگرفته گویا نحسی انتخاب ریس جمهور با نحسی هوابی بد همراه شده جالب است که این پدیده ها مانند سرمای شدید زمستان2سال قبل و خشکسالی که در دور اول انتخاب احمدی نژاد ایران راتا مدتی طولانی فراگرفت و حال این هوای بد در کنار مهرورزیهای دولت مهورز و عدالت طلب از ارمغان های دوران نکبت بار احمدی نژاد شده است که همه این مشکلات مانند ادعای تغییرات 30ساله احمدی نژاد در کشور در این 30ساله بی نظیر بودند مثل اینکه طبیعت هم سعی در تایید دروغ های احمدی نژاد دارد کسی که ادعای رفع مشکلات 30ساله را در عرض 4سال دیگر دارد حال آنکه تا اینجای کار را هم هر جا که کم آورده از مافیای انقلابی حمهوری اسلامی مایه گذاشته است!!
از وجه جدی که به ماجرا بنگریم خیلی هم این مسایل بی ارتباط با دولت احمدی نژاد نیست.در حالی که احمدی نژاد دراین سالها در فکر محو اسراییل بوده و به فکر مدیریت جهان که امروز تهران و18استان ایران در زیر غبار دفن می شود.درروزهای اخیر، افزایش این گرد و غبار از غرب و جنوب غرب ایران به تهران نیز رسیده است. مدیر عامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران در همین باره از افرادی که دچار مشکلات تنفسی و قلبی هستند، خواسته است از رفتوآمد در هوای آزاد جلوگیری کننداکنون افزایش گرد و غبار و آلایندهها تقریبا در سراسر ایران، سبب بروز مشکلات تنفسی و لغو برخی پروزاهای داخلی و همچنین تعطیلی برخی از شهرها شده است..وتازه ریس سازمان محیط زیست( خانم جوادی) روز یکشنبه چهاردهم تیر ماه،یادش می افتد که با نخست وزیر عراق، یادداشت تفاهمی برای کاهش آلودگی گرد و غبار امضا کند.این در حالی است که برخی از کارشناسان بر این باورند که پیش از امضای تفاهم نامه یا راهکارهای نظری، باید به راهکارهای اجرایی مانند کاشت درخت، مالچ پاشی و بیابان زدایی روی آورد تا امکان کنترل چنین پدیدههایی در آینده امکان پذیر شود.مجید شفیع پور، کارشناس آلودگی هوا میگوید: بهترین راهکار برای کنترل هرگونه انتشار آلاینده زیست محیطی، کنترل در مبدأ است. او اضافه میکند: از آنجایی که مبدأ اصلی انتشار این گونه ذرات و گرد و غبار، در واقع در کشورهای غرب و جنوب غرب ایران است، بهترین تلاش مهندسی تثبیت شنها و خاکهایی است که توسط توسعه فضای سبز مشجر و جنگلکاری و یا مالچ پاشی برای تثبیت آنها به کار گرفته میشود تا به این سادگی بادهای با سطح نزدیک به زمین آنها را به هوا نیاورند و معلق نکنند.
این در حالی است که امروز تهران و بعضی از نقاط ایران دومین روز از تعطیلی را به این دلیل سپری می کنندوبه گفته سازمان هواشناسی:نزدیک به هجده استان غربی، مرکزی و شمالی کشور، شاهد افزایش غیر منتظره غلظت ذرات معلق عمدتا گرد و غبار است، به گونهای که در خلال چند ساعت گذشته به تهران هم رسیده و بنا بر آخرین اندازهگیریهای گزارش شده در ساعت چهار بعدازظهر به وقت تهران، غلظت آلاینده به حدود ۲۳۰ بر پایه شاخص استاندارد آلودگی هوا افزایش پیدا کرده است؛ یعنی نزدیک دو و سه دهم برابر حد استاندارد.
این مساله ای است که در فصل بعد از بهار ماهها دامنگیرهموطنان جنوب و غرب کشور بوده است وفریادشان به جایی نرسیده ودربیشتر مدتی که این مساله وجود داشته در این مناطق تعطیلی اعلام نمی شده واین مساله در این مدت باعث بسیاری از بیماری های تنفسی در این مناطق شده است.
اما پرسش این است که آیا خانم جوادی پس از آنچه در این چند سال بر هموطنان جنوبی و غرب نشین کشورمان رفته است، بی خبر یا بی توجه بودهاند که اکنون یعنی زمانی که این معضل دامن پایتخت را گرفته است، به فکر چاره افتادهاند؟
جالب اینجاست که سابت تابناک در عنوان:این گرد و غبارها از کجا سرچشمه گرفتهاند؟ مطلب جالبی را عنوان می کند:
"با یک نگاه عمیقتر به مناطق بیابانی و رملی استان بصره عراق، درمییابیم که نیروهای آمریکایی در دو جنگ پیدرپی در سالهای 1991 میلادی و 2003 میلادی، استفاده گسترده نیروهای آمریکایی از سلاحهای دربردارنده اورانیوم ضعیف شده و انواع بمبهای فسفری را شاهد بوده است؛ ضمن آن که استفاده دشمن بعثی در جنگ هشت ساله از سلاحهای غیرمتعارف که در آنها جیوه و سرب کاربرد داشته است، خاک مناطق مرزی با ایران و کویت را نیز آلوده کرده است که البته هیچ گاه مسئولان امر در ایران در این باره توضیحی ندادهاند.هماکنون باید به مسئولان محیط زیست و دولت نهم یادآور شد که چرا این قدر دیر به فکر حل این معضل افتادهاند؟"
آیا جان هموطنانمان برای این مقامات آنقدر باارزش نیست که مدیریت جهان یا پاک کردن کشوری از نقشه جهان مهم است؟!
آیا جدا از خطراتی که آلودگی ناشی از این غبارها دارد فقط درنظر گرفتن این مساله که این غبارها می تواند همراه با آلودگی های شیمیایی یا اتمی یا ذرات فلزات سنگین باشد که قرن ها در طبیعت باقی می ماند نمی توانست مقامات را به چاره اندیشی پیشگیرانه وادار کند؟؟!!

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر