۱۳۸۸ خرداد ۲۹, جمعه

نامه ایی به حداد عادل و رجال سیاسی پس و پشت پرده

سخني با رجال سياسي:
تشبيه مردم تظاهر کننده ايي که بيشتر از يک ميليون مي شدند به "خارو خاشاک" من را ياد گفته هاي "ازهاري"در اواخر سلطنت شاهنشاهي رژيم سابق مي اندازد که مي گفت:اين صداها نوارند"ومردم هم پاسخ مي دادند"ازهاري بيچاره بازهم مي گي نواره نوار که پا نداره!"حال بعيد نيست که جمعيت يک ميايوني که احمدي نژاد "ريس دولت کودتاي فعلي " مردم راخارو خاشاک بنامد وشايد هم در اين شبها فرياد مردم را نشنيده بگيرد و وقتي کار به کرشدن گوشهايش رسيد اين صداها را نوار بخواند!
ما هم به ريس دولت کودتا و توهین کننده به ملتی قدرتش برآن تحمیل می شود مي گوييم:
"خس و خاشاک تویی دشمن این خاک تویی"
آقاي حداد عادل:در سخراني ديروز خود در ميدان ولي عصربا استناد به 1500000شهيدوجانبازي که در راه انقلاب داديم مي گفتيد:اينها مي خواهند توطعه کنند وما نمي گذاريم!
جناب حداد عادل:در اين ميانه ي فرياد که گوشهايي که برايشان نفعي ندارد وازشنيدن فرياد مردمي که خود فرياد زن انقلاب بودند ابا دارند از شما بعيد نيست طور ديگري باشيد.
فقط اين را بدانيد همين مردمي که برايشان فرياد مي زنيد و سخنراني مي کنيد و ديروز مي خواستيد آنها را با روبرو کردن باهم به جان هم بيندازيد(واين ميان استفاده تبليغاتي بکنيد)وهمان مردمي که احمدي نژاد "خاروخاشاک"مي خوانندشان"همه مردمند ودر يک وطن"در حالي در اين 30سال که نامردي ها بسيار ديده اند و نامرادي هاي طاقت فرسا چشيده اند ثمره ايي جز دروغ و دروغ نمايي نديده اند و تيغ ظلم تا جايي به استخوانشان رسيده که خود را در مقابل گلوله مي بينند ولي نمي هراسند وباز نمي ايستند وحال که طمع قدرت کار را به جايي رسانده که فردي که از ميان شما برخاسته با خود شما مي جنگد و از دشمن درون مي گويد و با اينکه خود را "مردمي مي نامد "و ناجوانمردانه مردم را به خاک و خون مي کشد وبه آنها توهين مي کند ومردم رابه"خودي و ناخودي"تقسيم مي کند و "خودي ها" را طرفداران خود مي داند شما نه تنهاخاموش نشسته ايد بلکه فرياد دفاع از او سر مي دهيد!اين فرد نه به نظامي که خود از آن برآمده تمکين داردو نه به مردمي که اين نظام را بر آورده اند رحم مي کند.
همانطور که در اين 30سال ولايت فقيه را ناديده مي گيرد وهمه اين سي سال را سالهاي ظلم مي شمارد و همه دستاوردهاي اين انقلاب را به هيچ مي انگارد و خود را سرآغاز انقلاب و دوره خود را "عصر جديدي" مي انگارد!خودرا فرزند پيغمبر مي خواند و خود را واسطه امام زمان مي خواند و از يک انسان عادي از خود قديسي مي سازد که تقدس دين را زير سوال مي برد مگر نه اين بود که تا مدتي پيش شعار ما "يا ايها المسلمون اتحدوا اتحدوا"بود و آرمان ما صدور انقلاب؟!حال چه شده است که اينچنين با دشمن تراشي اين اين افراد از درون نه تنهااز دشمن بيرون غافل مانده ايد بلکه از درون دشمن خود شده ايد و حاکميت را ومردم را دو دسته ودر مقابل هم قرار داده ايد مگر نه اينست که حاکميت جز به يک دسته گي و اتحاد ملت امکانپذير نيست و نه اينست که بردن آبروي افراد جامعه از لحاظ شرعي و اخلاقي و وجداني صحيح نيست بردن آبروي فردي که خود در نظام و از ارکان نظام است و مبارز سالهاي قبل و بعد از انقلاب آيا اين جز بد بيني مردم به نظام ثمره ديگري دارد؟ مگر نه اينست که ايشان هنوز ريس تشخيص مصلحت نظام اند ودر نمازجمعه ها در پشت سرشان نماز مي خوانند اگر اينطور است پس نماز پشت سر مفسد چگونه با آيين دين اسلام سازگاراست؟!
آيا نه اينست که منظور از طرح اين مسايل در شب مناظره از زبان احمدي نژاد چيزي جز کسب راي مي توانسته باشد در حالي که ايشان مي توانسته اند قانون مدارانه و با احترام به قانون که آيين نظم به زندگي اجتماعي است در دادگاه اسلامي و با ادله و مستندات قوي و موجه شکايت خود را چه شخصا و چه به شکل مدعي العموم مطرح نمايند و مردم را بواسطه طمع قدرت وسيله ايي براي کسب قدرت ننمايند مگر نه اينست که اگر ادادگاه اسلامي هم در جامعه اسلامي نباشد!"حاکم اسلامي"هست که فرياد رس باشد واگرهم نيست پس آن جامعه اسلامي نيست!و اگر هست پس چرا محمود احمدي نژاد ايشان را ناديده مي گيرد و خود را مقدم و مصلح براي رسيدگي و دفع تظام مي داند؟!آيا اين زير سوال بردن حاکميت وناديده گرفتن قانون نيست؟رفتاري که ثمره آن را در وضع فعلي جامعه مي بينيد ريس جمهوري که جامعه وحاکميت را دچار دودستگي کرده و مردم وحاکميت را روبه رو ي هم قرار داده و ادامه مديريتش بر اين خاک ثمره ايي جز فروپاشي اين خاک عزيز نخواهد داشت چيزي که هيچ دوستدار وطني اين را حتي به قيمت پاره پاره شدن تنش نخواهد خواست.
آيا مگر نه اينست که مردم ايران زماني به مشروعيت نظام شاهنشاهي شک کردند وعليه آن شوريدند که آن خفقان و سرکوب را در نظام سابق ديدند؟چه بسا کساني که شما اينک در خيابانها مي بيننيد واحمدي نژاد آنها را گخارو خاشاک" مي نامد به شخص ديگري ويا خود وي راي داده بودند و حال که ناظر بر"شمارش يکباره"مقدار زيادي از آرا ونظامي گري که در خيابانها به بهانه امنيت براي انتخابات از روز جمع آوري آرابودند(در حالي که مردم فهيم و با فرهنگ ايران با نظمي بي نظير و مشارکتي بي مانند وآرامش وصف ناپذير در انتخابات شرکت کردند)وسپس قطع وسايل ارتباطي و سرکوب و حال که دولت قصد دارد با قدرت نظامي گري خود محدوديتي براي آمد وشد در خيابانها اجرا کنند را مي بينندو با مشاهده اين وضعيت مشکوک و تبديل شدن ايران به بحران و زنداني براي کشتار و سرکوب مردم اين ذهنهاي آزادو مظاوم و با عزت به جمعيتي ميليوني تبديل شده اند که روزها در خيابان و شبها در پشت بام ها"الله اکبر گويان"و بينا تر و شنوا تر از شما همانطور که پرشور در انتخابات شرکت کردندوحقي که از اين بابت بر گردن شما دارند پرتوان تر از قبل خواست خود را فرياد مي زنند.
آيا صداي ملت و فرياد ملتي که هر روز رساتر و بلند حق خود را مي طلبد حقي که خود بهتر ازشما به آن آگاه است وسرکوب و يا ناديده گرفتن آن از سوي دولت چيز ديگري را جزکودتاي دولت بر عليه مردم در اذهان بي غرض و شفاف منعکس مي کند؟!
آقاي حداد عادل آن شهيدان برراستي بزرگواري که شما از آنها ياد مي کنيد همانطور که با نيت حفظ جان و ناموس خود از جان و مال خود گذشتند و جان خود را آماج خطر کردند تا هموطنشان"زنده وآزاد "بماند اگر اين روز بودند مطمعن باشيبد هيچ گاه حاضر نمي شدند دست به اسلحه ببرند تا جگر گوشه هاي اين خاک مظلوم وعزيز را در خيابانها به کشتن بدهند.پس اگر مانديد و مردم را کشتيد از ماندنتان خوشحال نباشيد که در عوض در پيشگاه ملت ايران آبروي خود را برده ايد آبروي شما نزد ملت"سرمايه و مشروعيت"شماست.
آقاي حداد عادل:اين مردم همان مردمي هستند اگر در خياباها نمي ريختند و اگر شعارها و شهيدانشان نبود اين انقلاب به ثمر نمي رسيد که حال شما با و عده پول نفت و با پول نفت تير بر سرشان خالي کنيد مردمي که بعد از 30 سال شعار دادن براي شما ميخواهند براي خواسته خودشان شعار دهند اين را بدانيد که اين مردم نيستند که عوض شده اند چناچه مي دانيد اين حکومت شماست که در طول زمان چهره کريه خود را بيش از پيش نمايان مي سازد.
اين را بدانيد که اين نه شمايد که مي توانيد ادعاي مالکيت و صيانت از خون شهدا را داشته باشيد و نه هر کس ديگري که با بازي سياست وبازي با حرمت خون شهدا قصد مشروعيت بخشيدن به حاکميت ظلم خود را دارد.
"اين مردم مظلومند که صاحب و مدافع واقعي خون فرزندانشان هستند"
اين سخن فردي از ميان ملت بود نه تنها به شما بلکه به همه رجال سياسي در پشت پرده وپس پرده حکومت شما.نگذاريد فردا براي شما دير بشود.
اين نامه اعلان 30سال فرياد فروخورده ملت ايران به ظلم شما بر مردم است.
شهادت 7تن از فرزندان ايران زمين بدست عمال مردم کش دولت ايران برهمه انسان صفتان تسليت باد___________________________________________________________توضيح:اين نامه در تاريخ88.03.27براي آقاي حداد عادل ارسال شده و در صورت توضيح وپاسخ در سايت به آدرس:
www.mardoom.blogspot.com
منتشر خواهد شد.
از افرادي که اين نامه را مي خوانند خواهشمندم اين نامه را براي اجبار به پاسخگويي از جانب ايشان و يا جلوگيري بيشتر از بيهوده گويي هاي اين سران خشن در شبکه اينترتت و هر طور ديگري که مي دانند منتشر کنند.

___________________________________________________________همينطور بخوانيد:
سايت شهاب نيوز در مقاله کوتاهي از اظهارات حدادعادل در ميدان ولي عصر در روز سه شنبه ابراز شگفتي کرد.
اين سايت نوشت:
حداد عادل در بخشي از سخنراني خود با بيان اينکه خدا مي‌داند من اين سخنان را براي رفع شبهه مي‌گويم اظهار داشت: «در کجاي دنيا سابقه دارد که قبل از شمارش آرا واعلام رسمي نتايج، کانديدايي کنفرانس خبري بگذارد و خود را رئيس‌جمهور اعلام کرده و کسي ديگري نيز به او تبريک بگويد. از شما سوال مي‌کنم وقتي هنوز انتخابات تمام نشده و در صندوق راي باز نشده شما از کجا مطمئن بوديد که اکثريت آرا را به دست آورده و اعلام پيروزي کرديد. ».
آقاي عادل که اين روزها به حامي سرسخت رئيس دولت نهم تبديل شده و گويا پس از دو سال روزه سکوت خود را شکسته است؛ البته به اين سئوال پاسخ نداد که اگر چنين چيزي رسم نيست، چگونه است که رسانه‌هاي حامي محمود احمدي‌نژاد حدود 4 ساعت قبل از پايان انتخابات پيروزي احمدي‌نژاد را اعلام مي‌کنند و حتي عدد و رقم نيز ارايه مي‌دهند! چگونه است که خبرگزاري رسمي دولت (ايرنا) و خبرگزاري منتسب به سپاه پاسداران (خبرگزاري فارس) در حالي که هنوز انتخابات به پايان نرسيده است (ساعت 22 جمعه) اعلام مي‌کنند که محمود احمدي‌نژاد حدود 65 درصد آرا را به دست آورده و پيروز شده است؟! اگر ايشان کنفرانس خبري ميرحسين موسوي در ساعت 23 روز جمعه را قابل شماتت مي‌دانند، چگونه است که به ما اجازه نمي‌دهند پيشگويي دقيق! خبرگزاري رسمي دولت و سايت‌هاي دولتي آن هم قبل از پايان انتخابات را مشکوک ندانيم؟!
رئيس کميسيون فرهنگي مجلس در بخش ديگري از اظهارات خود با اشاره به نظرسنجي‌هاي مختلف صورت گرفته در ماه‌هاي قبل از انتخابات گفت: ما اين نظرسنجي‌ها را که توسط چندين دستگاه مختلف صورت مي‌گرفت بررسي کرديم و ديديم که در هيچکدام از اين نظرسنجي‌ها که مربوط به کل کشور بود آقاي ميرحسين از آقاي احمدي‌نژاد جلوتر نبود. بايد در نظر بگيريم که همين نظرسنجي‌ها بود که چند روز مانده به انتخابات سال 76 نشان دادکه مردم نسبت به آقاي خاتمي اقبال بيشتري دارد.
متاسفانه اظهارات آقاي حداد عادل در اين زمينه هم به شبهات و بدگماني‌ها دامن زد. اول آن که بر خلاف اظهارات وي، تقريباً تمام نظرسنجي‌هايي که توسط نهادهاي مستقل و مؤسسات غير حامي آقاي احمدي‌نژاد انجام شده، نشان داده است که آراي ميرحسين موسوي حداقل 10 درصد بيشتر از‌ آراي رئيس دولت نهم است. از اين مهم‌تر اگر استدلال آقاي حداد عادل را بپذيريم و نتايج نظرسنجي‌ها را ملاک بگيريم؛ انتخابات سال 1384 که نظرسنجي‌هاي تمام مؤسسات بيانگر پيروزي هاشمي رفسنجاني بود را بايد چگونه توضيح دهيم؟ آيا اگر نتايج نظرسنجي‌ها ملاک ما باشد، نبايد اين گونه فکر کنيم که در انتخابات سال 84 نيز تقلب شده و هاشمي رفسنجاني پيروز انتخابات بوده است؟
حداد عادل در بخش ديگري از اظهارات خود گفت: «‌اگر ما به سازوکار و قوانين انتخابات در ايران ولو اينکه خود شکست بخوريم احترام بگذاريم اين براي آينده نظام سودمندتر است حتي اگر با پيروزي و يا شکست همراه شود».
اين نقطه‌نظر آقاي حداد عادل نيز به پرسش‌ها و شبهات موجود دامن زد. سئوال اصلي اين است که اگر آقاي عادل و همفکران ايشان معتقدند قوانين انتخاباتي بايد به هر قيمتي ولو شکست در انتخابات مراعات شوند؛ چرا هنگامي که دولت نهم بسياري از قوانين انتخابات را نقض کرد ديدگاه خود را مطرح نکردند؟ چرا هنگامي که آشکارا از امکانات و منابع دولتي به نفع آقاي احمدي‌نژاد استفاده شد، چرا در زمان عملکرد يکجانبه صدا و سيما، چرا در جريان اخراج ناظران مهندس موسوي از پاي برخي صندوق‌ها، چرا در جريان اعلان زودهنگام پيروزي آقاي احمدي‌نژاد و صداها چراي ديگر به زبان نيامدند؟

هیچ نظری موجود نیست: