۱۳۸۸ تیر ۷, یکشنبه

سکوت...ای کاش دیگران هم سکوت می کردند



«آقای میرحسین موسوی در 20 سال گذشته کجا بوده است؟» این سوالی است که از سوی منتقدان و رقبای مهندس موسوی و از زمانی که حضور وی در رقابت های انتخابات دهم ریاست جمهوری جدی شد مطرح گردید و از آن پس هر جا که او رفته است، این سوال زودتر از وی خود را بدانجا رسانده است. اندکی تامل بر این پرسش روشن می سازد که خوشبختانه تنها «ذنب لایغفر» نخست وزیر سال های جنگ تحمیلی فقط همین است که جماعتی را از اوضاع و احوال زندگی خود بی خبر گذاشته و هر از چندی حاشیه ساز نشده تا رسانه ها او را در بوق و کرنا کنند و این بدان معناست که در کارنامه قطور خدمات طولانی او جای هیچ ابهام و پرسش دیگری وجود ندارد. مثلا کسی تردید ندارد که موسوی در طول تمام سال هایی که در عالی ترین سطوح اجرایی کشور مقام و منصبی داشت هیچ گاه در امانت بزرگی که بدو سپرده بودند کمترین خیانتی روا نداشت تا بعدها مایه پرسش و استیضاح او شود. در بحرانی ترین شرایطی که کشور در آن به سر می برد، جز در مسیر کنترل و اداره بحران گامی برنداشت و کوشید تا با تدبیر از گردنه های سخت بگذرد. زبانش به گفتار خام و کم ارج گشوده نشد تا بهانه ای به دست مخالفان و احیانا دشمنان داده باشد. پای هیچ قرارداد ذلت باری را امضاء نکرد تا در تاریخ مورد نفرت واقع گردد. نه رشوه ای ستاند و نه باجی داد که بعدها بی آبرو شود. چیزی را از مردمش پنهان نکرد تا پس از آشکار شدنش شرمگین باشد. با امام و رهبرش صادق و یک دل بود و اطاعتش از سر مصلحت و ریاء نبود. فامیل و رفیق و هم خط خود را بر خوان نعمت ریاست مهمان نکرد و از هر که شایسته بود و لیاقت داشت برای تصدی مناصب گوناگون یاری گرفت. آری انبوه امتیازات مثبت موسوی که در سرتاسر کارنامه زندگی سیاسی اجتماعی مهندس موسوی دیده می شود جای هیچ سوالی باقی نگذاشته است تا دستاویز ریزبینان و نکته سنجان منفی باف قرار گیرد. از این گذشته شواهدی همچون حضور در مجامع برنامه ریز و سیاستگزاری همچون مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی انقلاب فرهنگی، فرهنگستان هنر و مراکز آموزش عالی که تربیت کننده هنرمندان، مدیران، مهندسان و دیگر نیروهای مورد نیاز کشور است نیز دلالت دارد بر آن که همان پرسش و اتهام نیز وجاهت نداشته و میرحسین پس از دوران نخست وزیری قبای عافیت طلبی بر تن نکرده است. وی علاوه بر حضور در جایگاه های یاد شده، در برهه های خطیر نیز دلسوزانه و ناصحانه در مقام مشاوری امین روسای جمهور وقت را یاری رسانده است. اما با این همه باز برخی اصرار دارند که موسوی 20 سال سکوت کرده است. به نظرم اگر بتوان چنین سلوک هوشمندانه ای را سکوت خواند واقعا چه سلوکی بهتر از این؟ و چه سکوتی ارزشمندتر از این؟ آری میرحسین موسوی پس از آن که رسما از مهمترین قدرت اجرایی کشور کنار رفت، نه تنها تلاشی برای کسب قدرت نکرد بلکه در مقاطعی که همه چیز برای ریاستش مهیا بود، به آن پشت کرد تا معلوم شود هرگز تشنه قدرت نبوده است. ای کاش آنان که امروز میرحسین را متهم به سکوت 20 ساله می کنند نیز زبان در کام می گرفتند و با فریادهای خود که بیشتر بوی جاه طلبی از آن به مشام می رسد تا خدمت، گوش و جان مردمی که در شناخت و جدا کردن صادقان از فریبکاران تبحر یافته اند را نمی آزردند. و ای کاش، همه جویندگان قدرت و ریاست، پیش از آن که قدم در راه کسب قدرت نهند خود را می ساختند تا در پیچ و خم کهنه بازار دنیا و هیاهوی آن خود را نمی باختند و گم نمی کردند.



محمدجواد مرادی نیا


مسئول گروه تاریخ موسسه نشر آثار حضرت امام (ره)

هیچ نظری موجود نیست: