یکشنبه ۲۱ ژوئن ۲۰۰۹

شنبه خونین

دوستان وهموطنان همانطور که مي دانيد ديروز در درگيري ميان مردم و نيروهاي امنيتي.
حدود حداقل 50 نفر از هموطنانمان کشته شدند.وطبق آمار غير رسمي خبرگزاريها 150 نفر.
من در آنجا حضور داشتم ولي حدود را مي گويم چون تا آخر ماجرا در محل نبودم
مي خواستم گزارشي کامل از آنچه گذشته برايتان بنويسم ولي چون بدليل دردناکي صحنه هايي که ديدم و يادآوري تمام آنچه که گذشت فعلابرايم امکانپذير نيست و همينقدر هم يادآوري دردناکي است مختصري از آنچه ديروز در خيابان انقلاب رخ داد را برايتان مي نويسم:امروز که از خواب پاشدم و حالم بهتر شد خواستم همه چيزو فراموش کنم ولي ياد کشته هاي ديروز بار سنگين مسووليتي بود که احساس مي کردم با گفتن آنچه که گذشته بايد ادا کنم.اگر آنها با نثار جانشان نبودند که بگويند حال که من زنده ام بايد بگويم و نگفتن خيانتي بزرگ در حق خونهاي آنهاست وگفتن:کمترين وظيفه ايي است که بايد انجام بدهم و بروجدان خود احساس مي کنم.
جمعه شب دوستانم با تماس تلفني به گفته بودند که اگه طالب سلامتي براي تظاهرات فردابيرون نيا ومن هم گفته بودم که ميدانم وقتي آقاي خامنه ايي مسووليت خون کشته شدگان وحوادثي که پيش خواهد آمد را به عهده رهبران معترض گذاشته چه پيش خواهد آمد!!
جالب اين بود که در بيانيه هايي که الان دارم مي خونم آقاي موسوي در جواب گفته بودند :اگر من دستگيرشدم اعتصاب کنيد واگرشهيدشدم راهم راادامه دهيد
روز جمعه خبرهايي رسيده بود که آقاي کروبي در بيانيه ايي که حاکي از معامله دوطرفه ايي بود باوزارت کشورخواستار مجوز براي تظاهرات فردادر قبال لغو اجتماع اعتراض آميزي که قرار بود در نماز جمع ديروز انجام شود شود بودد تجمع لغو شدولي مجوز صادر نشد!!جالب اينجاست برخلاف راهپيمايي هاي طرفداران احمدي نژاد تا به حال هيچ مجوزي براي راهپيمايي هاي آرام مردم (که حق قانوني مردم است و در قانون اساسي ايران پيش بيني شده)صادر نکرده و با اين همه مقامات و رسانه هاي گروهي ودولت خواستار ابراز اعتراض"قانوني"مردم هستند!!!!
فردا تيترپيش خوان روزنامه فروش ها هرکدام حکايت از برداشت قسمتي از حرفهاي ديشب خامنه ايي داشت بعضي تيترها از قول خامنه ايي اين بود:آقاي هاشمي از مبارزان قديمي انقلاب بودند و "آقاي هاشمي چيزي از انقلاب براي خود نيندوخته اند"وآقاي موسوي نخست وزير خود من بوده اند"اين حرفها من را به ياد حرفهايي که به بسيجيان مي گفتم مي انداخت يادمه بهشون بعد از مناظره جنجالي مي گفتم که اين حرفها(افشاگري ها)وقتي گفتن داره که قانوني بهش عمل بشه وقتي ريس جمهور مردم قانوني عمل نکنه نمي تونيم به مردم جامعه قانون و اجبار و اعمال کنيم و مي گفتم که اين حرفها تازگي نداشت عادي ترين مردم هم اينها را مي دانستند و اگر مدرکي به دادگاه ارايه ميشد عجيب بود و مي گفتم که اگراحمدي نژاد فکر کسب راي نبود در اين مدت4سال فرصت رسيدگي و حتي استفاده از اختيارات ريس جمهوري يا مدعي العموم را براي رسيدگي داشت چرا گذاشت براي شب مناظره و از همه اينها گذشته وقتي افشاي اسرار حکومتي توسط افراد عادي جرم است چطور يک ريس جمهور برخلاف قسم خود به افشاي اسرار حکومتي و راز زندگي شخيصي شهروندان مبدرت مي ورزد وقتي(به قول خودشان)اينهمه دشمن در بيرون داريم آيا صحيح است
که از درون دشمن بسازيم؟!!روزنامه هاي طرفدار احمدي نژاد در تيترهاي خود بدون اشاره به جزييات حرفهاي گفته شده خامنه ايي بيشترشان فقط نوشته بودند "بيانات مقام معظم رهبري در ناماز جمعه پرشکوه ديروز"!!الان در خبرها را مي خوانم :"محمدقوچاني سردبير روزنامه اعتماد ملي دستگير شده است"تاکنون خبر دستگيري عبدالرضا تاجيک، مهسا امرآبادي، احمد زيدآبادي ،کيوان صميمي بهبهاني،بهزاد باشو، سيد خليل ميراشرفي، سميه توحيدلو ،محمد ، محمد عطريانفر، سعيد حجاريان،محمد علي ابطحي ،سعيد ليلاز که همگي روزنامه نگار مقيم تهران هستند از سوي سازمان خبرنگاران بدون مرز تاييد شده است.روح‌الله شهوار از مشهد، ماشالله حيدرزاده حميده ماحوزي، امان الله شجاعي و حسين شکوهي همگي از بوشهر نيز از روزنامه‌نگاراني هستند که بازداشت آنها به تاييد رسيده است.
همچنين برپايه گزارش‌هاي تاييد شده ماموران امنيتي تاکنون چهار بار براي دستگيري حنيف مزروعي، سردبير وبسايت نوروز، به خانه پدرش رفته‌اند اما موفق به دستگيري وي نشده‌اند.
آقاي علي لاريجاني در اظهارنظري بسيار غيرمنتظره اعلام کرد که «بخش عمده‌اي از مردم» نتيجه رسمي انتخابات را قبول ندارند.
شنبه ساعت3بعدازظهر:از خيابان طالقاني به سمت چهارراه ولي عصر حرکت کردم ساعت 3:15دقيقه سرچهارراه طالقاني در دوطرف خيابان نيروهاي يگان ويژه و بسيجي با گارد مخصوص ايستاده بودند داشتم به سمت چهارراه ولي عصر حرکت مي کردم که نرسيده به ميدان چهارراه جلوي من و تعدادي ديگر را گرفتندو فردي از افراد يگان ويژه که هيکل درشتي هم داشت با چرخاندن باتوم در هوا و با نعره مي گفت"برگرديد تظاهرات ممنوع است".
ازچهاراه طالقاني به سمت چهارراه ولي عصر 4گروه 20نفري از نيروهاي سرکوبگر شامل بسيجيان و نيروهاي گارد ويژه در دو سوي خيابان صف کشيده بودند.
به سمت ميدان ولي عصربرگشتم:تمام حاشيه خيابان مملو از نيروهاي امنيتي بود در اينجا بسيجي ها بيشترشون فقط کلاه و جليقه ساده داشتندوسوار موتور بودند رفتم 7تير وسوار مترو شدم پيچ شميران پياده شدم و به سمت ولي عصر راه افتادم در برگشتن از مسير هنوزدر بلندگوهاي ايستگاه مترو در پيچ شميران از مردم مي خواستند که از ايستگاههاي ديگري براي عبورو مروور به ايستگاههاي "انقلاب"وميدان شهدا" استفاده کنند چون اين استگاهها بسته است!!در طول مسيرجمعيت عادي بودند مثل روزهاي عادي به ميدان فردوسي که نزديک شدم ديدم دور ميدان در پياده روها و حتي داخل ميدان و اطراف آن نيروهاي يگان ويژه با ماشينهاي مخصوص حمل نيروها و ماشينهايي که براي بردن افراد در نظر گرفته بودند دورتادور خيابانها را گرفته بودند چيزي که توجه من را بيشتر جلب کرد تجهيز بيشتر نيروها و بيشتر شدن نيروهاي گارد ويژه نسبت به بسيجي ها با حرکت به سمت انقلاب بود.
ازخيابان ويلا که گذشتم اصلا فکر نمي کردم که تمام اين عابران پياده تظاهر کننده ها هستند کساني که اگر تا انقلاب با هاشون همراه مي شدي متوجه مي شدي خيال برگشتن به خانه هاي شان را ندارند
کم کم متوجه مي شدي اين جمعيت پياده فقط به به سمت بالا(خيابان انقلاب)مي روند در پشت سر کسي بر نمي گشت.
در چهارراه ولي عصر باز جلوي ما رو گرفتند مردم نيروهاي گارد يگان ويژه را دور زدند در طول مسير نيروهايي که معلوم بود از شهرستانها آورده بودند ديده مي شد همينطور نيروهاي بسيجي با سنهاي پايين .بعضي از آنها معلوم بود18 سال هم ندارند وبصضي ديگر هم معلوم بود به شدت هم مضطرب بودند وهم بعضي ديگر هم لباس مشخص بسيجي ها ولباس شخيصي ها را بر تن داشتند افراد ديگري از آنها ايستاده بودند در حالي که باتونهاي در دستشان را در هوا مي چرخاندند ونگاههاي خشمگينانه نثار مردم مي کردند و بعضي به شدت مضطرب بودندبعضي با مردم خوش و بش مي کردند که تعدادشان زياد نبود و تعدادي هم سربازان وظيفه خسته اي بودند که در کنار پياده روهاايستاده بودندولباس مخصوص گارد هم نداشتند گاردها يي هم که با لباسهاي مخصوصي با باتوم و"شوکر "مسلح بودند درجلوي پارک دانشجو به سمت انقلاب مسلح ايستاده بوند
مردم تظاهر کننده هم از پيرمرها و پيرزنهايي که عصا مي زدند و زن وشوهر تا فرزندان وپدرومادران بودند پيرمردها جوانها را وقتي مي ترسيدند به آرامش دعوت مي کردند و من از پيرزنها مي شنيدم که از ديدن و شنيدن صحنه هاي کتک خوردن بي رحمانه و وحشيانه بچه ها و مردم به تنگ آمده و به خيابانها ريخته بودند معلوم بود پدرها ومادرها براي شرکت در تظاهرات و ياحفاظت از فرزندانشان همراهشان بودند.
از جمعيت هيچ شعاري شنيده نمي شد وعلامت يا پارچه و لباس سبزي ديده نمي شد تنها صداي راه رفتن وصحبتهاي مردم باهم صداي آرام به گوش مي رسيد.
نرسيده به دانشگاه تهران نيروهاي يگان ويژه با گارد راه مردم رابستند که مردم از وسط خيابان رد شدند و با پريدن از گاردهاي خط ويژه اتوبوس به مردم آن طرف خيابان پيوستند تا به سمت انقلاب بروند از انقلاب به سمت ولي عصر ماشينها رفت و آمد داشتند ولي مسير رفت و آمد اتومبيلها به سمت انقلاب مسير بسته بود
در اين ميان ماشينها و نيروهاي يگان ويژه از خط ويژه اتوبوس در وسط خيابان انقلاب به سمت ميدان انقلاب حرکت مي کردند مکثل اينکه همه چيز براي يک در گيري تمام عيار از قبل آماده بود.
همزمان موتورهاسواراني از بسيجيان با لباسهاي گارد يگان ويژه با تنظيم بد موتوهاشون وقتي همه با هم يکدفعه شروع به گاز دادن کردند که صداي وحشتناکي از اگزوز آنها شنيده مي شد کوچکترها راترساند وبزرکترها دعوت به آرامش مي کردند(بسيجي ها جليقه هاي گارد ويژه وبا آرم سپاه بر تن داشتند و چهره و تيپ وحالت گارد گرفتنشون از نبروهاي مخصوص گارد ويژه قابل تسخيص بودند)
بعد ازاينها گروهي رد شدن و بلافاصله همزمان با صداي و حشتناک اگزوز موتورها تير هوايي شليک کردند ولي مردم باز ادامه مي دادند کسي بر نمي گشت.در اين ميان با موتور سوارعاديي تصادف کردند که موتور سوار نقش خيابان شد مردم براي کمک آمدند که نيروهاي يگان ويژه اجازه ندادند و مردم يگان ويژه را پس زدند تا به موتور سوار کمک کنند.
در جلوي دانشگاه تهران صحنه اي بود که چون دوربين همراه نداشتم شايد از ثبت نکردن آن تا مدتها افسوس بخورم.
در حالي که درهاي دانشگاه تهران کاملا بسته بودندوعده ايي در آن گير افتاده بودند و عده ايي هم نزديک نرده هاي حصار دور دانشگاه مردم را تماشا مي کردند در جلوي دانشگاه عده ايي از بسيجيان در حالي که پلاکاردهايي از شعار با مضمون:انگليسي به خانه ات برگرد" و خيابان جاي اراذل و اوباش نيست"روبه مردم دست داشتند و درست در پشت سر و جلوي نيروهاي "گادر گرفته" يگان ويژه ايستاده بودند عده ايي از دانشجويان دانشگاه تهران از نرده هاي درب اصلي دانشگاه دانشگاه بالا رفته در حالي که نوشته هاي"مرگ بر ديکتاتور"را در دستانشان داشتند و دستهاي خود را به علامت پبروزي بالا برده بودند بدون "صدا وشعار" پشت سر بسيجيان و گارد ويژه صف کشيده در درب اصلي دانشگاه تهران ديده مي شدند مردم دو طرف خيابان هم همزمان با آنها بدون شعار و صدا يکباره دستهايشان را به علامت پيروزي بالا بردند.
به سمت ميدان انقلاب حرکت کرديم نيروهاي امنيتي جمعيت را مجبور کردند که از پيده روي باريک منتهي به خيبان انقلاب عبور کنند به کسي اجازه عبور از خيابان داده نمي شد
همزمان نيروهاي يگان ويژه همراه با گاردهايي ضد ضربه ايي که بدست داشتند برخلاف جهت حرکت مرم از سمت ميدان انقلاب به پايين در همان مسير در حرکت بودند و گاردهاي شان با مردم برخورد مي کرد
مردم چيزي نمي گفتند و به راهشان ادامه مي دادند که مردم را که مسير سمت چپي منتهي به ميدان انقلاب در حال حرکت بودند را مجبور به تغيير مسير در خيابان فرعي در همان سمت کردندمردمي که مجبور به داخل شدن به خيابان شده بودند در انتهاي خيابان قصد برگشتن و پيوستن به مردمي که به سمت ميدان انقلاب مي کردند را داشتند که در ميانه راه توسط نيروهاي يگان ويژه متوقب شدند صداي اعتراض ها به گوش رسيد و بلندتر شد همزمان جلوي عبور مردم به سمت خيابان انقلاب را هم گرفتند و مردم را متوقف کردند صداي فرياد و ناله از انتهاي خيابان فرعي به گوش مي رسيد مردم به يک باره به انتهاي خيابان ريختند
مردم با نيروهاي امنيتي در هم ريخته بودند و صداها بلندتر مي شد گازاشک آور زدند به مردم وحتي بچه هاي کوچک همراه پدرومادرها را مي زندن حمله کردند و من مجبور شدم ازمحل دور شوم
شب خيابانها از آتش و گاز اشک آوروفرياد و خون پربودهلي کوپترها برفراز دود و خون وآتش پرواز مي کردند تا روح سبز شهيدانمان را بلاتر از آنها برسد...بوي دود وخون...معلوم شد ديکتاتور مي کشد...
فرداي آن روز يکشنبه صبح ماموران شهرداري داشنتد خيابانها را از خون مردم مي شستند
تا صبح ديگري براي تهران آغاز شود...

0 نظرات: