یادتون هست که در پست دوم حدس زده بودم افشاگری های احمدی نژاد زمینه
سازی برای جلب نظر مردم برای اثبات عدم تقلب وشاید شلوغ کردن برای
پراکنده گی افکاری که بر روی این مسئله در انتخابات متمرکز شده اند ونیز کسب
حیثیت برای اوست در برابر مردم وبستن کوله بار برای 4سال دیگر؟
امشب مجری مناظره ومدیر شبکه3 چند بار تذکراتی را در مورد صحبت نکردن در مورد رقیب انتخاباتی می داد( آنچان که او از قانون منظره انتخاباتی می داند و اطلاع دارد که فقط رقیبان انتخاباتی می توانند در مورد خود صحبت کنند ونیز خارج از این محدوده واز میان کسانی غیر از کاندیداها اگر صحبتی به میان آید میبایست وقت برای مناظره برای فرد مذکور در مظر گرفته شود تا از خود دفاع کند واگر صحبت از میان کسانی باشد که رقیب انتخاباتی اند باید در برنامه بعدی برای ایشان وقت اضافه در نضرگرفته شود تا از خود دفاع نمایند) این تذکرات بعید بود و جالب اینجا بود که آقای موسوی خود به ایشان گوشزد نمودند که تذکرات ایشان صحیح نیست و من برای گفتن و مناظره اینجا هستم و چرا شما شبهای قبل اینچنین ایرادی نمی گرفتید؟
همه در شب مناظره بین آقای موسوی وآقای احمدی نژاد ترسی را که این مجری مناظره و مدیر شبکه3برای بیان کمبود وقت به احمدی نژاد داشت را از یاد نبرده ایم وهم رنگ رخساره ایشان هم خبر ازترسی مضاعف می داد در حالی که ایشان امشب در میان مناظره آقایان کروبی و موسوی بارها میان سخنان کاندیداها پریدند تا تذکر قانونی برهند !!آنهم وقتی نه صحبت از کس دیگر بلکه صحبت از رقیب انتخاباتی بود که فردا وقت مناظره ودفاع از خود را داشت.
همه این ملاحظه کاریها ابتدا خبر از عدم آزادی و خفقان و مدح گویی از ترس عزل و نیز از پیش بینی و شاید آگاهی بی قید وشرط مدیران فعلی از نتیجه انتخابات دارد!!
شما چه فکر می کنید آیا اینبار هم تقلب می برد؟!
چند شب پیش مطلبی را از سایت یکی از حامیان احمدی نژاد می خواندم از آقای فرهاد جعفری نویسنده و روزنامه نگار مولف کتاب" کافه پیانو" مطلب زیر را بخوانید تا متوجه عمق فاجعه فکری ایشان بشوید واین را مشت نمونه خرواری از طرز فکر احمدی نژادیسم در میان طرفدارانش بدانید:
"در سوم تیر 84، من تحریمی بودم. و در هر دو مرحله، به هیچ کاندیدایی رای ندادم. خیلیها هم مثل من رای ندادند و راهبرد عدم مشارکت را در پیش گرفتند.
آقای احمدینژاد که رئیسجمهور شد، از بعضی اطرافیانم که در آن رایگیری شرکت کرده بودند میپرسیدم
تو به احمدینژاد رای دادی؟!». میگفت «نه». از دیگری میپرسیدم، میگفت «نه». از سومی، از
چهارمی؛ تقریباً همه پاسخشان «نه» بود. تکلیف رقبای دومخردادی ایشان هم که معلوم بود. یا به معین
رای داده بودند یا به هاشمی رفسنجانی
از خودم میپرسیدم «بهجز پایگاه رای سنتی جریان اصولگرا، پس کی به احمدینژاد رای داده؟!». یکبار به
طعنه و طنز به خودم گفتم: «لابد خدا بهش رای داده!... لابد کار خدا بوده. وگرنه، هیچ رقمه با عقل جور در
نمیآید!"
چون ایشان آنقدر متعصب پروپاقرص اند که از جیب خودشان به بی بی سی فارسی زنگ می زنند و از خوبی های آقای احمدی نژاد می گویند و جواب های آموزنده ایی هم می گیرند. جالب اینجاست که این آقا ادعا می کند که از هیچ وسیله ارتباط جمعی استفاده نمیکند(باز به قول خودشان مثل بعضی ها...!!)مطب زیر از بلاگ ایشان است:(تحت عنوان مناظره کروبی و احمدی نژاد)
من خیلی که هنر کنم بلدم به دیگران ایمیل بزنم و چند صفحه در دنیای مجازی باز کنم و بخوانم. یا خیلی که هنر کنم بلدم صبط ماشینم را روشن خاموش کنم! اما آنها به اغلب ابزارهای جهان دیجیتالی و اینترنتی و ماهوارهای و کار با آنها مسلط اند!
جالبتر اینجاست که ایشان کتابی را منتشر بوده که بسیار پرفروش هم بوده اگررمان ایشان را بخوانید می بینید که کتابی است روشنفکر نمایانه از بیان روشفکران کافه یی که به کافه می روند و اینترنت را هنوز لوکس می دانند!(به قول یکی از خوانندگان بلاگش در کامنتی که در بلاگ جعفری گذاشته بود می گوید:" شبه روشنفکری سالهاست که در کشور های پیشرفته رنگ باخته و ما در ایران در این جزیره جدا افتاده و بی خبر از دنیا، هنوز در حال و هوای اسنوبیسم قرن 19 و 20 اروپای پیر است."
در این کتاب خواندنی و بسیار تفننی که بغد از خواندن کتاب بسیار شیفته آن خواهید شد وبعد خود را لعنت می کنید(البته جسارتا عرض می کنم)
که این چه بود که خواندم ودر این وقتی که گذاشتم واین 266صفحه را مطالعه کردم کتاب بهتری چاپ نشده بود؟!!
بیش از همه احساس ملامت وشرم ساری است که بعد از خواندن لغات رکیک این کتاب به شما دست می دهد و کتاب را که که می بندید حالت بدی وجود شما را فرا می گیرد که باز این چه بود که خواندم و آخر که کتاب را می بندید و شاید از ترس بچه کوچیک جایی قایمش کنید این فکر به ذهن شما میرسد:که این شخص اسطوره شجاعت است بعد کمی به فکر فرو می روید که این کتاب چگونه مجوز گرفته و چاپ شده؟!!اگه تا حالا به کنجکاوی خود غلبه نکرده اید و کتاب را در دست دارید سری به بلاگ این نویسنده بزنید تا دلیل را خود در یابید توصیه می کنم به که کنجکاوی خود پاسخ درست بدهید ولی اگرخواستید در آن سایت نظر بدهید بدانید احیانا بخش نظرات بلاگ ایشان بسته است(کامنت ها باز نیست حتی بعدازبایید و تایید بلاگر!)اگر می خواهید کمی هیجان خاص!پیدا کنید حتما این کتاب را بخوانید واگر نوجوان در سن بلوغ دارید فعلا از دسترسش دور نگه دارید!
چون این کتاب پراز صحنه های خاصی است که اگر در هر کتاب دیگر بود اجازه راه یابی به وزارت ارشاد هم نداشت! حال آنکه می دانیم چه تعداد کتاب با عدم تمدید مجوز چاپ با اینکه قبلا بارها چاپ شده بودند حالا از گردونه انتشار خارج شدند چون حالا مجوز چاپ نمی دهند!(در حالی که کتاب جعفری اولین چاپش را سال84 به خود دیده) ودر نمایشگاه کتاب پارسال حتی کتابهای چاپ شده را در روز اول از نمایشگاه جمع کردند کتابهایی که مجوز انتشار و فروش و ارایه در نمایشگاه کتاب تهران را در آن سال را داشتند.
برای اینکه این حرف من از طرف مکذبین قهار دولت نهم تکذیب نشود که هر کدام قیم و سخنگوی همه اند و تکذیب گر مخالف. شایان ذکر است که جمع کردن یک روزه کتابهای صادق هدایت را به خاطر بیاورم (یک نمونه آشنا و ملموس برای هر کتاب خوان را آوردم لیست کلی بماند!) از نمایشگاه کتاب پارسال آنهم به بهانه وجود مطالب غیر صحیح برای روحیه جامعه در کتابهای این نویسنده.
حال آنکه حتی دستور دادند بر روی عکسهای صادق هدایت پارچه بیندارند
وچه خوش گفت جهانگیر هدایت:که چه بهتر که صادق هدایت اینهمه خفقان را نبیند!
کتاب کافه پیانووکتابهای بی مجوز صادق هدایت مشتی نمونه خروار از راهیابی پارتی با زیر پا گذاشتن ارزشهای دینی وترس دولت از قلم منفقد و غیر مدح گو یا کسی که از نظر ایشان گمراه باشد و نیز ارزش فروش قلم و جایگاهی که قلم فروش و مداح دولتی دارد.
حال این چه هدفی است که باید ارزشهای دینی هم نا دیده گرفته شوند؟؟!!
تعریف وظیفه این دولت شده:"عیار سنجی برای معین کردن مرتد مرتجع وگمراه هانی که تن به ذلت مدح این دولت نمی دهند"چنانکه همین آقای ناطق نوری تا مدتی پیش که تایید کننده احمدی نژاد بود چون روبرگرداند حال در لیست سیاه است وبی ربط نیست که آقای احمدی نژاد مدتی که می گذرد یادآوری یا تهدید می کنند که این لیست ادامه دارد...شاید عنوان فیلم ترسناک بعدی سینمای ایران این باشد"احمدی نژاد می آید..."!!
در مناظره امشب آقای موسوی مطالب جالبی گفتند که انتظار می رفت:مثل توضیح بازی احمدی نژاد با آمار و نسبتها(مثل ضریت جینی)که البته در تاپیک قبلی به آن اشاره کردم ونیز آقای موسوی در رابطه با گروههایی که باعث محدودیت های مدنی در دوران آقای موسوی می شدند گفتند:اختار نیروهای محدود کننده اختیارت مدنی مردم در دست ایشان نبوداین نکته را قبلا در قسمت نقد اختیارات مدنی نخست وزیر بر اساس سرفصل اختارات نخست وزیر مرور کرده ایم البته همه می دانیم که این گروهها تحت نام گروههای فشار ولباس شخصی در دوران آقای خاتمی چه مصایبی را به بار آوردند ودر زمان آقای احمدی نژاد با آزادی کامل و نفوذی که در نیروی انتظامی به دست آوردند وحمایتی که از طرف نیروی انفظامی شدند براستی نیروی انتظامی را به مثابه نیروی فشار و شهرها بخصوص تهران را به پادگانی نظامی مبدل کردند که در گوشه به گوشه آن نیروهای انتظامی و گشتهای ارشاد به بهانه های مختلفی چون حفظ حجاب و شعاعر اسلامی برای مردم ایجاد مزاحمت می کردند همه شاهد بودیم که اینان با وجود حضور والدین وعدم رضایت شان کودکان و فرزندان ایشان را به بهانه حفظ شعاعر اسلامی به کلانتری ها می برندند و به درخواستها و التماسها هم کاری نداشتند واینچنین ارشاد اسلامی می نمودند.این بود احترام به شهروندانی که با حضوردر خیابانها انقلاب کردند! وامیدواریم آقای موسوی با شجاعتی که در بیان این مطلب داشتند به محدود کردن لباس شخص ها و گروههای فشار مبادرت ورزند
سازی برای جلب نظر مردم برای اثبات عدم تقلب وشاید شلوغ کردن برای
پراکنده گی افکاری که بر روی این مسئله در انتخابات متمرکز شده اند ونیز کسب
حیثیت برای اوست در برابر مردم وبستن کوله بار برای 4سال دیگر؟
امشب مجری مناظره ومدیر شبکه3 چند بار تذکراتی را در مورد صحبت نکردن در مورد رقیب انتخاباتی می داد( آنچان که او از قانون منظره انتخاباتی می داند و اطلاع دارد که فقط رقیبان انتخاباتی می توانند در مورد خود صحبت کنند ونیز خارج از این محدوده واز میان کسانی غیر از کاندیداها اگر صحبتی به میان آید میبایست وقت برای مناظره برای فرد مذکور در مظر گرفته شود تا از خود دفاع کند واگر صحبت از میان کسانی باشد که رقیب انتخاباتی اند باید در برنامه بعدی برای ایشان وقت اضافه در نضرگرفته شود تا از خود دفاع نمایند) این تذکرات بعید بود و جالب اینجا بود که آقای موسوی خود به ایشان گوشزد نمودند که تذکرات ایشان صحیح نیست و من برای گفتن و مناظره اینجا هستم و چرا شما شبهای قبل اینچنین ایرادی نمی گرفتید؟
همه در شب مناظره بین آقای موسوی وآقای احمدی نژاد ترسی را که این مجری مناظره و مدیر شبکه3برای بیان کمبود وقت به احمدی نژاد داشت را از یاد نبرده ایم وهم رنگ رخساره ایشان هم خبر ازترسی مضاعف می داد در حالی که ایشان امشب در میان مناظره آقایان کروبی و موسوی بارها میان سخنان کاندیداها پریدند تا تذکر قانونی برهند !!آنهم وقتی نه صحبت از کس دیگر بلکه صحبت از رقیب انتخاباتی بود که فردا وقت مناظره ودفاع از خود را داشت.
همه این ملاحظه کاریها ابتدا خبر از عدم آزادی و خفقان و مدح گویی از ترس عزل و نیز از پیش بینی و شاید آگاهی بی قید وشرط مدیران فعلی از نتیجه انتخابات دارد!!
شما چه فکر می کنید آیا اینبار هم تقلب می برد؟!
چند شب پیش مطلبی را از سایت یکی از حامیان احمدی نژاد می خواندم از آقای فرهاد جعفری نویسنده و روزنامه نگار مولف کتاب" کافه پیانو" مطلب زیر را بخوانید تا متوجه عمق فاجعه فکری ایشان بشوید واین را مشت نمونه خرواری از طرز فکر احمدی نژادیسم در میان طرفدارانش بدانید:
"در سوم تیر 84، من تحریمی بودم. و در هر دو مرحله، به هیچ کاندیدایی رای ندادم. خیلیها هم مثل من رای ندادند و راهبرد عدم مشارکت را در پیش گرفتند.
آقای احمدینژاد که رئیسجمهور شد، از بعضی اطرافیانم که در آن رایگیری شرکت کرده بودند میپرسیدم
تو به احمدینژاد رای دادی؟!». میگفت «نه». از دیگری میپرسیدم، میگفت «نه». از سومی، از
چهارمی؛ تقریباً همه پاسخشان «نه» بود. تکلیف رقبای دومخردادی ایشان هم که معلوم بود. یا به معین
رای داده بودند یا به هاشمی رفسنجانی
از خودم میپرسیدم «بهجز پایگاه رای سنتی جریان اصولگرا، پس کی به احمدینژاد رای داده؟!». یکبار به
طعنه و طنز به خودم گفتم: «لابد خدا بهش رای داده!... لابد کار خدا بوده. وگرنه، هیچ رقمه با عقل جور در
نمیآید!"
چون ایشان آنقدر متعصب پروپاقرص اند که از جیب خودشان به بی بی سی فارسی زنگ می زنند و از خوبی های آقای احمدی نژاد می گویند و جواب های آموزنده ایی هم می گیرند. جالب اینجاست که این آقا ادعا می کند که از هیچ وسیله ارتباط جمعی استفاده نمیکند(باز به قول خودشان مثل بعضی ها...!!)مطب زیر از بلاگ ایشان است:(تحت عنوان مناظره کروبی و احمدی نژاد)
من خیلی که هنر کنم بلدم به دیگران ایمیل بزنم و چند صفحه در دنیای مجازی باز کنم و بخوانم. یا خیلی که هنر کنم بلدم صبط ماشینم را روشن خاموش کنم! اما آنها به اغلب ابزارهای جهان دیجیتالی و اینترنتی و ماهوارهای و کار با آنها مسلط اند!
جالبتر اینجاست که ایشان کتابی را منتشر بوده که بسیار پرفروش هم بوده اگررمان ایشان را بخوانید می بینید که کتابی است روشنفکر نمایانه از بیان روشفکران کافه یی که به کافه می روند و اینترنت را هنوز لوکس می دانند!(به قول یکی از خوانندگان بلاگش در کامنتی که در بلاگ جعفری گذاشته بود می گوید:" شبه روشنفکری سالهاست که در کشور های پیشرفته رنگ باخته و ما در ایران در این جزیره جدا افتاده و بی خبر از دنیا، هنوز در حال و هوای اسنوبیسم قرن 19 و 20 اروپای پیر است."
در این کتاب خواندنی و بسیار تفننی که بغد از خواندن کتاب بسیار شیفته آن خواهید شد وبعد خود را لعنت می کنید(البته جسارتا عرض می کنم)
که این چه بود که خواندم ودر این وقتی که گذاشتم واین 266صفحه را مطالعه کردم کتاب بهتری چاپ نشده بود؟!!
بیش از همه احساس ملامت وشرم ساری است که بعد از خواندن لغات رکیک این کتاب به شما دست می دهد و کتاب را که که می بندید حالت بدی وجود شما را فرا می گیرد که باز این چه بود که خواندم و آخر که کتاب را می بندید و شاید از ترس بچه کوچیک جایی قایمش کنید این فکر به ذهن شما میرسد:که این شخص اسطوره شجاعت است بعد کمی به فکر فرو می روید که این کتاب چگونه مجوز گرفته و چاپ شده؟!!اگه تا حالا به کنجکاوی خود غلبه نکرده اید و کتاب را در دست دارید سری به بلاگ این نویسنده بزنید تا دلیل را خود در یابید توصیه می کنم به که کنجکاوی خود پاسخ درست بدهید ولی اگرخواستید در آن سایت نظر بدهید بدانید احیانا بخش نظرات بلاگ ایشان بسته است(کامنت ها باز نیست حتی بعدازبایید و تایید بلاگر!)اگر می خواهید کمی هیجان خاص!پیدا کنید حتما این کتاب را بخوانید واگر نوجوان در سن بلوغ دارید فعلا از دسترسش دور نگه دارید!
چون این کتاب پراز صحنه های خاصی است که اگر در هر کتاب دیگر بود اجازه راه یابی به وزارت ارشاد هم نداشت! حال آنکه می دانیم چه تعداد کتاب با عدم تمدید مجوز چاپ با اینکه قبلا بارها چاپ شده بودند حالا از گردونه انتشار خارج شدند چون حالا مجوز چاپ نمی دهند!(در حالی که کتاب جعفری اولین چاپش را سال84 به خود دیده) ودر نمایشگاه کتاب پارسال حتی کتابهای چاپ شده را در روز اول از نمایشگاه جمع کردند کتابهایی که مجوز انتشار و فروش و ارایه در نمایشگاه کتاب تهران را در آن سال را داشتند.
برای اینکه این حرف من از طرف مکذبین قهار دولت نهم تکذیب نشود که هر کدام قیم و سخنگوی همه اند و تکذیب گر مخالف. شایان ذکر است که جمع کردن یک روزه کتابهای صادق هدایت را به خاطر بیاورم (یک نمونه آشنا و ملموس برای هر کتاب خوان را آوردم لیست کلی بماند!) از نمایشگاه کتاب پارسال آنهم به بهانه وجود مطالب غیر صحیح برای روحیه جامعه در کتابهای این نویسنده.
حال آنکه حتی دستور دادند بر روی عکسهای صادق هدایت پارچه بیندارند
وچه خوش گفت جهانگیر هدایت:که چه بهتر که صادق هدایت اینهمه خفقان را نبیند!
کتاب کافه پیانووکتابهای بی مجوز صادق هدایت مشتی نمونه خروار از راهیابی پارتی با زیر پا گذاشتن ارزشهای دینی وترس دولت از قلم منفقد و غیر مدح گو یا کسی که از نظر ایشان گمراه باشد و نیز ارزش فروش قلم و جایگاهی که قلم فروش و مداح دولتی دارد.
حال این چه هدفی است که باید ارزشهای دینی هم نا دیده گرفته شوند؟؟!!
تعریف وظیفه این دولت شده:"عیار سنجی برای معین کردن مرتد مرتجع وگمراه هانی که تن به ذلت مدح این دولت نمی دهند"چنانکه همین آقای ناطق نوری تا مدتی پیش که تایید کننده احمدی نژاد بود چون روبرگرداند حال در لیست سیاه است وبی ربط نیست که آقای احمدی نژاد مدتی که می گذرد یادآوری یا تهدید می کنند که این لیست ادامه دارد...شاید عنوان فیلم ترسناک بعدی سینمای ایران این باشد"احمدی نژاد می آید..."!!
در مناظره امشب آقای موسوی مطالب جالبی گفتند که انتظار می رفت:مثل توضیح بازی احمدی نژاد با آمار و نسبتها(مثل ضریت جینی)که البته در تاپیک قبلی به آن اشاره کردم ونیز آقای موسوی در رابطه با گروههایی که باعث محدودیت های مدنی در دوران آقای موسوی می شدند گفتند:اختار نیروهای محدود کننده اختیارت مدنی مردم در دست ایشان نبوداین نکته را قبلا در قسمت نقد اختیارات مدنی نخست وزیر بر اساس سرفصل اختارات نخست وزیر مرور کرده ایم البته همه می دانیم که این گروهها تحت نام گروههای فشار ولباس شخصی در دوران آقای خاتمی چه مصایبی را به بار آوردند ودر زمان آقای احمدی نژاد با آزادی کامل و نفوذی که در نیروی انتظامی به دست آوردند وحمایتی که از طرف نیروی انفظامی شدند براستی نیروی انتظامی را به مثابه نیروی فشار و شهرها بخصوص تهران را به پادگانی نظامی مبدل کردند که در گوشه به گوشه آن نیروهای انتظامی و گشتهای ارشاد به بهانه های مختلفی چون حفظ حجاب و شعاعر اسلامی برای مردم ایجاد مزاحمت می کردند همه شاهد بودیم که اینان با وجود حضور والدین وعدم رضایت شان کودکان و فرزندان ایشان را به بهانه حفظ شعاعر اسلامی به کلانتری ها می برندند و به درخواستها و التماسها هم کاری نداشتند واینچنین ارشاد اسلامی می نمودند.این بود احترام به شهروندانی که با حضوردر خیابانها انقلاب کردند! وامیدواریم آقای موسوی با شجاعتی که در بیان این مطلب داشتند به محدود کردن لباس شخص ها و گروههای فشار مبادرت ورزند
صحبتهای روشنگر ایشان که آنچنان واضح بود که توضیح و نقد آن توضیحات واضحات است.
تا مناظره بعدی...حق یارتان

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر