همانطورکه پيش بيني ميشد وانتظار مي رفت هاشمي در نمازجمعه اين هفته بارديگربا در پيش گرفتن روش مسالمت جويانه سعي در ميانجه گري ميان معترضين با دولتي ها ونظام داشت او با دعوت همه به راه حلهاي قانوني ومسالمت آميز و نيزبا توصيه به دولتي ها و نيروهاي امنيتي و مردم به درپيش گرفتن راههاي مسالمت آميزبراي حل وفصل مسايل ومعرفي خود به عنوان پيش کسوت مبارزات سياسي(همانطور که پيش بيني مي شد و انتظار مي رفت)علانا مواضع مشخصي ازخود را در قبال دو طرفنشان نداد و موضع گيري مشخص و شفافي هم در مورد نتيجه انتخابات از خود بروز نداد. اين نشان مي دهد که اولويت اول براي رفسنجاني حفظ قدرت است ودر کنار آن عقب نشاندن رقيب تازه واردخود.هاشمي در نمازجمعه اين هفته با ذکراين نکته که "پيش کسوت مبارزات انقلابي بوده است واز همه سیاسیون انقلابي تجربه بيشتري دارد"سعي در نشان دادن ناچيز بودن وناپخته گي حريف خود داشت.رفتار مدارا آمیز او چناچه قبلا هم در نامه خود به رهبر از عنوان"دوست همراه و همسنگر ديروز امروز و فردا"ياد کرده بود به نوعي سياست خاص هاشمي براي حفظ قدرت به هر شکل ممکن در چهارچوب بي دردسرنظام رانشان مي دهد که البته شايدحضور در نظام در آينده براي اوخيلي هم بي دردسر نباشد.
همچنین رفسنجانی گفت:مردم در مورد نتایج انتخابات تردید هایی دارندو درخواست آزادی بازداشتی هایی معترض راکرد.
شايد فردابرداشت ها وتعبيرهاوتحليل هاي گروهها و شخصيت ها از سخنان امروز هاشمي شنيدني تر باشد.
در حاشيه هاي نمازجمعه اين هفته:
اجتماع شرکت کننده در نماز جمعه بالغ بريک ميليون نفر تخمين زده مي شود که حتي با اجتماع بسياري در جلوي درب دانشگاه تهران همراه بود اين اجتماع که بيشتر اجتماعي از سبزها بود با درگيري پليس با مردم با باتون و گاز اشک آور همراه شد.
صدا وسيماي ايران در آخرين لحظات برگزاري نمازجمعه در اخبار14شبکه اول صداوسيماي جمهوري اسلامي فقط قسمت کوتاهي از گفته هاي هاشمي مبني بر روش صلح جويانه پيامبر در اداره جامعه اسلامي را بيان کرد و به جز تصوير هاشمي و صف جلوي نمازگزاران چيزديگري را نشان نداد.هيچ پخش زنده ايي از اين مراسم از تلويزيون دولتي ايران پخش نشد.در واقع سیاست بسته دولت هم در صدا وسیما نشان داد که از نظراینان مردم باید درمحدوده سیاستی حرکت کنند که دولت و نظام خواستار آن است در غیراینصورت شنیدن آزادانه و بدون حذف اخباروسخنان سیاسی حتی از تریبون نمازو جمعه واز داخل ایران هم منع دارد!!
به گفته خبرگزاري فارس شعار"مرگ برچين"و "مرگ بر روسیه" هم در نماز جمعه شنيده شد.
همچنين شعارهاي"هاشمي باغیرت حمايت حمايت"و"هاشمي سکوت کني خاعني""سهراب ما نمرده،این دولته که مرده"، "ما اهل کوفه نیستیم، حسین تنها بماند و"ای دولت کودتا، استعفا، استعفا"هم به گوش مي رسيد.
تلفن هاي همراه در ميسرهاي منتهي به نمازجمعه قطع بود.
برخلاف برنامه ريزي ها و پيش بيني هاي انجام شده وبا وجود پیش بینی زدوخورداحتمالی از سوی طرفداران افراطی دولت, در داخل محل برگزاري نمازجمعه برخورد خشونت باري گزارش نشده است.
همچنین رفسنجانی گفت:مردم در مورد نتایج انتخابات تردید هایی دارندو درخواست آزادی بازداشتی هایی معترض راکرد.
صدای تیراندازی نیز پس پایان نماز جمعه شنیده شده است.
۱۳۸۸ تیر ۲۶, جمعه

دولت چه خواهد گفت؟اين روزها احمدی نژاد با هیات همراهش در حالی به سفر مشهد رفته که بعداز سقوط هواپيماي حامل تيم نوجوانان جودوکاربه مقصد ايروان درقزوين رييس جمهور ارمنستان(به خاطر کشته شدن 5نفر از هموطنانشان)از طرف رييس جمهوري اين کشورعزاي عمومي اعلام شده واز سوی ریس جمهور ارمنستان گروه ويژه بررسي کننده علت حادثه تشکيل شده است.اين هواپيما به یک شرکت هواپيمايي ايراني و روسي تعلق داشته و برخلاف ادعاهاي قبلي مقامات ايران تحريم قطعات هيچ نقشي در بروز اين حادثه نداشته است اين در حالي است که تلوزيون ايران سعي در عادي نشان دادن اين واقعه درگزارشهايي دارد که بدنبال عادی نشان دادن این سانحمه و معمول بودن این حوادث درسفرهاي هوايي امسال در سراسر را دارد.جالب اینجاست که مقاومت قطعات هواپیمای مذکور به حدی بوده که فقط جعبه سیاه سوم هواپیمای توپولوف روسی برای کدگشایی سالم مانده است!!اين توپولف ها در خطوط داخلی روسيه استفاده میشده و اکنون از رده خارج شدهاند و فقط با تعويض بعضی قطعات به اجاره خطوط هواپيمايی ايران درآمدهاند.
واين روزها:احمدي نژاد براي کشته شدن زن مسلمان محجبه در دادگاهي درآلمان به دبير کل سازمان ملل نامه نگاري مي کنددرحالي که دستش ودل وزبانش براي اعتراض به کشته شدن حداقل 180نفر از مسلمانان ايراني تباربه دست دولت چين دراستان سين کيانگ و نيز کشته شدن مسلمانان چچني به دست روسها(در اين هفته حداقل15چچني به دست نيروهاي روس کشته شدند)بکار نمی رود.شهامت دفاع از مظلوم احمدي نژاد تا جايي پيش مي رود که با منافع هم پيمانان واربابان کمونيست روسي و چيني او منافاتي نداشته باشد.
دولت او همچنين تا به حال هيچ توجيهي براي کشته شدن جوان 19ساله"سهراب اعرابي"و رفتارناجوانمردانه ايي که در پي گيري و خبررساني به خانواده اش داشته اند(از طلب و ثيقه و آزادي به قيد کفالت تا ادعاي بي خبري از سهراب اعرابي ودرنهايت در خواست براي شناسايي او)
شوهر عمه سهراب اعرابي درمورد تحويل جنازه مراسم تدفين اين جوان نيز مي گويد:"روز جمعه برادر بزرگتر سهراب براي تحويل جنازه مراجعه کرد و به گفته خودش در ميان 50 تا 60 عکسی که به او داده شد، عکس دوم سهراب بوده که او شناسايي کرده است."
سهراب اعرابي پس از راهپيمايي 25خرداد ديگر به خانه بازنگشته بود و خانواده او در جستجوي او از زندان اوين تا دادگاه انقلاب و در نهايت به سردخانه کشانده شدندمقامهاي قضايي جمهوري اسلامي روز شنبه بيستم تيرماه خبر مرگ سهراب اعرابي را به خانواده وي اطلاع داده بودند.
پزشک قانوني به خانواده سهراب اعرابي گفته است که جسد او 5روز بعد از کشته شدن به آنها تحويل داده شده است.
سعيد مرتضوي دادستان تهران قول آزادي وي را داده بود اما متأسفانه عصر روز شنبه 18 تير، در دفتر آقاي مرتضوي به مادر او گفته ميشود فرزندش فوت شده است».
روز پس از خاکسپاري اين جوان 19 ساله ميرحيسن موسوي و همسرش در منزل خانواده سهراب اعرابي حضور يافته و به مادر و خانواده اش تسليت گفتند
پيش از سخنان ميرحسين موسوي، پروين فهيمي مادر سهراب اعرابي در سخناني با تشکر از حضور موسوي و همسرش اظهار داشت، فرزندش صرفاً « يک نوار سبز» به همراه داشت.
موسوي به خانواده سهراب تسليت گفت و از اين راه به راه بي بازگشت نام برد .گفت:ما بايد محيط امني براي جوانان خود در آينده ايجاد کنيم و اين خونها در حقيقت در اين راه مقدس ريخته ميشود."
مقام هاي ايران هنوز به اين خبر و اخبار مشابه در باره تعداد مفقودين واکنش نشان نداده اند.
آمارها و پروندهایی که از کشتارهای اخیر به تدریج رو می شود نشان ازاین دارد که شمار کشته شدگان از آنچه که گفته شده بیشتراست:کمپين بين المللي براي حقوق بشر در ايران مي گويد سه بيمارستان تهران که در نزديکي محل برگزاري اعتراضات عمده قرار دارند، اجساد 34 تظاهر کننده را در سردخانه هاي خود پذيرفتند. کمپين مي گويد اين ارقام را کارکنان بيمارستان که به پرونده هاي سردخانه دسترسي دارند ارائه داده اند.
در جريان ناآرامي هاي پس از اعلام نتايج انتخابات، تعدادي از معترضان در تهران جان باختند. ندا آقا سلطان، دانشجوی 26 ساله دانشجوي فلسفه که در خيابان هاي فرعي امير آباد به ضرب گلوله کشته شد و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد. کيانوش آسا دانشجوي ترم چهارم کارشناسي ارشد رشته مهندسي شيمي دردانشگاه علم و صنعت يکي ديگر از جان باختگان است. خانواده آقاي آسا روز سوم تيرماه جسد او را در سردخانه پزشکي قانوني شناسايي کردند و هفتم تيرماه در باغ فردوس کرمانشاه به خاک سپردند.يعقوب بروايه، دانشجویی که چهارم تير ماه توسط نيروهای بسيج از بام مسجد لولاگر مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود یکی دیگرازقربانیان این حادثه است.این دانشجوی کارشناسی ارشد رشته نمايش در دانشکده هنر و معماری دانشگاه تهران، روز چهارم تير ماه توسط نيروهای بسيج از بام مسجد لولاگر مورد اصابت گلوله قرار گرفت، از ناحيه سر مجروح شد و بلافاصله توسط دوستانش به بيمارستان لقمان انتقال يافت اما به رغم تلاش پزشکان برای جان وی، در نهايت دچار مرگ مغزی شد.»يعقوب بروايه فرزند دوم يک خانواده پنج نفری و اهل اهواز بود. وی متولد تيرماه ۱۳۶۱ بوده و در هنگام مرگ تنها ۲۷ سال سن داشت.
از سوی ديگر ، «نوروز»، وب سايت جبهه مشارکت، که از سوی کمیته فیلترینگ در ایران مسدود شده است، می گويد: اجساد «صدها» کشته « اعتراضات مردمی يک ماه اخير در سردخانه ای در جنوب غربی تهران نگهداری می شود.»
«نوروز» به نقل از خانواده يکی از مفقودين نوشته است: اين خانواده در پيگيری خود توسط مقامات دولتی به سردخانه ای در جنوب غربی تهران که مخصوص نگهداری ميوه و محصولات لبنی بوده است برده شده و در آنجا آلبومی حاوی تصاوير صدها کشته در اختيار آنها گذشته اند تا جنازه فرزندش را از بين آنها پيدا کنند.
اين در حالی است که مقامات رسمی ايران هنوز به گزارش وب سايت نوروز و همچنين خبر مفقود شدن ۴۶ نفر از معترضان واکنشی نشان نداده اند.
به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، کميته مبارزه با اعدام نيز ليست ۶۱ نفر که گفته می شود در نا ارامی های ايران کشته شده اند را در اختيار دارد.
در اين گزارش محل دفن ۲۵ نفر در بهشت زهرا تهران مشخص شده است. اين ليست همچنين شامل کشته شدگان اصفهان، شيراز و کرمانشاه است که در فهرست پليس تهران نيامده است.
در اين ميان صداي اعتراض مراجع تقليد هم بيشتر شده است آقاياني چون مکارم شيرازي و صانعي وشريعتمداري وآملي در بيانيه هايي جنايات کشتار مسلمانان را در کناردعوت به آرامش در ايران کشتار در چين محکوم کردند.در گفته های آنان با توجه دادن به روش سرکوب مسلمانان چینی مانند:برخورد پلیسی و قطع همه وسایل ارتباطی دربرابر خواست مردم در احقاق حق خود به نوعی اشاره به وقایع اخیر و سرکوب اعتراضات مردمی شده است.
صحبتهايي از مهاجرت علما به مشهد شنيده مي شود چنانچه آيت الله مکارم شيرازي و آملي وآيت الله صافي گلپايگاني علنا مانند آقاي مکارم شيرازي که در سايتش سفريک ماهه را به مشهد اعلام کرده يا مانند آقاي صافي گلپايگاني که عکسي ازديدار او با طلاب مشهد را قرار داده وآقاي آملي که گفته است تامدتي به نماز جمعه نخواهد آمدواجتمالا به مشهد سفر کرده است.
به جز آيت الله نوري همداني هيچ کدام از مراجع تقليد و علما پيام تبريکي براي احمدي نژاد نفرستاده اند.پنجشنبه 18 و جمعه 19 تير، يک نامه و پنج فتوا از آيتالله حسينعلي منتظري، از مراجع تقليد شيعه، منتشر شد که به نظر ميرسد مرحله تازهاي از بحران مشروعيت را به تنش سياسي ناشي از انتخابات رياست جمهوري ايران بيفزايد.
نامه 18 تير را آيتالله منتظري در پاسخ به نامه استمداد زينب حجاريان، دختر سعيد حجاريان، از اصلاح طلبان زنداني، نوشته و فتواهاي پنجگانه در پاسخ به پنج مورد استفتاي حجتالاسلام محسن کديور صادر شده است.
در فتواهاي پنجگانه يک جا آيتالله منتظري ميگويد اگر حاکمي شرط عدالتداري، امانتداري و تدبير را که از شرايط الزامي ولايت او بوده از دست بدهد، خود به خود و بدون نياز به عزل از ولايت ساقط است. در جاي ديگري هم ميگويد اگر کسي که متولي امور جامعه است، جور بورزد يا عمداً با احکام شرع و ميثاقهاي ملي که در قانون آمده، مخالفت کند، جائر و ولايتش جائرانه است.
در سالهاي پس از انقلاب ، عليرغم برخي ناملايمات با علماي تراز اول ، اما آنها هرگز تن به مهاجرت ندادند.برخورد سالهاي اول انقلاب با آيت الله شريعتمداري و بعد ها در ميانه جمهوري اسلامي ، با آيت الله منتظري ، هرچند مدت مديدي اين دو را خانه نشين کرد اما هرگز باعث نشد تا سفري به نجف روي دهد.
موج دستگيري ها به کيان تاجبخش ومجيد سعيدي رسيده است.کیان تاجبخش بدون ارایه هیچ مدرکی دستگیر شده است او پس از اعتراف گیری صداوسیما درتهران زندگی می کرده است.آقاي سعيدي از عکاسان خبري ايران است و با نشريات اصلاح طلب و اصولگرا همکاري داشته است.مجيد سعيدي عکاس مطبوعاتي شب جمعه دهم تير از سوي ماموران امنيتي در منزلش بازداشت شده و ماموران بخشي از وسايل شخصي وي را نيز با خود برده اند.
آقاي سعيدي بيست سال سابقه عکاسي دارد و با روزنامه ها و نشريات داخلي و رسانه هاي بين المللي کار کرده است.
او عکاسي را پيش احمد ناطقي آموخت و بعد از آن به عکاسي خبري مشغول شد. اولين کار خبري آقاي سعيدي، زلزله رودبار در سال 1369 بود که نمايشگاه آن در سينما آزادي برپا شد.
بعد از آن آقاي سعيدي عکاسي خبري را پي گرفت و با روزنامه هاي ابرار، اخبار، ايران، مشارکت، صبح امروز و نشريات ديگر همکاري کرد. حدود پنج سال پيش مديريت عکاسي خبرگزاري تازه تاسيس فارس را بر عهده گرفت. فعاليت گسترده تيم عکاسي اين خبرگزاري باعث شد تا بخش عکس خبرگزاري فارس به مهمترين ويژگي اين خبرگزاري تبديل شودبعد از کناره گيري از خبرگزاري فارس به روزنامه خورشيد پيوست که با بودجه سازمان تامين اجتماعي و از سوي دولت منتشر مي شد. انتشار اين روزنامه بعد يک دوره کوتاه، از سوي دولت متوقف شد.
عکسهاي آقاي سعيدي در نشريات بين المللي نظير تايم نيز منتشر شده است و با آژانس گتيايميجز نيز همکاري داشت.
با آغاز فعاليت سايت خبر آنلاين، آقاي سعيدي به جمع گروهي پيوست که از سوي حسين انتظامي مدير مسئول سابق روزنامه جام جم وابسته به تلويزيون دولتي ايران و نماينده مديران مسئول نشريات در هيات نظارت بر مطبوعات منتشر مي شود.
آقاي سعيدي در طول فعاليت خود با هر دو طيف اصلاح طلب و اصولگرا کار کرده است. از روزنامه مشارکت سعيد حجاريان تا خبرگزاري فارس که گفته مي شود منابع مالي آن از سوي موسسات وابسته به بسيج و سپاه پاسداران تامين مي شود.
خبرها حاکي است رييس سازمان انژي اتمي ايران غلامرضا آقا زاده استعفا کرده و با اين استغفا موافقت شده است.
دراين لحظه از ايران:در اين لحظه که دارم براي شما اين مطالب را مي نويسم اينترنت به شدت کم سرعت شده و با تلاش چند باره من اين مطالب براي شما نگاشته مي شود و از طرفي همچنان سرويس اس ام اس قطع وماهواره ها به دليل پارازيت غير قابل دسترس شده است.
و فردا:هاشمي در خطبه هاي نماز جمعه چه خواهد گفت؟
اين سوال است که ذهن بسياري از مفسران خبري و سياسي را مشغول خود کرده است.
آيا آيت الله هاشمي رفسنجاني پس از مدتها سکوت وعدم حضوردرنمازجمعه تهران اينبار سکوت را خواهد شکست؟
سناريوهاي در پيش رو چه خواهد بود؟
1)آيت الله رفسنجاني با لفظي مداراگرايانه سعي در ابراز نزديکي بارهبري و مواضع رهبرراخواهد داشت ومواضع دلسوزانه ايي براي نظام ازخود نشان خواهد داد.
2)آيت الله رفسنجاني سعي درانتقاد از برخوردنيروهاي دولتي و امنيتي با مردم ومديريت مسایل پیش آمده اخیر ونيز توجه دادن به تاثيرگذاري عدم حضور ايشان درعدم حل وفصل مسایل پیش آمده ونیز بحرانی شدن اوضاع را خواهد داشت.
3)هاشمي سعي در محکوم کردن وقايع اخير و اعلام به رسميت نشاختن دولت فعلي راخواهد داشت و از اعتراضات مردمي دفاع خواهد کرد.
باتوجه به اظهارات و واکنشهاي هرکدام از طرفين درقبال پيشامدي که فردا رخ خواهد داد مي توان فرضيات مختلفي راپيش بيني کرد:
واکنشهاي متفاوت وناهماهنگ مدافعان دولت از گفته هاي آقاي غلامحسين الهام سخنگوي دولت بااين عنوان که "آقاي هاشمي مي تواند يک خاتمي پيچيده تر سياسي تر وپرنفوذتري باشد"تا موضع گيري امروز کيهان که پيش بيني مي کند فردا نيروهايي با ظاهری حزب اللهي سعي در زدوخوردو القا خشونت از سوي نيروهاي حزب اللهي را خواهند داشت!تا تهديد پسر صفار هرندي وزير ارشاد که با توجه به حضور آقايان موسوي و خاتمي در نماز جمعه فردا به امامت آيت الله رفسنجاني گفته است:كه اگر در نماز جمعه بيايند، شک نکنيد که براي تکرار ماجراي فحش و کتک خوردن عبدالله نوري و مهاجراني در تابستان 77 آمدهاند.نشان از عکس العمل هاب احتمالی اين جناح وعصبیت اینان به دلیل ناتوانی در پيش بيني سخنان فردای هاشمي ازسوی اینان را دارد.
اين واکنشهاي متقابل ازوعده اعاده قدرتي برتر ازرهبران اصلاح طلبان(از سوي الهام)تاتهديد مبني برعواقب حضور همراهان احتمالی هاشمی در رهبري وسازمان دهی آتی به نيروهاي مردمي یعنی"خاتمي و موسوي "نشان از انتظارات و دستپاچه گی از غيرقابل پيش بيني بودن وقایع پیش رو برای طرفداران دولت را دارد.
از پيش بيني هاي کيهان برمي آيد که تنها پيش بيني که برای فردا شده است اينست که اگر فردا حرفي برخلاف ميل"دولتي ها"زده شود اوضاع در نماز جمعه به آشوب و يا حتي مشوش کردن جوحاکم برنمازجمعه باتکبيرهاي بي موردویا اهانت و برهم زدن اوضاع کشانده شود.
از سوي ديگرحضورخاتمي و موسوي در نمازجمعه فردا را مي توان براطلاع ويا پيش بيني قوي از آنچه که رخ خواهد داد دانست و يا نمادی از نشان دادن خواست مردم برای همراهي هاشمي با حضورنمايندهاي اعتراض هاي مردمي در نمازجمعه دانست.
آنچه نمايان است رفتار غالب طرفداران دولت باروش سکوت يا مداراباهاشمي است که با هدف واداشتن هاشمی به عدم اعلام مخالفت با برخوردهاي دولت با وقايع اخيرودر پيش گرفتن موضع انفعالي درباره رويدادهاي اخيرباعث شوند با موضع انفعالی احتمالی که هاشمی(با پیش بینی های آنان )در پیش می گیردازديدگاه مردمي منفورواز موضع سياسي خود رابه دست خودوبتدريج ازچرخه سياست خارج کند.
باتوجه به صراحت رهبرايران مبني برنزديکي مواضع خود با احمدي نژاد چنانچه رفسنجاني بخواهد با در پيش گرفتن موضع انفعالي وابراز نزديکي رهبري با ديدگاهايش اين مسيراز پیش تعیین شده راراطي کند بي شک راه طرفداران دولت احمدي نژاد را در منزوي وخارج کردن او از چرخه سياست با توجه به عدم حمايت مردمي و رهبري وفرورفتن در انزواوانفعال خلاص ناپذيرنارضایتی مردمی را هموارخواهد ساخت واگر موضح حمايت ازحنبش مردمی را در پيش گيرد(باتوجه به عدم حمايت رهبري و اعلام موضع صريح خود مبني بر حمايت از احمدي نژاد)با موج سبزحمايت مردمي و همراهي ميليوني مردم براي بازگرداندن او به دوران رهبري مردمی البته خارج ازچهارچوب وسيستم نظامي که اوراازخودرانده مواجه خواهد شد و اين شايد تنها راه پيش روي اوبراي دوري از انزواي سياسي و اجتماعي باتوجه به مسیری است که دولتی ها برایش پیش بینی کرده اند.
واين روزها:احمدي نژاد براي کشته شدن زن مسلمان محجبه در دادگاهي درآلمان به دبير کل سازمان ملل نامه نگاري مي کنددرحالي که دستش ودل وزبانش براي اعتراض به کشته شدن حداقل 180نفر از مسلمانان ايراني تباربه دست دولت چين دراستان سين کيانگ و نيز کشته شدن مسلمانان چچني به دست روسها(در اين هفته حداقل15چچني به دست نيروهاي روس کشته شدند)بکار نمی رود.شهامت دفاع از مظلوم احمدي نژاد تا جايي پيش مي رود که با منافع هم پيمانان واربابان کمونيست روسي و چيني او منافاتي نداشته باشد.
دولت او همچنين تا به حال هيچ توجيهي براي کشته شدن جوان 19ساله"سهراب اعرابي"و رفتارناجوانمردانه ايي که در پي گيري و خبررساني به خانواده اش داشته اند(از طلب و ثيقه و آزادي به قيد کفالت تا ادعاي بي خبري از سهراب اعرابي ودرنهايت در خواست براي شناسايي او)
شوهر عمه سهراب اعرابي درمورد تحويل جنازه مراسم تدفين اين جوان نيز مي گويد:"روز جمعه برادر بزرگتر سهراب براي تحويل جنازه مراجعه کرد و به گفته خودش در ميان 50 تا 60 عکسی که به او داده شد، عکس دوم سهراب بوده که او شناسايي کرده است."
سهراب اعرابي پس از راهپيمايي 25خرداد ديگر به خانه بازنگشته بود و خانواده او در جستجوي او از زندان اوين تا دادگاه انقلاب و در نهايت به سردخانه کشانده شدندمقامهاي قضايي جمهوري اسلامي روز شنبه بيستم تيرماه خبر مرگ سهراب اعرابي را به خانواده وي اطلاع داده بودند.
پزشک قانوني به خانواده سهراب اعرابي گفته است که جسد او 5روز بعد از کشته شدن به آنها تحويل داده شده است.
سعيد مرتضوي دادستان تهران قول آزادي وي را داده بود اما متأسفانه عصر روز شنبه 18 تير، در دفتر آقاي مرتضوي به مادر او گفته ميشود فرزندش فوت شده است».
روز پس از خاکسپاري اين جوان 19 ساله ميرحيسن موسوي و همسرش در منزل خانواده سهراب اعرابي حضور يافته و به مادر و خانواده اش تسليت گفتند
پيش از سخنان ميرحسين موسوي، پروين فهيمي مادر سهراب اعرابي در سخناني با تشکر از حضور موسوي و همسرش اظهار داشت، فرزندش صرفاً « يک نوار سبز» به همراه داشت.
موسوي به خانواده سهراب تسليت گفت و از اين راه به راه بي بازگشت نام برد .گفت:ما بايد محيط امني براي جوانان خود در آينده ايجاد کنيم و اين خونها در حقيقت در اين راه مقدس ريخته ميشود."
مقام هاي ايران هنوز به اين خبر و اخبار مشابه در باره تعداد مفقودين واکنش نشان نداده اند.
آمارها و پروندهایی که از کشتارهای اخیر به تدریج رو می شود نشان ازاین دارد که شمار کشته شدگان از آنچه که گفته شده بیشتراست:کمپين بين المللي براي حقوق بشر در ايران مي گويد سه بيمارستان تهران که در نزديکي محل برگزاري اعتراضات عمده قرار دارند، اجساد 34 تظاهر کننده را در سردخانه هاي خود پذيرفتند. کمپين مي گويد اين ارقام را کارکنان بيمارستان که به پرونده هاي سردخانه دسترسي دارند ارائه داده اند.
در جريان ناآرامي هاي پس از اعلام نتايج انتخابات، تعدادي از معترضان در تهران جان باختند. ندا آقا سلطان، دانشجوی 26 ساله دانشجوي فلسفه که در خيابان هاي فرعي امير آباد به ضرب گلوله کشته شد و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد. کيانوش آسا دانشجوي ترم چهارم کارشناسي ارشد رشته مهندسي شيمي دردانشگاه علم و صنعت يکي ديگر از جان باختگان است. خانواده آقاي آسا روز سوم تيرماه جسد او را در سردخانه پزشکي قانوني شناسايي کردند و هفتم تيرماه در باغ فردوس کرمانشاه به خاک سپردند.يعقوب بروايه، دانشجویی که چهارم تير ماه توسط نيروهای بسيج از بام مسجد لولاگر مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود یکی دیگرازقربانیان این حادثه است.این دانشجوی کارشناسی ارشد رشته نمايش در دانشکده هنر و معماری دانشگاه تهران، روز چهارم تير ماه توسط نيروهای بسيج از بام مسجد لولاگر مورد اصابت گلوله قرار گرفت، از ناحيه سر مجروح شد و بلافاصله توسط دوستانش به بيمارستان لقمان انتقال يافت اما به رغم تلاش پزشکان برای جان وی، در نهايت دچار مرگ مغزی شد.»يعقوب بروايه فرزند دوم يک خانواده پنج نفری و اهل اهواز بود. وی متولد تيرماه ۱۳۶۱ بوده و در هنگام مرگ تنها ۲۷ سال سن داشت.
از سوی ديگر ، «نوروز»، وب سايت جبهه مشارکت، که از سوی کمیته فیلترینگ در ایران مسدود شده است، می گويد: اجساد «صدها» کشته « اعتراضات مردمی يک ماه اخير در سردخانه ای در جنوب غربی تهران نگهداری می شود.»
«نوروز» به نقل از خانواده يکی از مفقودين نوشته است: اين خانواده در پيگيری خود توسط مقامات دولتی به سردخانه ای در جنوب غربی تهران که مخصوص نگهداری ميوه و محصولات لبنی بوده است برده شده و در آنجا آلبومی حاوی تصاوير صدها کشته در اختيار آنها گذشته اند تا جنازه فرزندش را از بين آنها پيدا کنند.
اين در حالی است که مقامات رسمی ايران هنوز به گزارش وب سايت نوروز و همچنين خبر مفقود شدن ۴۶ نفر از معترضان واکنشی نشان نداده اند.
به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، کميته مبارزه با اعدام نيز ليست ۶۱ نفر که گفته می شود در نا ارامی های ايران کشته شده اند را در اختيار دارد.
در اين گزارش محل دفن ۲۵ نفر در بهشت زهرا تهران مشخص شده است. اين ليست همچنين شامل کشته شدگان اصفهان، شيراز و کرمانشاه است که در فهرست پليس تهران نيامده است.
در اين ميان صداي اعتراض مراجع تقليد هم بيشتر شده است آقاياني چون مکارم شيرازي و صانعي وشريعتمداري وآملي در بيانيه هايي جنايات کشتار مسلمانان را در کناردعوت به آرامش در ايران کشتار در چين محکوم کردند.در گفته های آنان با توجه دادن به روش سرکوب مسلمانان چینی مانند:برخورد پلیسی و قطع همه وسایل ارتباطی دربرابر خواست مردم در احقاق حق خود به نوعی اشاره به وقایع اخیر و سرکوب اعتراضات مردمی شده است.
صحبتهايي از مهاجرت علما به مشهد شنيده مي شود چنانچه آيت الله مکارم شيرازي و آملي وآيت الله صافي گلپايگاني علنا مانند آقاي مکارم شيرازي که در سايتش سفريک ماهه را به مشهد اعلام کرده يا مانند آقاي صافي گلپايگاني که عکسي ازديدار او با طلاب مشهد را قرار داده وآقاي آملي که گفته است تامدتي به نماز جمعه نخواهد آمدواجتمالا به مشهد سفر کرده است.
به جز آيت الله نوري همداني هيچ کدام از مراجع تقليد و علما پيام تبريکي براي احمدي نژاد نفرستاده اند.پنجشنبه 18 و جمعه 19 تير، يک نامه و پنج فتوا از آيتالله حسينعلي منتظري، از مراجع تقليد شيعه، منتشر شد که به نظر ميرسد مرحله تازهاي از بحران مشروعيت را به تنش سياسي ناشي از انتخابات رياست جمهوري ايران بيفزايد.
نامه 18 تير را آيتالله منتظري در پاسخ به نامه استمداد زينب حجاريان، دختر سعيد حجاريان، از اصلاح طلبان زنداني، نوشته و فتواهاي پنجگانه در پاسخ به پنج مورد استفتاي حجتالاسلام محسن کديور صادر شده است.
در فتواهاي پنجگانه يک جا آيتالله منتظري ميگويد اگر حاکمي شرط عدالتداري، امانتداري و تدبير را که از شرايط الزامي ولايت او بوده از دست بدهد، خود به خود و بدون نياز به عزل از ولايت ساقط است. در جاي ديگري هم ميگويد اگر کسي که متولي امور جامعه است، جور بورزد يا عمداً با احکام شرع و ميثاقهاي ملي که در قانون آمده، مخالفت کند، جائر و ولايتش جائرانه است.
در سالهاي پس از انقلاب ، عليرغم برخي ناملايمات با علماي تراز اول ، اما آنها هرگز تن به مهاجرت ندادند.برخورد سالهاي اول انقلاب با آيت الله شريعتمداري و بعد ها در ميانه جمهوري اسلامي ، با آيت الله منتظري ، هرچند مدت مديدي اين دو را خانه نشين کرد اما هرگز باعث نشد تا سفري به نجف روي دهد.
موج دستگيري ها به کيان تاجبخش ومجيد سعيدي رسيده است.کیان تاجبخش بدون ارایه هیچ مدرکی دستگیر شده است او پس از اعتراف گیری صداوسیما درتهران زندگی می کرده است.آقاي سعيدي از عکاسان خبري ايران است و با نشريات اصلاح طلب و اصولگرا همکاري داشته است.مجيد سعيدي عکاس مطبوعاتي شب جمعه دهم تير از سوي ماموران امنيتي در منزلش بازداشت شده و ماموران بخشي از وسايل شخصي وي را نيز با خود برده اند.
آقاي سعيدي بيست سال سابقه عکاسي دارد و با روزنامه ها و نشريات داخلي و رسانه هاي بين المللي کار کرده است.
او عکاسي را پيش احمد ناطقي آموخت و بعد از آن به عکاسي خبري مشغول شد. اولين کار خبري آقاي سعيدي، زلزله رودبار در سال 1369 بود که نمايشگاه آن در سينما آزادي برپا شد.
بعد از آن آقاي سعيدي عکاسي خبري را پي گرفت و با روزنامه هاي ابرار، اخبار، ايران، مشارکت، صبح امروز و نشريات ديگر همکاري کرد. حدود پنج سال پيش مديريت عکاسي خبرگزاري تازه تاسيس فارس را بر عهده گرفت. فعاليت گسترده تيم عکاسي اين خبرگزاري باعث شد تا بخش عکس خبرگزاري فارس به مهمترين ويژگي اين خبرگزاري تبديل شودبعد از کناره گيري از خبرگزاري فارس به روزنامه خورشيد پيوست که با بودجه سازمان تامين اجتماعي و از سوي دولت منتشر مي شد. انتشار اين روزنامه بعد يک دوره کوتاه، از سوي دولت متوقف شد.
عکسهاي آقاي سعيدي در نشريات بين المللي نظير تايم نيز منتشر شده است و با آژانس گتيايميجز نيز همکاري داشت.
با آغاز فعاليت سايت خبر آنلاين، آقاي سعيدي به جمع گروهي پيوست که از سوي حسين انتظامي مدير مسئول سابق روزنامه جام جم وابسته به تلويزيون دولتي ايران و نماينده مديران مسئول نشريات در هيات نظارت بر مطبوعات منتشر مي شود.
آقاي سعيدي در طول فعاليت خود با هر دو طيف اصلاح طلب و اصولگرا کار کرده است. از روزنامه مشارکت سعيد حجاريان تا خبرگزاري فارس که گفته مي شود منابع مالي آن از سوي موسسات وابسته به بسيج و سپاه پاسداران تامين مي شود.
خبرها حاکي است رييس سازمان انژي اتمي ايران غلامرضا آقا زاده استعفا کرده و با اين استغفا موافقت شده است.
دراين لحظه از ايران:در اين لحظه که دارم براي شما اين مطالب را مي نويسم اينترنت به شدت کم سرعت شده و با تلاش چند باره من اين مطالب براي شما نگاشته مي شود و از طرفي همچنان سرويس اس ام اس قطع وماهواره ها به دليل پارازيت غير قابل دسترس شده است.
و فردا:هاشمي در خطبه هاي نماز جمعه چه خواهد گفت؟
اين سوال است که ذهن بسياري از مفسران خبري و سياسي را مشغول خود کرده است.
آيا آيت الله هاشمي رفسنجاني پس از مدتها سکوت وعدم حضوردرنمازجمعه تهران اينبار سکوت را خواهد شکست؟
سناريوهاي در پيش رو چه خواهد بود؟
1)آيت الله رفسنجاني با لفظي مداراگرايانه سعي در ابراز نزديکي بارهبري و مواضع رهبرراخواهد داشت ومواضع دلسوزانه ايي براي نظام ازخود نشان خواهد داد.
2)آيت الله رفسنجاني سعي درانتقاد از برخوردنيروهاي دولتي و امنيتي با مردم ومديريت مسایل پیش آمده اخیر ونيز توجه دادن به تاثيرگذاري عدم حضور ايشان درعدم حل وفصل مسایل پیش آمده ونیز بحرانی شدن اوضاع را خواهد داشت.
3)هاشمي سعي در محکوم کردن وقايع اخير و اعلام به رسميت نشاختن دولت فعلي راخواهد داشت و از اعتراضات مردمي دفاع خواهد کرد.
باتوجه به اظهارات و واکنشهاي هرکدام از طرفين درقبال پيشامدي که فردا رخ خواهد داد مي توان فرضيات مختلفي راپيش بيني کرد:
واکنشهاي متفاوت وناهماهنگ مدافعان دولت از گفته هاي آقاي غلامحسين الهام سخنگوي دولت بااين عنوان که "آقاي هاشمي مي تواند يک خاتمي پيچيده تر سياسي تر وپرنفوذتري باشد"تا موضع گيري امروز کيهان که پيش بيني مي کند فردا نيروهايي با ظاهری حزب اللهي سعي در زدوخوردو القا خشونت از سوي نيروهاي حزب اللهي را خواهند داشت!تا تهديد پسر صفار هرندي وزير ارشاد که با توجه به حضور آقايان موسوي و خاتمي در نماز جمعه فردا به امامت آيت الله رفسنجاني گفته است:كه اگر در نماز جمعه بيايند، شک نکنيد که براي تکرار ماجراي فحش و کتک خوردن عبدالله نوري و مهاجراني در تابستان 77 آمدهاند.نشان از عکس العمل هاب احتمالی اين جناح وعصبیت اینان به دلیل ناتوانی در پيش بيني سخنان فردای هاشمي ازسوی اینان را دارد.
اين واکنشهاي متقابل ازوعده اعاده قدرتي برتر ازرهبران اصلاح طلبان(از سوي الهام)تاتهديد مبني برعواقب حضور همراهان احتمالی هاشمی در رهبري وسازمان دهی آتی به نيروهاي مردمي یعنی"خاتمي و موسوي "نشان از انتظارات و دستپاچه گی از غيرقابل پيش بيني بودن وقایع پیش رو برای طرفداران دولت را دارد.
از پيش بيني هاي کيهان برمي آيد که تنها پيش بيني که برای فردا شده است اينست که اگر فردا حرفي برخلاف ميل"دولتي ها"زده شود اوضاع در نماز جمعه به آشوب و يا حتي مشوش کردن جوحاکم برنمازجمعه باتکبيرهاي بي موردویا اهانت و برهم زدن اوضاع کشانده شود.
از سوي ديگرحضورخاتمي و موسوي در نمازجمعه فردا را مي توان براطلاع ويا پيش بيني قوي از آنچه که رخ خواهد داد دانست و يا نمادی از نشان دادن خواست مردم برای همراهي هاشمي با حضورنمايندهاي اعتراض هاي مردمي در نمازجمعه دانست.
آنچه نمايان است رفتار غالب طرفداران دولت باروش سکوت يا مداراباهاشمي است که با هدف واداشتن هاشمی به عدم اعلام مخالفت با برخوردهاي دولت با وقايع اخيرودر پيش گرفتن موضع انفعالي درباره رويدادهاي اخيرباعث شوند با موضع انفعالی احتمالی که هاشمی(با پیش بینی های آنان )در پیش می گیردازديدگاه مردمي منفورواز موضع سياسي خود رابه دست خودوبتدريج ازچرخه سياست خارج کند.
باتوجه به صراحت رهبرايران مبني برنزديکي مواضع خود با احمدي نژاد چنانچه رفسنجاني بخواهد با در پيش گرفتن موضع انفعالي وابراز نزديکي رهبري با ديدگاهايش اين مسيراز پیش تعیین شده راراطي کند بي شک راه طرفداران دولت احمدي نژاد را در منزوي وخارج کردن او از چرخه سياست با توجه به عدم حمايت مردمي و رهبري وفرورفتن در انزواوانفعال خلاص ناپذيرنارضایتی مردمی را هموارخواهد ساخت واگر موضح حمايت ازحنبش مردمی را در پيش گيرد(باتوجه به عدم حمايت رهبري و اعلام موضع صريح خود مبني بر حمايت از احمدي نژاد)با موج سبزحمايت مردمي و همراهي ميليوني مردم براي بازگرداندن او به دوران رهبري مردمی البته خارج ازچهارچوب وسيستم نظامي که اوراازخودرانده مواجه خواهد شد و اين شايد تنها راه پيش روي اوبراي دوري از انزواي سياسي و اجتماعي باتوجه به مسیری است که دولتی ها برایش پیش بینی کرده اند.
۱۳۸۸ تیر ۲۵, پنجشنبه
همه باهم هستیم...
پیشنهاد:حضوربا لباسهاي سياه به منزله اعلام همدردي با شهيدان راه جنبش سبزوکشته شدگان حادثه اخیردر نماز جمعه این هفته(در حالی که ریس جمهور ارمنستان با وجود تنها 5کشته از شهروندان کشورش عزای عمومی اعلام کرده و هیات بررسی تشکیل داده که آقای احمدی نژاد بی تفاوت سفر استانی اش را به مشهد آغاز کرده است.)وهمزمان با شروع خطبه نماز جمعه با انداختن شال ونماد سبز بر دوشها و دستها که نشان از گستردگي حضورسبز ديگري خواهد داشت وانعکاس اين اعتراض در صداوسيما و يا حتی سانسور آن فریاد ما راخواهد رساند.همه با هم...
میرحسین موسوی در نماز جمعه این هفته تهران به امامت هاشمی رفسنجانی

پاسخ مهندس موسوي به دعوت مردم در خصوص شرکت در نماز جمعه
میرحسین: روز جمعه در میان صفوف شما حاضر خواهم شد
قلم - مهندس موسوی در پاسخ به دعوت مردم طی بیانیه ای اعلام کرد: روز جمعه مورخ 26/4/88 در میان صفهای شما حاضر خواهم شد.
به گزارش قلم نیوز، مهندس میرحسین موسوی در پاسخ به دعوت مردم درخصوص شرکت وی در نماز جمعه این هفته تهران بیانیه ای صادر کرد.
متن کامل بیانیه موسوی به این شرح است:
به نام خدا و با تقدیم سلام متقابل
از آنجاکه اکیداً پاسخ به دعوت همدلان و همراهان در راه صیانت از حقوق مشروع زندگی آزاد و شرافتمندانه را بر خود واجب می دانم، روز جمعه مورخ 26/04/88 در میان صف های شما حاضر خواهم شد.
تمسک به حبلُ المَتین ایمان و قرار گرفتن در حِصن امن الهی که این دعوت شما متضمن آن است بهترین طریق وصول به آزادی های به ناحق مسلوب شده از ماست.
با تقدیم احترام
برادر شما میرحسین موسوی
24/ 04/ 88
میرحسین: روز جمعه در میان صفوف شما حاضر خواهم شد
قلم - مهندس موسوی در پاسخ به دعوت مردم طی بیانیه ای اعلام کرد: روز جمعه مورخ 26/4/88 در میان صفهای شما حاضر خواهم شد.
به گزارش قلم نیوز، مهندس میرحسین موسوی در پاسخ به دعوت مردم درخصوص شرکت وی در نماز جمعه این هفته تهران بیانیه ای صادر کرد.
متن کامل بیانیه موسوی به این شرح است:
به نام خدا و با تقدیم سلام متقابل
از آنجاکه اکیداً پاسخ به دعوت همدلان و همراهان در راه صیانت از حقوق مشروع زندگی آزاد و شرافتمندانه را بر خود واجب می دانم، روز جمعه مورخ 26/04/88 در میان صف های شما حاضر خواهم شد.
تمسک به حبلُ المَتین ایمان و قرار گرفتن در حِصن امن الهی که این دعوت شما متضمن آن است بهترین طریق وصول به آزادی های به ناحق مسلوب شده از ماست.
با تقدیم احترام
برادر شما میرحسین موسوی
24/ 04/ 88
۱۳۸۸ تیر ۱۹, جمعه
از این مسلمان تا آن مسلمان...؟!
روز گذشته در مسيرهاي تعيين شده ايي که از قبل در شبکه هاي اجتماعي و اينترنت براي برگزاري گراميداشت سالگرد18تير مشخص شده بود مراسم راهپيمايي برگزار شد(در محدوده ميدان انقلاب، خيابان جمالزاده تا ميدان ولي )و طبق معمول گازاشک آور و باتون جزجدايي ناپذير اين در گيري ها بودودر کنار گاز اشک آور در اين در گيري ها تير هوايي نيز براي متفرق کردن تظاهرکنندها شليک شد.همزمان در حمله لباس شخصي ها به کوي دانشگاه تهران وهمچنين به خوابگاه دانشجويان دانشگاه امير کبير پس از ضرب وجرح دانشجويان عده ايي از دانشجويان از آنان بازداشت شدند.ديروز حداقل3000نفر در تجمع جلوي دانشگاه تهران حضور داشتند.
در اين مورد هنوز هيچ خبري از شبکه هاي صداوسيماي جمهوري اسلامي به بيرون درزنکرده است!
وهنوز آماري از کشته شده هاي احتمالي زخمي ها و خسارات منتشر نشده است(همانطور که تا به حال هم آمار دقيق و واقعي منتشر نشده بود)
_______________________________
مطلبي که در اين روزها سوال عده ي زيادي در ايران شده عدم اعتناي صداوسيما به اخبار منتشر شده ازمسلمانان منطقه ارومچي دراستان ژين جيانگ چين است استان ژينجيانگ محل سكونت اويغورهاي مسلمان چين، يک ششم کل مساحت چين را شامل ميشود.در گذشته جز سرحدات ايران محسوب مي شده و هنوز زبان وفرهنگ وآثار واصطلاحات فارسي در آن معمول است که جاي بحث بسيار دارد.در اصل مردم اين منطقه از نظر نژادي و مذهبي با مردم چين متفاوت اند اين منطقه منطقه بايري است که معدن بسيار دارد و دولت چين ازاين بابت سرمايه گذاري هاي بسيار در آن کرده است.
در مدت در گيريها در اين منطقه بيش از 160نفر از مسلمانان در در گيري با پليس کشته شدند.
همه مي دانيم در تمام اين 30سال شعارهايي مبني بر دفاع ازحق مظلوم(حتي اگر مسلمان نباشد)وجدايي ناپذيري دين از سياست داده شده است.
و ايران در اين مدت هزينه بسياري بابت اين حمايت ها پرداخته است.(البته براي حمايت از مسلمانان لبنان و فلسطين)
و در تمان مين مدت ولي فقيه در ايران ولي امر مسلمين جهان و مدافع مظلومان معرفي شده است.
وشعار اگر دين نداريد آزاده باشيد ازآموزه هاي ديني شمرده شده است.
حال چطور است که اگر مسلماني در چچن به دست کمونيستهاي روس و يا درارومچي به دست کمونيستهاي چيني کشته شود سکوت را جايز مي شمرند آنهکم با دليل تراشي هايي مانند اينکه نمي خواهند در امور داخلي کشورها دخالت کنند؟!
حال آنکه دخالت در امور داخلي ديگر کشورها ازسوي حکومت ايران سابقه ايي ديرينه دارد چه در مصر ويا لبنان.
چطور زماني که بحث حمايت از لبنان مي شود اقليت گروه حزب الله لبنان درجنوب لبنان کل جمعيت لبنان تلقي مي شود ونيرو ومهمات به آنجا اعزام مي شود آيا اين دخالت در امور داخلي کشورها نيست؟!آيا تجهيز ستيزه جويان سني عراق عليه دولت و مردم عراق و نظاميان آمريکايي براي ناامن نشان دادن عراق و نياز مند شدن دولت عراق به ايران در تامين امنيت عراق ونيز نشان دادن شکست اقدامات نيروهاي آمريکايي در تامين امنيت عراق دخالت در ديگر کشورها محسوب نمي شود؟!
آيا دستور ترور نخست وزير مصر و نام گذاري خياباني به نام قاتل رهبرفقيد مصريان که در مصر هم طرفداران بسيار دارد وهميشه مورد اعتراض دولت وملت مصرواقع شده دخالت در امور کشوري نيست؟
آيا مسلمان چچن رادررسانه ملي در حد شورشي دانستن عين عدالت اسلامي است؟
فرق زنان محجه ايغور با زن محجبه مصري ساکن آلمان چيست؟
آيامسلمان کشي از نظر حکومت ايران فقط به دست اسرايليها انجام مي شود و چچني يا چيني زياد مهم نيست ؟؟!!!
براستي کجايند بسيجيان فرودگاه نشين براي اعزام به غزه؟!برادرا چچن و چين نمي رويد؟!
آيا همين گروه حماس که به نيابت از مردم حماس فرياد مظلوميت برايش سر مي دهيد و به بهانه کمک به مردم فلسطين حتي از حقوق پزشکان و کارمندان زحمت کش در ايران تجهيزشان مي کنيد تا به سياستهاي شما گوش فرا دهند(وباد دشمني با اسراييل در عوض آباد سازي اراضي فلسطيني)باعث جنگ و کشتار مردمشان بشوند نبودند که در مرگ صدام 3روز عزاي عمومي اعلام کردند؟!آيا اگر خمچاره هاي شما نبود چيزي داشتند که به اسرايليها شليک کنند تا بهانه ايي براي جنگ به آنها بدهند؟اگر واقعا دلتان به حال مسلمانان فلسطيني مي سوزند؟!اقتصاد خود راطوري سامان دهيد که به جاي اسلحه به گروه حماس از مازاد درآمد سرانه غذا و دارو تکنواوژي و علم به مردم آنجا صادر کنيد واين در حالي باشد که مردم ايران هم در رفاه به سر ببرند اگر و اقعا شعار حمايت از مظلوميت سر مي دهيد بايد هم از مسلمان و هم از غير مسلمان دفاع کنيد نه اينکه حمايت از مسلمان جايي از دنيا با مسلمان جايي ديگراز دنيا به خاطر سياست يا منافع شما تفاوت داشته باشد!!
آيا فرياد حمايت از مسلمان هم به سرنوشتي مانند بازي داخلي قدرت در ايران دچار شده است؟وهمانطور که حداقل 2000000نفرمعترض را انکاروآنها را آشوبگروجداي از مردم واقليتي افسرده و ناراحت وخاروخاشاک مي خوانند مردم مسلمان اين منطقه از چين را هم اقليتي مي دانند که نه جز مردم چين محسوب مي شوند و نه جز مسلمانان.ولي اين با نظر ديگر مسلمانان و مردم جهان تفاوت دارد.
از کشور ترکيه که هميشه لايک بودنش دستاويز شما دولتمردان ايران بوده است بياموزيد اين کشور همانطور که حمله اسراييل به غزه را محکوم کرد به همان شدت با اين کشتار در چين مخالفت کرد و سفير چين در اين کشور احضار شد و اعتراض مقامات کشور ترکيه به او رسانيده شد و همينطوراحمد داوود اوغلو وزير امور خارجه ترکيه که بعد از حوادث خونبار منطقه خودمختار اويغورستان با وزراي امور خارجه کشورهاي مختلف جهان به صورت تلفني گفتگو کرده، خواستار مداخله بيشتر جامعه بين الملل در اين موضوع شد.ويا از کميسيون حقوق بشر اسلامي که لااقل بيانيه ايي صادر کرد وبرخوردهاي دولت چين را با مسلمانان محکوم کرد. مقامات جمهوري اسلامي لااقل مي توانستيد بدون اينکه منافع متقابل شما با کشور چين در خطر بيفتد!شفاها تاسف خود را از اين رويداد اعلام کنيدد تا مرهمي بر آلام مسلماناني باشد که علاوه بر درد ظلم بر جانشان رنج شنيدن شعارهاي دفاع از مسلمان و مظلموميتي که شما سر مي دهيد را برجان مي خرند!
البته شعار ترکيب دين با سياست راهي براي مشروعيت بخشيدن سيستم حکومتي در داخل و محبوبيت آن در خارج از کشور است ونتيجه حاصل از آميختگي اين دو مفهوم با دوقلمرو مفهومي متفاوت چيزي جز تضاد در اجراي مفاهيم دين و سياست نيست.
واقيعيت اينست که جمهوري اسلامي با بازي عقيدتي که در تمام اين مدت 30ساله به راه انداخته بود در پي منافع حاصل در پشت پرده بوده و اين تضاد در برآورده کردن شعارهاي اسلامي نمونه بارز بکار گيري شعارهاي ديني در جهت برآورده کردن منفعت طلبي هاي سياسي است.
__________________________________
مطلب زير از سايت تابناک است که جالب ديدم در ادامه بياورم:
از ليون فرانسه تا مسلمانان چين!روزنامه آفتاب يزد در سرمقاله امروز خود نوشت:
روز هفتم آبانماه 82، روزنامه كيهان پيشنهاد كرد ادامه همكاري با شركت توتال فرانسه در پروژههاي نفتي ايران، به كاهش فشار بر بانوان محجبه فرانسوي مشروط شود. اين روزنامه براي توجيه پيشنهاد خود نوشت: «چطور است پاريس هـمـواره از تـيرگي روابط ايران و آمريكا و ساير كشورهاي اروپايي به نحوي فرصتطلبانه استفاده كـرده و شركتهاي نفتي خود را جايگزين ساير كشورهاي خارجي در بخش نفت ايران كرده است اما حتي يك بار جمهوري اسلامي ايران براي دادن «امـتياز نفتي» به فرانسه، از اين موقعيت به نفع كاهش محدوديت مسلمانان فرانسوي بهره نگرفته است؟».
نويسنده مقاله كيهان در ادامه، نگراني اصلي خود را اينگونه بيان كرده بود: «اخيراً دادگاه اداري شهر ليون فرانسه، تقاضاي بازگشت به كار نجاتبن عبدالله زن 33 ساله كارمند بخش كنترل شركت حمل و نقل شهري كه به علت رعايت حجاب اخراج شده بود را نپذيرفت».
تحليل روزنامه كيهان نشان ميداد اصولگرايان نيز به اين باور رسيدهاند كه «تيرگي روابط ايران با آمريكا و برخي كشورهاي اروپايي موجب سوءاستفاده كشورهاي ديگر شده و آنها از همين فرصت براي «امتيازگيري» از ايران استفاده ميكنند.»
نكته ديگر در تحليل اصولگرايانه ـ به قرائت دوره حاكميت خاتمي ـ آن بود كه اگر قرار بر امتيازگيري و امتيازدهي است، ما هم بايد به دنبال فرصتيابي باشيم تا از «امتيازخواهي فرصتطلبانه فرانسه» به نفع مسلمانان ساير كشورها استفاده كنيم؛ البته در اين مقاله هيچ اشارهاي به تلاش براي بهرهگيري از فرصت موجود براي «امتيازگيري به نفع مسلمانان ايران» به چشم نميخورد!
اكنون با گذشت حدود 6 سال از آن روزها، دولت چين مشغول سركوب اعتراضات در يكي از ايالتهاي آن كشور است كه حاصل آن، سركوب و قتل عدهاي از انسانهاي بيگناه از جمله تعدادي از مـسلمانان چين ميباشد. درست همزمان با سركوب مسلمانان چين، دولت فرصت طلب آن كشور به دنبال بهرهمند شدن از امتيازات نفتي در ايران است.
اين وضعيت را ميتوان در قالب مقاله هفتم آبانماه 82 كيهان به صورت زير تشريح كرد: «دولت چين از تيرگي روابط ايران با فرانسه و برخي كشورهاي ديگر اروپايي استفاده كرده و شركتهاي نفتي خود را جايگزين ساير كشورهاي خارجي در بخش نفت ايران ميكند، اما جمهوري اسلامي ايران براي دادن امتياز نفتي به چين، از اين موقعيت به نفع كاهش فشار بر مسلمانان چيني بهره نميگيرد.»
از نكات خواندني و شايد تصادفي در اين ميان آن است كه سوژه اصلي در مقاله آبانماه 82 كيهان، فعاليت شركت توتال در پروژههاي نفتي ايران بود و امروز هم زمان با كشتار مسلمانان چين به دست دولت ضدديني آن كشور، مقامات نفتي ايران اعلام ميكنند: «شركت توتال فرانسه در صورت توافق با CNPC چين ميتواند در بخش پايين دستي فاز 11 پارسجنوبي و حتي با افزايش سهم خود در بخش بالادستي با شركت چيني همكاري كند».*
البته مي توان حدس زد كه در اين ميان هيچ چيز تغييري نخواهد كرد و قاعدتا چينيها كه قادربه اجراي مستقل پروژههاي بزرگ نفتي نيستند ناچار خواهند بود پشتيباني فني پروژه را به شركت توتال بسپارند و به اين طريق، هم خودشان به نوايي برسند و هم مشكل سياسي شركت توتال كه با محدوديتهايي از طرف دولت فرانسه مواجه است را به اين طريق حل كند كه شركت فرانسوي به جاي ايران، با چينيها قرارداد ببندد!
اگر از اين نكته بگذريم از يك موضوع نميتوان غافل شد. اين موضوع، سكوت تاسفبار رسانههاي مدعي اصولگرايي در برابر كشتار مسلمانان چين و از آن بدتر، تمكين آنها در برابر توسعه همكاريهاي اقتصادي با چين و اعلام خبر آن، دقيقا همزمان با افزايش سركوب مسلمانان چيني است. راستي كسي حق ندارد از مقايسه دو موضع اصولگرايان در سالهاي 82 و 88 به اين نتيجه برسد كه دلسوزيهاي ظاهري براي مسلمانان فرانسه، تنها با هدف ايجاد فرصت اقتصادي براي چينيهاي كممشتري و فرصت طلب بوده است؟
-----------------------------------------------------
در مدت در گيريها در اين منطقه بيش از 160نفر از مسلمانان در در گيري با پليس کشته شدند.
همه مي دانيم در تمام اين 30سال شعارهايي مبني بر دفاع ازحق مظلوم(حتي اگر مسلمان نباشد)وجدايي ناپذيري دين از سياست داده شده است.
و ايران در اين مدت هزينه بسياري بابت اين حمايت ها پرداخته است.(البته براي حمايت از مسلمانان لبنان و فلسطين)
و در تمان مين مدت ولي فقيه در ايران ولي امر مسلمين جهان و مدافع مظلومان معرفي شده است.
وشعار اگر دين نداريد آزاده باشيد ازآموزه هاي ديني شمرده شده است.
حال چطور است که اگر مسلماني در چچن به دست کمونيستهاي روس و يا درارومچي به دست کمونيستهاي چيني کشته شود سکوت را جايز مي شمرند آنهکم با دليل تراشي هايي مانند اينکه نمي خواهند در امور داخلي کشورها دخالت کنند؟!
حال آنکه دخالت در امور داخلي ديگر کشورها ازسوي حکومت ايران سابقه ايي ديرينه دارد چه در مصر ويا لبنان.
چطور زماني که بحث حمايت از لبنان مي شود اقليت گروه حزب الله لبنان درجنوب لبنان کل جمعيت لبنان تلقي مي شود ونيرو ومهمات به آنجا اعزام مي شود آيا اين دخالت در امور داخلي کشورها نيست؟!آيا تجهيز ستيزه جويان سني عراق عليه دولت و مردم عراق و نظاميان آمريکايي براي ناامن نشان دادن عراق و نياز مند شدن دولت عراق به ايران در تامين امنيت عراق ونيز نشان دادن شکست اقدامات نيروهاي آمريکايي در تامين امنيت عراق دخالت در ديگر کشورها محسوب نمي شود؟!
آيا دستور ترور نخست وزير مصر و نام گذاري خياباني به نام قاتل رهبرفقيد مصريان که در مصر هم طرفداران بسيار دارد وهميشه مورد اعتراض دولت وملت مصرواقع شده دخالت در امور کشوري نيست؟
آيا مسلمان چچن رادررسانه ملي در حد شورشي دانستن عين عدالت اسلامي است؟
فرق زنان محجه ايغور با زن محجبه مصري ساکن آلمان چيست؟
آيامسلمان کشي از نظر حکومت ايران فقط به دست اسرايليها انجام مي شود و چچني يا چيني زياد مهم نيست ؟؟!!!
براستي کجايند بسيجيان فرودگاه نشين براي اعزام به غزه؟!برادرا چچن و چين نمي رويد؟!
آيا همين گروه حماس که به نيابت از مردم حماس فرياد مظلوميت برايش سر مي دهيد و به بهانه کمک به مردم فلسطين حتي از حقوق پزشکان و کارمندان زحمت کش در ايران تجهيزشان مي کنيد تا به سياستهاي شما گوش فرا دهند(وباد دشمني با اسراييل در عوض آباد سازي اراضي فلسطيني)باعث جنگ و کشتار مردمشان بشوند نبودند که در مرگ صدام 3روز عزاي عمومي اعلام کردند؟!آيا اگر خمچاره هاي شما نبود چيزي داشتند که به اسرايليها شليک کنند تا بهانه ايي براي جنگ به آنها بدهند؟اگر واقعا دلتان به حال مسلمانان فلسطيني مي سوزند؟!اقتصاد خود راطوري سامان دهيد که به جاي اسلحه به گروه حماس از مازاد درآمد سرانه غذا و دارو تکنواوژي و علم به مردم آنجا صادر کنيد واين در حالي باشد که مردم ايران هم در رفاه به سر ببرند اگر و اقعا شعار حمايت از مظلوميت سر مي دهيد بايد هم از مسلمان و هم از غير مسلمان دفاع کنيد نه اينکه حمايت از مسلمان جايي از دنيا با مسلمان جايي ديگراز دنيا به خاطر سياست يا منافع شما تفاوت داشته باشد!!
آيا فرياد حمايت از مسلمان هم به سرنوشتي مانند بازي داخلي قدرت در ايران دچار شده است؟وهمانطور که حداقل 2000000نفرمعترض را انکاروآنها را آشوبگروجداي از مردم واقليتي افسرده و ناراحت وخاروخاشاک مي خوانند مردم مسلمان اين منطقه از چين را هم اقليتي مي دانند که نه جز مردم چين محسوب مي شوند و نه جز مسلمانان.ولي اين با نظر ديگر مسلمانان و مردم جهان تفاوت دارد.
از کشور ترکيه که هميشه لايک بودنش دستاويز شما دولتمردان ايران بوده است بياموزيد اين کشور همانطور که حمله اسراييل به غزه را محکوم کرد به همان شدت با اين کشتار در چين مخالفت کرد و سفير چين در اين کشور احضار شد و اعتراض مقامات کشور ترکيه به او رسانيده شد و همينطوراحمد داوود اوغلو وزير امور خارجه ترکيه که بعد از حوادث خونبار منطقه خودمختار اويغورستان با وزراي امور خارجه کشورهاي مختلف جهان به صورت تلفني گفتگو کرده، خواستار مداخله بيشتر جامعه بين الملل در اين موضوع شد.ويا از کميسيون حقوق بشر اسلامي که لااقل بيانيه ايي صادر کرد وبرخوردهاي دولت چين را با مسلمانان محکوم کرد. مقامات جمهوري اسلامي لااقل مي توانستيد بدون اينکه منافع متقابل شما با کشور چين در خطر بيفتد!شفاها تاسف خود را از اين رويداد اعلام کنيدد تا مرهمي بر آلام مسلماناني باشد که علاوه بر درد ظلم بر جانشان رنج شنيدن شعارهاي دفاع از مسلمان و مظلموميتي که شما سر مي دهيد را برجان مي خرند!
البته شعار ترکيب دين با سياست راهي براي مشروعيت بخشيدن سيستم حکومتي در داخل و محبوبيت آن در خارج از کشور است ونتيجه حاصل از آميختگي اين دو مفهوم با دوقلمرو مفهومي متفاوت چيزي جز تضاد در اجراي مفاهيم دين و سياست نيست.
واقيعيت اينست که جمهوري اسلامي با بازي عقيدتي که در تمام اين مدت 30ساله به راه انداخته بود در پي منافع حاصل در پشت پرده بوده و اين تضاد در برآورده کردن شعارهاي اسلامي نمونه بارز بکار گيري شعارهاي ديني در جهت برآورده کردن منفعت طلبي هاي سياسي است.
__________________________________
مطلب زير از سايت تابناک است که جالب ديدم در ادامه بياورم:
از ليون فرانسه تا مسلمانان چين!روزنامه آفتاب يزد در سرمقاله امروز خود نوشت:
روز هفتم آبانماه 82، روزنامه كيهان پيشنهاد كرد ادامه همكاري با شركت توتال فرانسه در پروژههاي نفتي ايران، به كاهش فشار بر بانوان محجبه فرانسوي مشروط شود. اين روزنامه براي توجيه پيشنهاد خود نوشت: «چطور است پاريس هـمـواره از تـيرگي روابط ايران و آمريكا و ساير كشورهاي اروپايي به نحوي فرصتطلبانه استفاده كـرده و شركتهاي نفتي خود را جايگزين ساير كشورهاي خارجي در بخش نفت ايران كرده است اما حتي يك بار جمهوري اسلامي ايران براي دادن «امـتياز نفتي» به فرانسه، از اين موقعيت به نفع كاهش محدوديت مسلمانان فرانسوي بهره نگرفته است؟».
نويسنده مقاله كيهان در ادامه، نگراني اصلي خود را اينگونه بيان كرده بود: «اخيراً دادگاه اداري شهر ليون فرانسه، تقاضاي بازگشت به كار نجاتبن عبدالله زن 33 ساله كارمند بخش كنترل شركت حمل و نقل شهري كه به علت رعايت حجاب اخراج شده بود را نپذيرفت».
تحليل روزنامه كيهان نشان ميداد اصولگرايان نيز به اين باور رسيدهاند كه «تيرگي روابط ايران با آمريكا و برخي كشورهاي اروپايي موجب سوءاستفاده كشورهاي ديگر شده و آنها از همين فرصت براي «امتيازگيري» از ايران استفاده ميكنند.»
نكته ديگر در تحليل اصولگرايانه ـ به قرائت دوره حاكميت خاتمي ـ آن بود كه اگر قرار بر امتيازگيري و امتيازدهي است، ما هم بايد به دنبال فرصتيابي باشيم تا از «امتيازخواهي فرصتطلبانه فرانسه» به نفع مسلمانان ساير كشورها استفاده كنيم؛ البته در اين مقاله هيچ اشارهاي به تلاش براي بهرهگيري از فرصت موجود براي «امتيازگيري به نفع مسلمانان ايران» به چشم نميخورد!
اكنون با گذشت حدود 6 سال از آن روزها، دولت چين مشغول سركوب اعتراضات در يكي از ايالتهاي آن كشور است كه حاصل آن، سركوب و قتل عدهاي از انسانهاي بيگناه از جمله تعدادي از مـسلمانان چين ميباشد. درست همزمان با سركوب مسلمانان چين، دولت فرصت طلب آن كشور به دنبال بهرهمند شدن از امتيازات نفتي در ايران است.
اين وضعيت را ميتوان در قالب مقاله هفتم آبانماه 82 كيهان به صورت زير تشريح كرد: «دولت چين از تيرگي روابط ايران با فرانسه و برخي كشورهاي ديگر اروپايي استفاده كرده و شركتهاي نفتي خود را جايگزين ساير كشورهاي خارجي در بخش نفت ايران ميكند، اما جمهوري اسلامي ايران براي دادن امتياز نفتي به چين، از اين موقعيت به نفع كاهش فشار بر مسلمانان چيني بهره نميگيرد.»
از نكات خواندني و شايد تصادفي در اين ميان آن است كه سوژه اصلي در مقاله آبانماه 82 كيهان، فعاليت شركت توتال در پروژههاي نفتي ايران بود و امروز هم زمان با كشتار مسلمانان چين به دست دولت ضدديني آن كشور، مقامات نفتي ايران اعلام ميكنند: «شركت توتال فرانسه در صورت توافق با CNPC چين ميتواند در بخش پايين دستي فاز 11 پارسجنوبي و حتي با افزايش سهم خود در بخش بالادستي با شركت چيني همكاري كند».*
البته مي توان حدس زد كه در اين ميان هيچ چيز تغييري نخواهد كرد و قاعدتا چينيها كه قادربه اجراي مستقل پروژههاي بزرگ نفتي نيستند ناچار خواهند بود پشتيباني فني پروژه را به شركت توتال بسپارند و به اين طريق، هم خودشان به نوايي برسند و هم مشكل سياسي شركت توتال كه با محدوديتهايي از طرف دولت فرانسه مواجه است را به اين طريق حل كند كه شركت فرانسوي به جاي ايران، با چينيها قرارداد ببندد!
اگر از اين نكته بگذريم از يك موضوع نميتوان غافل شد. اين موضوع، سكوت تاسفبار رسانههاي مدعي اصولگرايي در برابر كشتار مسلمانان چين و از آن بدتر، تمكين آنها در برابر توسعه همكاريهاي اقتصادي با چين و اعلام خبر آن، دقيقا همزمان با افزايش سركوب مسلمانان چيني است. راستي كسي حق ندارد از مقايسه دو موضع اصولگرايان در سالهاي 82 و 88 به اين نتيجه برسد كه دلسوزيهاي ظاهري براي مسلمانان فرانسه، تنها با هدف ايجاد فرصت اقتصادي براي چينيهاي كممشتري و فرصت طلب بوده است؟
-----------------------------------------------------
پينويس:*خبرگزاري فارس 15 تيرماه 88به نقل از مديرعامل شركت ملي نفت ايران
-----------------------------------------------------
-----------------------------------------------------
ودر ادامه نظارات کاربران سايت تابناک در مورد اين مطلب در پايين همان صفحه به آدرس:
نظرات بينندگان:عين همين مورد در باره مسلمانان چچن اتفاق افتاد که توسط روسها کشته شدند ولي کسي دم بر نياورد.ما واقعا چقدر به استقلال دست پيدا کرده ايم ؟!واقعا براي من سوال است که چه فرقي بين مسلمان فلسطيني با مسلمان چيني لبناني ايراني يا جاي ديگراست؟؟چرا از مسلمانان چين حمايت نميشود؟واقعا چرا؟شايد آدم هاي چيني جزو ظروف حساب مي شن نه انسان !با سلاممسلمانان چين به شهادت ميرسند اما آقايان حكومتي سكوت كردهاند تا منافع آنان به خطر نيافتاده و پشتيباني چين را از دست دهند. پس را امام چه شد كه: نه شرقي نه غربي حكومت اسلامي...به قول آيتالله امجد همه ما با امتحان بزرگ الهي مواجهيم تا فرق مسلمان با نامسلمان آشكار گردد.درود بر سايت تابناک که اين اخبار را ارايه مي دهد چرا از مسلمانان چچن چيزي نميگن که به طرز فجيعي توسط روسيه کشته شدن و هيچ واکنشي در مناسبات رخ نداددقيقا،حرف دل مارو زده!!!سلام.لطفا پيام امام خميني به گوراچف را روي سايت خود بگذاريد. شايد پند بگيريم.
نظرات بينندگان:عين همين مورد در باره مسلمانان چچن اتفاق افتاد که توسط روسها کشته شدند ولي کسي دم بر نياورد.ما واقعا چقدر به استقلال دست پيدا کرده ايم ؟!واقعا براي من سوال است که چه فرقي بين مسلمان فلسطيني با مسلمان چيني لبناني ايراني يا جاي ديگراست؟؟چرا از مسلمانان چين حمايت نميشود؟واقعا چرا؟شايد آدم هاي چيني جزو ظروف حساب مي شن نه انسان !با سلاممسلمانان چين به شهادت ميرسند اما آقايان حكومتي سكوت كردهاند تا منافع آنان به خطر نيافتاده و پشتيباني چين را از دست دهند. پس را امام چه شد كه: نه شرقي نه غربي حكومت اسلامي...به قول آيتالله امجد همه ما با امتحان بزرگ الهي مواجهيم تا فرق مسلمان با نامسلمان آشكار گردد.درود بر سايت تابناک که اين اخبار را ارايه مي دهد چرا از مسلمانان چچن چيزي نميگن که به طرز فجيعي توسط روسيه کشته شدن و هيچ واکنشي در مناسبات رخ نداددقيقا،حرف دل مارو زده!!!سلام.لطفا پيام امام خميني به گوراچف را روي سايت خود بگذاريد. شايد پند بگيريم.
۱۳۸۸ تیر ۱۸, پنجشنبه
دستی که فراتراز آستین دراز می شود:

روزهای جالبی بر ما می گذرد:
در حالی محمود احمدی نژاداین روزها دستش را از آستین پاره اش برای مدیریت جهان و در آغوش کشیدن همپیمانانش درازمیکند!که فردا 18تیر معلوم نیست در پاسخ وحشیانه ی نیروهای امنیتی چند نفر دیگراز ایرانیان در آغوش خاک می روند؟؟(او درگفتگوی تلویزیونی اش گفته بود:ما با داشتن رای چهل میلیونی می توانیم در فکراداره دنیا باشیم!!)
این در حالی است که آیت الله خامنه ایی شخصی که مدتی پیش در نماز جمعه با تهدید مستقیم مردم گفت:مسوولیت خون کسانی که در اعتراض ها شرکت کنند را با خودشان است و این همزمان بود با کشته شدن 10نفر دیگر از هموطنانمان در فردای آنروز(شنبه) اوروز گذشته اعلام کرد که نام نهادن اغتشاشگر کار بیگانگان و غربی هاست و عنوان کرد که این غربی ها بودند که مردم را اغتشاش گرمی نامیدند!!او در واقع مسوولیت اختراع لفظ اغتشاش گر را با بیگانگان دانست.این در حالی است که جمهوری اسلامی بارها کشورهای دنیا بخصوص کشورهای غربی را برای حمایت از معترضینی که آنها را اغتشاشگر می خواند تهدید کرده است(من جمله همین امروز در صحبتهای آقای احمدی نژاد همزمان با صحبتهای آیت الله خامنه ایی)این در ادامه سیاست عقب نشینی حکومتی در روزهای اخیر است همان سیاستی که در چند روز گذشته سعی می کرده نشان دهد که منظور رسانه های دولتی از اغتشاشگران مردم نبوده است!
وقتی مسوولیت کشتاروپاسخ گویی به خانواده های دستگیرشدگان را هیچ مقامی قبول نمی کند این مسایل دور از ذهن نیست.امروز کامنتی در مورد مطلب18تیر در سایت رادوفردا از یکی از کاربران این سایت دیدم که جالب بود
آنرا عینا در اینجا می گذارم این جواب جالبی بود که در مقابل دروغ های آقایان دیدم:
لینک مطلب:http://www.radiofarda.com/content/f35_July99_Aniv/1772363.html
"اصولا نیروهای ضد شورش و بسیجی نه تنها اسلحه گرم نداشتند بلکه اسلحه سرد هم نداشتند. اگر هم چاقو در جیبشان بوده برای پوست کندن پرتقال و باطوم هم برای شکستن گردو بوده است تا با اغتشاشگران خیابانی دور هم بنشینند و بخورند!مگر دولت نهم و نیروهایش غیر از مهرورزی کار دیگری هم بلد است انجام دهد. آنها هم که مثلا مردند همه هنرپیشه ها و بدلکاران حرفه ای بودند که توسط بی بی سی و سی ان ان استخدام شده بودند تا ادای مردن را در بیاورند. البته مقدار زیادی هم رب گوجه و رب انار در کف خیابانها میپاشیدند تا منظره طبیعی تر جلوه کند. بعد هم با ضبط صوت صدای هیاهو و الله و اکبر پخش میکردند که همه فکر کنند یک عده توی خیابان هستند. اون فیلمهایی رو هم که دیدید بسیجیها مستقیم به مردم شلیک میکردند گوشه های از یک فیلم هالیوودی است که روش صدا مونتاژ کردند!خلاصه اصلا بد به دلتون راه ندید. مردم ایران غیر از مهرورزی هیچ چیز دیگری از دولت نهم ندیدند!"
______________________________________
آلودگی غبار آلود یا غبار اتمی؟
مدتی است که غبارکدورتها کنار نرفته غبارسنگینی ازخاک برشهرهای ایران از آسمان به باریدن گرفته!خاک شن و غبار18استان کشور را فراگرفته گویا نحسی انتخاب ریس جمهور با نحسی هوابی بد همراه شده جالب است که این پدیده ها مانند سرمای شدید زمستان2سال قبل و خشکسالی که در دور اول انتخاب احمدی نژاد ایران راتا مدتی طولانی فراگرفت و حال این هوای بد در کنار مهرورزیهای دولت مهورز و عدالت طلب از ارمغان های دوران نکبت بار احمدی نژاد شده است که همه این مشکلات مانند ادعای تغییرات 30ساله احمدی نژاد در کشور در این 30ساله بی نظیر بودند مثل اینکه طبیعت هم سعی در تایید دروغ های احمدی نژاد دارد کسی که ادعای رفع مشکلات 30ساله را در عرض 4سال دیگر دارد حال آنکه تا اینجای کار را هم هر جا که کم آورده از مافیای انقلابی حمهوری اسلامی مایه گذاشته است!!
از وجه جدی که به ماجرا بنگریم خیلی هم این مسایل بی ارتباط با دولت احمدی نژاد نیست.در حالی که احمدی نژاد دراین سالها در فکر محو اسراییل بوده و به فکر مدیریت جهان که امروز تهران و18استان ایران در زیر غبار دفن می شود.درروزهای اخیر، افزایش این گرد و غبار از غرب و جنوب غرب ایران به تهران نیز رسیده است. مدیر عامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران در همین باره از افرادی که دچار مشکلات تنفسی و قلبی هستند، خواسته است از رفتوآمد در هوای آزاد جلوگیری کننداکنون افزایش گرد و غبار و آلایندهها تقریبا در سراسر ایران، سبب بروز مشکلات تنفسی و لغو برخی پروزاهای داخلی و همچنین تعطیلی برخی از شهرها شده است..وتازه ریس سازمان محیط زیست( خانم جوادی) روز یکشنبه چهاردهم تیر ماه،یادش می افتد که با نخست وزیر عراق، یادداشت تفاهمی برای کاهش آلودگی گرد و غبار امضا کند.این در حالی است که برخی از کارشناسان بر این باورند که پیش از امضای تفاهم نامه یا راهکارهای نظری، باید به راهکارهای اجرایی مانند کاشت درخت، مالچ پاشی و بیابان زدایی روی آورد تا امکان کنترل چنین پدیدههایی در آینده امکان پذیر شود.مجید شفیع پور، کارشناس آلودگی هوا میگوید: بهترین راهکار برای کنترل هرگونه انتشار آلاینده زیست محیطی، کنترل در مبدأ است. او اضافه میکند: از آنجایی که مبدأ اصلی انتشار این گونه ذرات و گرد و غبار، در واقع در کشورهای غرب و جنوب غرب ایران است، بهترین تلاش مهندسی تثبیت شنها و خاکهایی است که توسط توسعه فضای سبز مشجر و جنگلکاری و یا مالچ پاشی برای تثبیت آنها به کار گرفته میشود تا به این سادگی بادهای با سطح نزدیک به زمین آنها را به هوا نیاورند و معلق نکنند.
این در حالی است که امروز تهران و بعضی از نقاط ایران دومین روز از تعطیلی را به این دلیل سپری می کنندوبه گفته سازمان هواشناسی:نزدیک به هجده استان غربی، مرکزی و شمالی کشور، شاهد افزایش غیر منتظره غلظت ذرات معلق عمدتا گرد و غبار است، به گونهای که در خلال چند ساعت گذشته به تهران هم رسیده و بنا بر آخرین اندازهگیریهای گزارش شده در ساعت چهار بعدازظهر به وقت تهران، غلظت آلاینده به حدود ۲۳۰ بر پایه شاخص استاندارد آلودگی هوا افزایش پیدا کرده است؛ یعنی نزدیک دو و سه دهم برابر حد استاندارد.
این مساله ای است که در فصل بعد از بهار ماهها دامنگیرهموطنان جنوب و غرب کشور بوده است وفریادشان به جایی نرسیده ودربیشتر مدتی که این مساله وجود داشته در این مناطق تعطیلی اعلام نمی شده واین مساله در این مدت باعث بسیاری از بیماری های تنفسی در این مناطق شده است.
اما پرسش این است که آیا خانم جوادی پس از آنچه در این چند سال بر هموطنان جنوبی و غرب نشین کشورمان رفته است، بی خبر یا بی توجه بودهاند که اکنون یعنی زمانی که این معضل دامن پایتخت را گرفته است، به فکر چاره افتادهاند؟
جالب اینجاست که سابت تابناک در عنوان:این گرد و غبارها از کجا سرچشمه گرفتهاند؟ مطلب جالبی را عنوان می کند:
"با یک نگاه عمیقتر به مناطق بیابانی و رملی استان بصره عراق، درمییابیم که نیروهای آمریکایی در دو جنگ پیدرپی در سالهای 1991 میلادی و 2003 میلادی، استفاده گسترده نیروهای آمریکایی از سلاحهای دربردارنده اورانیوم ضعیف شده و انواع بمبهای فسفری را شاهد بوده است؛ ضمن آن که استفاده دشمن بعثی در جنگ هشت ساله از سلاحهای غیرمتعارف که در آنها جیوه و سرب کاربرد داشته است، خاک مناطق مرزی با ایران و کویت را نیز آلوده کرده است که البته هیچ گاه مسئولان امر در ایران در این باره توضیحی ندادهاند.هماکنون باید به مسئولان محیط زیست و دولت نهم یادآور شد که چرا این قدر دیر به فکر حل این معضل افتادهاند؟"
آیا جان هموطنانمان برای این مقامات آنقدر باارزش نیست که مدیریت جهان یا پاک کردن کشوری از نقشه جهان مهم است؟!
آیا جدا از خطراتی که آلودگی ناشی از این غبارها دارد فقط درنظر گرفتن این مساله که این غبارها می تواند همراه با آلودگی های شیمیایی یا اتمی یا ذرات فلزات سنگین باشد که قرن ها در طبیعت باقی می ماند نمی توانست مقامات را به چاره اندیشی پیشگیرانه وادار کند؟؟!!
۱۳۸۸ تیر ۱۵, دوشنبه


سیرتحول دروغ در صداوسيما:
1)...(سکوت صداوسيما قبل و بعد از انتخابات در برابر جمعيت ميليوني مردم)
2)پخش تصاوير تجمع طرفداران مجوز دار دولتي و اعلام ميليوني ومردمي بودن آن(کافي است مساحت حضور ميليوني ادعا شده را بر تعداد مردمي که در واحد سطح مي توانند در آنجا حضور داسته باشند محاسبه نماييد براي اطلاعات بيشتر به عنوان"بدون شرح"مراجعه کنيد)
3)پخش تصاوير تخريب واينکه اين کار طرفداران معترض آشوبگر است.
4)ذکر اين نکته از طرف مقامات جمهوري اسلامي که آشوبگران از مردم جدا هستند.واين تعدادي هم که کشته شده اند کار خود معترضين و آشوبگران و سفارتخانه هاي خارجي و خبرنگاران بوده است(وحتي از ترس عذرخواهي و پاسخگويي به مردم از قبول واذعان به خطاي غيرعمد ماموران امنيتي و لباس شخصي سرباز مي زنند!!)
5)مقامات و صدا و سيما مي گويند(به خصوص درروز شنبه بعد از سخنراني آتشين خامنه ايي در نماز جمعه تهران)"که افراد مزدوري از گروهکهاي معاند از خارج از کشور به تهران آمده و مسلح هم بوده اند با نيروهاي امنيتي در گير شده اند و باعث کشته شدن هم وطنانمان شده اند"(اينان هم حتما با همان هواپيماي 747 که انگليسي ها با آن به ايران سرازير شده اند به ايران و سپس به تهران آمده اند وسرمرزها هم سوالي از اينها نشده که از کجا آمده ايد و به کجا مي رويد وچرا مسلح ايد؟!!)
6)صداوسيما مي گويد:"تصاويري که از کشته شدن هموطنمان(ندا آقا سلطان) پخش شده است نشان از برنامه ريزي قبلي دارد"ولي مدتي بعداين آمارها(در اين تاريخ88.04.15)از طرف مقامات جمهوري اسلامي تغيير مي کند:تعداد کشته شده ها از 20 به 30نفرو دستگير شده هااز800به 1000مي رسد در حالي که از آخرين روز به بعد گزارشي از کشته شدن مجدد در درگيري ها و دستگيري هاي هاي وسيع از جانب مقامات دولتي و حکومتي ايران منتشر نشده است.پس در اين ميان مي توان به اين نتيجه رسيد که تعدادي افزون بر آن تعدادي که به بهانه شرکت در اجتماعات دستگير شده بودند بعدا دستگير شده اند يا تعداد واقعي دستگير شدگان درست نبوده است(و معلوم مي شود اصرار بر عدم صدور مجوز از سوي وزارت کشور براي غير قانوني جلوه دادن احتماعات و دستگير نمودن معترضين به بهانه شرکت در اين اجتماعات بوده است)ونيز اين آماردر مورد کشته شدگان نشان مي دهد که در اين مدت با افزايش آمار تعداد کشته شده ها:يا تعدادي از زخمي ها به کشته شده ها اضافه شده اند يا به راستي تعدادي ديگر در درگيري هاي پراکنده کشته شده اند و آمار شان تا به حال مخفي مانده بوده است ويا آماري که تعداد کشته شدگان ارايه شده از ابتداغيرواقعي بوده است.اين خود نمونه جالبي از برنامه ريزي قبلی و منسجم حکومتی در بعدازانتخابات براي مبرا دانستن قواي دولتي و حکومتي در وقايع و پيشامدهاي اخير دارد.
حال واقعا جاي سوال ندارد که وقتي اين همه پنهانکاري و کشتاري که بي مسوول و بي جواب مانده است و حتي از بردن نام ومعرفي بسيجي که مسوول کشتار 7نفر از هم وطنانمان در میدان آزادی تهران بوده است جلوگيري مي شود چطور دولت مي تواند گناه اين کشتارها را به نقشه برنامه ريزي شده شرکت کنندگان در راهپيمايي مربوطه بداند؟؟!!وجالب اينجاست پزشکي که هم در صحنه بوده چون اذعان کرده که ديده بسيجي با اسلحه خود به مقتول(ندا آقا سلطان)شليک کرده نه تنها تحت تعقيب تمامي نيروهاي امنيتي و پليسي در داخل ایران قرار گرفته و حتي به گفته خود مسولان دولت ايران تحت تعقيب پليس بين الملل هم هست(جالب تر اينکه پليس بين الملل گفته است تا اين لحظه گزارشي بر اين مبنا از طرف مقامات ايران دريافت نکرده اند)
7)مدتي بعد از طرف مقامات مطرح مي شود که افرادي که دست به کشتار زده بودند بسيجي نبوده اند و باز مدتي بعد گفته مي شود که اينها افرادي بوده اند که لباس بسيجي پوشيده بودند(حتما تجهيزاتشان را هم از سوپرمارکت سر محلشان خريداري کرده بودند)و تا همين چند روز پيش مي شنويم که اينها چون مجبور بوده اند از خود و پايگاه بسيجشان دفاع کنند مجبور به تيراندازي به سوي اشرار شده بودند!!(فقط تا اين لحظه معلوم نشده که از کجا دستور تير داشته اند ودر چرا به عوض آشوبگران مردم را سيبل تيراندازي و نشانه گيري خود قرار دادند مگر مقامات نمي گفتند که آشوبگران از مردم جدا هستند؟؟!!بلاخره معلوم نشد از ديد اينان مردم آشوبگرند يا آشوبگران مردم اند؟؟!!)
8)ديشب خبر ميرسد که فرمانده سپاه پاسداران گفته است:"بسيج فقط از 30در صد توان خود براي مقابله با آشوبگران استفاده کرده است"
واين ماجرای طنز آلود غم انگیز همچنان ادامه دارد....
1)...(سکوت صداوسيما قبل و بعد از انتخابات در برابر جمعيت ميليوني مردم)
2)پخش تصاوير تجمع طرفداران مجوز دار دولتي و اعلام ميليوني ومردمي بودن آن(کافي است مساحت حضور ميليوني ادعا شده را بر تعداد مردمي که در واحد سطح مي توانند در آنجا حضور داسته باشند محاسبه نماييد براي اطلاعات بيشتر به عنوان"بدون شرح"مراجعه کنيد)
3)پخش تصاوير تخريب واينکه اين کار طرفداران معترض آشوبگر است.
4)ذکر اين نکته از طرف مقامات جمهوري اسلامي که آشوبگران از مردم جدا هستند.واين تعدادي هم که کشته شده اند کار خود معترضين و آشوبگران و سفارتخانه هاي خارجي و خبرنگاران بوده است(وحتي از ترس عذرخواهي و پاسخگويي به مردم از قبول واذعان به خطاي غيرعمد ماموران امنيتي و لباس شخصي سرباز مي زنند!!)
5)مقامات و صدا و سيما مي گويند(به خصوص درروز شنبه بعد از سخنراني آتشين خامنه ايي در نماز جمعه تهران)"که افراد مزدوري از گروهکهاي معاند از خارج از کشور به تهران آمده و مسلح هم بوده اند با نيروهاي امنيتي در گير شده اند و باعث کشته شدن هم وطنانمان شده اند"(اينان هم حتما با همان هواپيماي 747 که انگليسي ها با آن به ايران سرازير شده اند به ايران و سپس به تهران آمده اند وسرمرزها هم سوالي از اينها نشده که از کجا آمده ايد و به کجا مي رويد وچرا مسلح ايد؟!!)
6)صداوسيما مي گويد:"تصاويري که از کشته شدن هموطنمان(ندا آقا سلطان) پخش شده است نشان از برنامه ريزي قبلي دارد"ولي مدتي بعداين آمارها(در اين تاريخ88.04.15)از طرف مقامات جمهوري اسلامي تغيير مي کند:تعداد کشته شده ها از 20 به 30نفرو دستگير شده هااز800به 1000مي رسد در حالي که از آخرين روز به بعد گزارشي از کشته شدن مجدد در درگيري ها و دستگيري هاي هاي وسيع از جانب مقامات دولتي و حکومتي ايران منتشر نشده است.پس در اين ميان مي توان به اين نتيجه رسيد که تعدادي افزون بر آن تعدادي که به بهانه شرکت در اجتماعات دستگير شده بودند بعدا دستگير شده اند يا تعداد واقعي دستگير شدگان درست نبوده است(و معلوم مي شود اصرار بر عدم صدور مجوز از سوي وزارت کشور براي غير قانوني جلوه دادن احتماعات و دستگير نمودن معترضين به بهانه شرکت در اين اجتماعات بوده است)ونيز اين آماردر مورد کشته شدگان نشان مي دهد که در اين مدت با افزايش آمار تعداد کشته شده ها:يا تعدادي از زخمي ها به کشته شده ها اضافه شده اند يا به راستي تعدادي ديگر در درگيري هاي پراکنده کشته شده اند و آمار شان تا به حال مخفي مانده بوده است ويا آماري که تعداد کشته شدگان ارايه شده از ابتداغيرواقعي بوده است.اين خود نمونه جالبي از برنامه ريزي قبلی و منسجم حکومتی در بعدازانتخابات براي مبرا دانستن قواي دولتي و حکومتي در وقايع و پيشامدهاي اخير دارد.
حال واقعا جاي سوال ندارد که وقتي اين همه پنهانکاري و کشتاري که بي مسوول و بي جواب مانده است و حتي از بردن نام ومعرفي بسيجي که مسوول کشتار 7نفر از هم وطنانمان در میدان آزادی تهران بوده است جلوگيري مي شود چطور دولت مي تواند گناه اين کشتارها را به نقشه برنامه ريزي شده شرکت کنندگان در راهپيمايي مربوطه بداند؟؟!!وجالب اينجاست پزشکي که هم در صحنه بوده چون اذعان کرده که ديده بسيجي با اسلحه خود به مقتول(ندا آقا سلطان)شليک کرده نه تنها تحت تعقيب تمامي نيروهاي امنيتي و پليسي در داخل ایران قرار گرفته و حتي به گفته خود مسولان دولت ايران تحت تعقيب پليس بين الملل هم هست(جالب تر اينکه پليس بين الملل گفته است تا اين لحظه گزارشي بر اين مبنا از طرف مقامات ايران دريافت نکرده اند)
7)مدتي بعد از طرف مقامات مطرح مي شود که افرادي که دست به کشتار زده بودند بسيجي نبوده اند و باز مدتي بعد گفته مي شود که اينها افرادي بوده اند که لباس بسيجي پوشيده بودند(حتما تجهيزاتشان را هم از سوپرمارکت سر محلشان خريداري کرده بودند)و تا همين چند روز پيش مي شنويم که اينها چون مجبور بوده اند از خود و پايگاه بسيجشان دفاع کنند مجبور به تيراندازي به سوي اشرار شده بودند!!(فقط تا اين لحظه معلوم نشده که از کجا دستور تير داشته اند ودر چرا به عوض آشوبگران مردم را سيبل تيراندازي و نشانه گيري خود قرار دادند مگر مقامات نمي گفتند که آشوبگران از مردم جدا هستند؟؟!!بلاخره معلوم نشد از ديد اينان مردم آشوبگرند يا آشوبگران مردم اند؟؟!!)
8)ديشب خبر ميرسد که فرمانده سپاه پاسداران گفته است:"بسيج فقط از 30در صد توان خود براي مقابله با آشوبگران استفاده کرده است"
واين ماجرای طنز آلود غم انگیز همچنان ادامه دارد....

اعتراف نامه يک ياغي خس و خاشاکي:
اينجانب م.ش در راستاي حذف زخمت برادران براي ابراز ندامت اجباري وابراز ندامت از اعمالي که در گذشته مرتکب شده ام(چه قبل از انتخابات باانداختن راي در صندوق و کمک به انتصاب ريس جمهور منتخب رهبري وچه بعدازآن)اعلام مي دارم که ياغي بوده ام هستم وخواهم بود تا به حق برحق خود برسم...
وتقصيرتمامي مسايل چه قبل از لنتخابات:رد صلاحيت ها وتبليغ براي راي جمع کردن ها يي که نهايتا به نفع مشروعيت بخشي نظام تمام شد ونيز تمامي مسايل بعداز انتخابات:قتل و
اينجانب م.ش در راستاي حذف زخمت برادران براي ابراز ندامت اجباري وابراز ندامت از اعمالي که در گذشته مرتکب شده ام(چه قبل از انتخابات باانداختن راي در صندوق و کمک به انتصاب ريس جمهور منتخب رهبري وچه بعدازآن)اعلام مي دارم که ياغي بوده ام هستم وخواهم بود تا به حق برحق خود برسم...
وتقصيرتمامي مسايل چه قبل از لنتخابات:رد صلاحيت ها وتبليغ براي راي جمع کردن ها يي که نهايتا به نفع مشروعيت بخشي نظام تمام شد ونيز تمامي مسايل بعداز انتخابات:قتل و
عام ها و زدوخوردهاوخونريزيها رابه عهده مي گيرم!!
واز اين بابت به شدت نادمم ومي پرسم " که چه شد که اينجوري شد...؟؟!!"
از اين لحاظ به جهت همياري برادران گمنام امام زمان خود پيشاپيش اين اعتراف نامه ي کثيف رابه پيشگاه حضرت آيت الله خامنه ايي تقديم مي دارم تا گامي در مسير خشنودي معظم له وحفظ و اعتلاي نظام مردمي!جمهوري اسلامي و دولت متبوع آن باشم و نيز فرزندي صالح باشم براي نظام.
واز اين بابت به شدت نادمم ومي پرسم " که چه شد که اينجوري شد...؟؟!!"
از اين لحاظ به جهت همياري برادران گمنام امام زمان خود پيشاپيش اين اعتراف نامه ي کثيف رابه پيشگاه حضرت آيت الله خامنه ايي تقديم مي دارم تا گامي در مسير خشنودي معظم له وحفظ و اعتلاي نظام مردمي!جمهوري اسلامي و دولت متبوع آن باشم و نيز فرزندي صالح باشم براي نظام.
__________________________________
تبليغات:
در روزهاي اخير از جانب براداران غيور وهميشه در صحنه همزمان با پخش برنامه هاي متنوع در صداوسيما براي مردم(آن دسته از برنامه ها که پدرومادرهاي صلاحدان!براي خواب وآرام کردن طفيلي هاي بدخواب و بازيگوش مي گذارند)و در کنار آن اعترافات مهيج و غافلگيرکننده که البته براي سرگرم نمودن مردم شريف و نادم شدن امت خس و خاشاکي تهيه و تدارم ديده شده است "دولت مهورز" نيز در همين راستا برنامه هاي خاصي را براي تعطيلات و نيز اعتلاي درک معنوي مردم هميشه در صحنه فراهم نموده است:
تور ويژه تقتيش عقايد:
زمان:صبح و شب ندارد ترجيحا دمدماي صبح و بي خبربراي هيجان و غافلگيري که حتما در منزل تشريف داشته باشيد(براداران گمنام خودشان براي همراهي و اسکورت شما را همراهي خواهند نمود البته بهتر است براداران را شرمنده کارخير خود نکنيد چون هر چه هم تلاش کنيد برادرا براي از بين نبردن کار ثوابي که انجام مي دهند نام و نشاني از خود نخواهند آورد و مسلما شما در نهايت فرض را برآن مي گيريد که آز آسمان نازل شده اندوفزشتگاني براي رستگاري شمايند)
مکان:زندان اوين
شرکت براي عموم آزاد است مخصوصا کساني که به نحوي قبلا حضور خود را در اجتماعات باطل عليه حق به اثبات رسانده اند.
در اين راستا سعي برآن است که چند شبه شما را از ملحد وزمي ومغفل وانواع مختلف مغترض به فردي مصلح مسلمان و رهرووجان فشان بي قيدوشرط راه ولايت مبدل سازيم و چنان در بيان گمراهي خويش آگاه تان سازيم که خود زبان معترف و گوياي اشتباهات خود در برابردوربينهاي تلويزيوني ما باشيد آنچنان بسان بلبل که بلبل امام هم با دهان باز زبان در فقا و متحير بماند که" چه شد که اين بابا اين جوري شد؟!"
شما با ما ره 100ساله را يک شبه طي خواهيد کرد و به انسان خوبي مبدل خواهيد شد.
با اينکار خشنودي ما و سرگرمي ملت هميشه در صحنه را در این شرایط خاص که به نشاط جمعی روحیه ملی بیشترین نیاز راداریم ومنزه شدن از ناراستي ها!!را منجر خواهيد شد.
خود داوطلبانه در اين برنامه شرکت کنيدودر اين راه ما را ياري دهيد.
ما بهتر از شما به نيازهاي شما و به خود شما آگاهيم مطمعن باشيد . خود را به ما بسپاريد...!!
۱۳۸۸ تیر ۱۲, جمعه
دوستان بیانیه های آقای موسوی در سایت
www.ghalamnews.ir
لحظاتي پيش صادر شد
بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان
قلم - بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان لحظاتی پیش صادر شد. به گزارش قلم نیوز متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
هموطنان عزیز
همانگونه که انتظار میرفت شورای نگهبان، پس از نمایشهایی که توجه هیچکس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلبها و تخلفهای صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنوارهای که تجدید حیات ملت ما را مژده میداد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنهها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خونهای ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلمهای شکسته، روزنامههای بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بیاعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو مینشیند و دستاندرکاران این ماجرا با صورتحساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو میشوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟
از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر میبرد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمیپذیرد. دولتی با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تدوام سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.
خطر در پیش است. نظامی که به مدت سیسال به اعتماد مردم متکی بود نمیتواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی میرساند، ما نیز با منکران آن همصدا میشدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش میکنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمیدهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.
باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز میتوان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است. فرزندان انقلاب را از زندانها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایدهای ندارد. مردم چگونه میتوانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند میکند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمیگذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.
باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمیتابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخهای بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.
به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم میخواهیم ایمانهای مذهبیشان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته میشود؟
به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمانهایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینهتوزی که میشناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامهریزی و تصمیمات خلقالساعه فردی اداره نمیتوان کرد.
به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کردهایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.
مردم به حکومتی اعتماد میکنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهمترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمیشوند.
به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندانهای امنیتی باز میکنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه، هرکسی را از دایره خودیهایمان دور میکنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد میگیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیکپوش است. آنقدر از دور خود میرانیم تا این که تنها میمانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز میکند و به صرف شهادت زبانی، انسانها را در دایرۀ خود میآورد.
چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشتساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟
مردم!
ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدنهای گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بیننسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه ناامیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز به روز بیشتر میشد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصهای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمیبست میتوانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعدهاش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور میدید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.
ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرتپراکنی و پروندهسازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده میشود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجیگری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسانها را ارج مینهد و اصل میداند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.
مردم!
علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوششهای خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستورهای از تحقق آرمانهایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچکس نمیتواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایهای اندوختهایم که پشتوانه و بستر حرکتهای آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرتهای مردم و واقعیتهای تاریخی کشور و انقلاب همچنان در طول سالها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.
تمامی تلاشهایی که این روزها در مخالفت با شما صورت میگیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست. به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهنترین تمدنها زاده شدهایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جادهای به درازای تاریخ همه بشریت قدم میزنیم. در این جاده چه بسیار ملتها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سختترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما میتوانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیشبینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیشبینیها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزارهها زنده نگه داشته است چنین کردند. بهویژه با جوانان میگویم که اگر میخواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینههای خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن میکند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در میآورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.
امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافههای واهی نیست، و الا نمیتوانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصلهای با اسلام ندارد، به این خاطر است. ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام دادهاید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیتهای پاک ادای وظیفه میکنند تنها بگذارد.
امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمیگیرد و تنها زمانی در ما تحکیم میشود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانههایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.
مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمیپسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجهای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:
- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست ساله شما با استبداد و عقبماندگی است. جمهوری اسلامی نظامیاست که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه اصیلش به اجرا درآید تمامی خواستههای ما را در بر میگیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسهای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیتهای ارزشمند تحقق نایافتهای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبهای ملی درآید.
به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواستههای به حقش، که از زبان امام راحل بیان میشد، مجبور به ساختارشکنی گردید. به همه نهادهای تصمیمگیر در نظام توصیه میکنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را میدانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید میکنم که تعلل در محقق ساختن آرمانهایی چون قانونگرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیتسوز است.
- اسلام آن پوستین وارونهای نیست که برخی مخالفان شما پوشیدهاند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم میستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازیها و کجاندیشیهای آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائیبخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.
- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.
- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچکس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.
- ما در برههای و گریوهای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راهحل بسیاری از مشکلات ما قانون است. درست است! قانون همیشه بیعیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسانها با هم میبندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون اساسی را زیر پا میگذارد، به خلاف نص این میثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم میکند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچهای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بیشمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار میدهد. درست است! متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفتهاند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شدهایم یک مشاجره و تلافیجویی نیست. ما را عصبانیت یا جاهطلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا میدانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوششمان به ثمر میرسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است. این شالودهای است که امروز صبورانه میریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.
- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت میکنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای دادهاند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل میشوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آیندهای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابانها کتک زده است، سعادتمندتر، معنویتر، سالمتر و زیباتر از امروز زندگی کند. رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کردهایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهلبیت نور، اهل بیت راستی، اهلبیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند میدهد.
شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجهای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحیاندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا میکوشند خداوند آنان را به راههای خود هدایت میکند. به عنوان نمونههایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بیکرانةتان مستولی میکرد و یا در خلال آنها ظرفیتهای ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون میشد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راهکارهایی بکر و موثر پیشپای ما قرار دهد، میدانهای گستردهای برای عمل در مقابل ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.
در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین میخواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه میتوانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیتزدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشنتر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پیآمدهای تلخ آن از دست برود.
در ایامی که گذشت شخصیتها و گروههایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمیشد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.
گروهی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلبها و تخلفهای انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع میپیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:
- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی
- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بیطرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند
- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات
- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها
- فعالیت مجدد سایتهای خبری مستقل
- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیامهای کوتاه، و جلوگیری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر
- توقف برخوردهای یکجانبه، افترا، دروغپردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور
- برخورداری از کانالهای مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور
- صدور مجوز برای تشکیل جمعیتهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی
- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پروندهسازیهای جعلی امنیتی و دخالت ندادن پروندههای جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی
در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند، به ویژه کسانی که در حوادث ناگوار هفتههای اخیر صدمه دیدند درود میفرستم. همچنین مقام شهیدانی را که به جرم حقخواهی و آزادیطلبی در خون خود غلطیدند ارج مینهم و از خداوند بزرگ برای خانوادههای عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.
میر حسین موسوی
10/4/88
نامه مهم مهندس میرحسین موسوی به شورای نگهبان
موضوع انتخابات دهم با حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل، مورد اتفاق نامزدها و مراجع تقلید حل و فصل شود
قلم - از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست.
به گزارش قلم نیوز متن کامل این نامه به شرح ذیل می باشد:
بسمه تعالی
شورای محترم نگهبان
سلام علیکم،
بازگشت به نامه شماره 33512/31/88 مورخ 5/4/1388 معاون اجرایی و امور انتخابات آن شورا، همانگونه که در دو نامه قبلی اعلام گردید گستره تخلفات و تقلبات انجام شده در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و موارد نقض قوانین از سوی دولت و وزارت کشور که بخشی از آن در نامه مورخ 28/3/88 رئیس سازمان بازرسی کل کشور مستند و وارد تشخیص داده شده به حدی است که منحصر کردن رسیدگی به شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی به بازشماری ده درصد صندوق های رأی نمی تواند به جلب اعتماد و اطمینان مردم کمک کند و افکار عمومی را در خصوص نتایج اعلام شده اقناع نماید.
بر اساس آنچه که قبلاً به آگاهی آن شورا رسید حجم تخلفات و اقدامات مغایر قانون در چهار بخش:
الف. فعالیتها، تبلیغات انتخاباتی و اقدامات تا پیش از روز رأی گیری
ب. عملیات اخذ رأی و شمارش آرا
ج. جمع بندی و اعلام نتایج آرا
د. اقدامات پس از رأی گیری و اعلام نتایج آرا
به گونه ای است که چاره ای جز ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن باقی نگذاشته است. به عنوان نمونه به برخی از اهم عناوین تخلفات و اقدامات مغایر قانون اشاره می شود که از مصادیق "تأثیر در نتیجه کلی انتخابات" موضوع تبصره ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری است و ابطال این انتخابات را اجتناب ناپذیر می سازد (تفصیل هر یک از این عناوین به پیوست ارسال می شود):
1. نقض صریح، گسترده و جسورانه ماده 68 قانون انتخابات و استفاده وسیع از امکانات دولتی و منابع عمومی و مداخله آشکار تعدادی از اعضای دولت، مدیران ارشد و استانداران و مدیران اجرایی به نفع نامزد حاکم.
2. عدم رعایت بی طرفی از جانب صدا و سیما و ایراد اتهامات اثبات نشده که بخشی از آنها از سوی دادستان کل کشور عمل مجرمانه تلقی شده است و نیز تبلیغ گسترده و جانبدارانه رسانه های متعلق به دولت ( ایرنا، روزنامه های دولتی و سایتهای خبری ) به نفع نامزد حاکم.
3. وقوع گسترده جرایم موضوع ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری در زمینه های زیر که مخالف نص صریح بندهای ماده مذکور اند:
خرید رأی از طریق توزیع سود سهام عدالت و پرداختهای نقدی به خانواده های تحت پوشش نهادهای حمایتی و روستائیان و عشایر و نظایر آن.
تهدید و تطمیع در امر انتخابات از طریق افراد وابسته به دولت و پرداخت وجوه نقد به اعضای شوراهای اسلامی و افراد ذی نفوذ و ...
عدم اطمینان از خالی بودن صندوقها قبل از لاک و مهر و نیز گم شدن یا خارج شدن تعرفه ها و صندوقها از شعب اخذ رأی با توجه به عدم حضور ناظران و گزارشهای واصله.
عدم اخذ رأی از بخش قابل توجهی از واجدین شرایط با محدود کردن زمان اخذ رأی و تخلفات متعدد در روز رأی گیری از قبیل مدیریت تعرفه ها و ایجاد کمبود تعرفه در شعب اخذ رأی.
تقلب در رأی گیری که علیرغم چاپ بیش از 12 میلیون تعرفه اضافی و نیز چاپ حدود 2.5 میلیون ( و به قولی بیشتر ) تعرفه جدید بدون شماره سریال با مجوز یکی از اعضای شورای نگهبان در روز قبل از رأی گیری، کمبود تعرفه در حوزه های اخذ رأی را شاهد بودیم و بدون تردید با کنترل ته برگ های تعرفه ها با بانک اطلاعات ثبت احوال حجم عظیم آن قابل اثبات است و نیز تخلفات شمارش و تجمیع آرا.
توصیه به رأی دادن به نامزد مشخص توسط اعضای شعبه و ناظران و اساساً شکل گیری بخش قابل توجهی از شعب اخذ رأی و ناظران شورای نگهبان از میان هواداران نامزد حاکم.
ایجاد رعب و وحشت برای رأی دهندگان و هواداران آنها در یک هفته منتهی به روز اخذ رأی و حمله به ستادها و هواداران در تجمعات قانونی تبلیغاتی در مناطق مختلف کشور.
ایجاد محدودیت های متعدد برای نمایندگان ناظر ستادهای نامزدها برای حضور در جلسات هیأت های اجرایی، مراکز شمارش و تجمیع آرا و بخش قابل توجهی از شعب اخذ رأی.
قطع سرویس پیام کوتاه در روز رأی گیری به عنوان ابزار پیش بینی شده برای نظارت بر شعب اخذ رأی و انعکاس تخلفات از سوی ناظرین ستادهای اینجانب جهت پیگیری قانونی و قطع تلفنهای همراه و ثابت کمیته صیانت از آرا در زمان تجمیع و اعلام نتایج.
4. طراحی ساز و کاری غیر قابل نظارت و مغایر قانون برای تجمیع آرای شمارش شده و اعلام نتایج آرا به صورت مهندسی شده ( آن هم در حالی که قبل از شروع اعلام نتایج از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور، نتایج انتخابات در سایتهای وابسته به دولت، سپاه و روزنامه کیهان درج شده بود )
5. مداخله گسترده و غیرقانونی بخش هایی از نیروهای مسلح قبل و حین انتخابات که خلاف نص صریح نظر حضرت امام (ره) می باشد.
6. وجود بیش از 170 حوزه اخذ رأی با میزان آرای مأخوذه بین 95 تا 140 درصد.
7. حمله به ستادهای انتخاباتی در شهرستانها و تهران و پلمپ ستاد مرکزی اینجانب و دستگیری رئیس و اعضای فعال آن که موجب اخلال در گردآوری کامل اسناد و مدارک تخلفات انتخاباتی گردید.
که همه موارد فوق دال بر وجود تخلفات برنامه ریزی شده و سازمان یافته جدی در امر برگزاری انتخابات است.
از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست، گذشته از اینکه برخی از افراد این هیآت در این انتخابات موضع بیطرف نداشته اند و نسبت به نتایج آن پیش از بررسی، اعلام موضع کرده اند که این مسأله به رفع ابهامات و اقناع افکار عمومی کمک نمی کند.
لذا اینجانب ضمن تأکید مجدد بر ابطال انتخابات به عنوان مناسب ترین راه برون رفت از معضل ایجاد شده و بازسازی اعتماد عمومی و صرفاً برای اینکه راهی نیز جهت رسیدگی از طریق یک هیأت حکمیت ملی گشوده بماند و اعتراض قانونی مردم در مرجعی مورد رسیدگی قرار گیرد که بتواند مورد اجماع ملی و وفاق عمومی بوده و رأی آن مورد قبول عموم رأی دهندگان و مایه اطمینان خاطر مردم باشد، پیشنهاد می کنم که موضوع به حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل که مورد اتفاق نامزدها و حمایت آن دسته از حضرات آیات و مراجع عظام تقلید که حل و فصل موضوع را پیگیری نموده اند، باشد ارجاع داده شود.
میرحسین موسوی
www.ghalamnews.ir
لحظاتي پيش صادر شد
بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان
قلم - بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان لحظاتی پیش صادر شد. به گزارش قلم نیوز متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
هموطنان عزیز
همانگونه که انتظار میرفت شورای نگهبان، پس از نمایشهایی که توجه هیچکس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلبها و تخلفهای صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنوارهای که تجدید حیات ملت ما را مژده میداد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنهها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خونهای ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلمهای شکسته، روزنامههای بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بیاعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو مینشیند و دستاندرکاران این ماجرا با صورتحساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو میشوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟
از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر میبرد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمیپذیرد. دولتی با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تدوام سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.
خطر در پیش است. نظامی که به مدت سیسال به اعتماد مردم متکی بود نمیتواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی میرساند، ما نیز با منکران آن همصدا میشدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش میکنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمیدهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.
باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز میتوان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است. فرزندان انقلاب را از زندانها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایدهای ندارد. مردم چگونه میتوانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند میکند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمیگذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.
باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمیتابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخهای بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.
به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم میخواهیم ایمانهای مذهبیشان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته میشود؟
به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمانهایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینهتوزی که میشناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامهریزی و تصمیمات خلقالساعه فردی اداره نمیتوان کرد.
به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کردهایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.
مردم به حکومتی اعتماد میکنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهمترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمیشوند.
به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندانهای امنیتی باز میکنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه، هرکسی را از دایره خودیهایمان دور میکنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد میگیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیکپوش است. آنقدر از دور خود میرانیم تا این که تنها میمانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز میکند و به صرف شهادت زبانی، انسانها را در دایرۀ خود میآورد.
چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشتساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟
مردم!
ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدنهای گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بیننسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه ناامیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز به روز بیشتر میشد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصهای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمیبست میتوانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعدهاش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور میدید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.
ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرتپراکنی و پروندهسازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده میشود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجیگری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسانها را ارج مینهد و اصل میداند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.
مردم!
علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوششهای خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستورهای از تحقق آرمانهایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچکس نمیتواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایهای اندوختهایم که پشتوانه و بستر حرکتهای آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرتهای مردم و واقعیتهای تاریخی کشور و انقلاب همچنان در طول سالها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.
تمامی تلاشهایی که این روزها در مخالفت با شما صورت میگیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست. به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهنترین تمدنها زاده شدهایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جادهای به درازای تاریخ همه بشریت قدم میزنیم. در این جاده چه بسیار ملتها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سختترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما میتوانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیشبینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیشبینیها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزارهها زنده نگه داشته است چنین کردند. بهویژه با جوانان میگویم که اگر میخواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینههای خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن میکند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در میآورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.
امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافههای واهی نیست، و الا نمیتوانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصلهای با اسلام ندارد، به این خاطر است. ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام دادهاید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیتهای پاک ادای وظیفه میکنند تنها بگذارد.
امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمیگیرد و تنها زمانی در ما تحکیم میشود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانههایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.
مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمیپسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجهای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:
- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست ساله شما با استبداد و عقبماندگی است. جمهوری اسلامی نظامیاست که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه اصیلش به اجرا درآید تمامی خواستههای ما را در بر میگیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسهای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیتهای ارزشمند تحقق نایافتهای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبهای ملی درآید.
به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواستههای به حقش، که از زبان امام راحل بیان میشد، مجبور به ساختارشکنی گردید. به همه نهادهای تصمیمگیر در نظام توصیه میکنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را میدانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید میکنم که تعلل در محقق ساختن آرمانهایی چون قانونگرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیتسوز است.
- اسلام آن پوستین وارونهای نیست که برخی مخالفان شما پوشیدهاند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم میستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازیها و کجاندیشیهای آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائیبخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.
- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.
- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچکس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.
- ما در برههای و گریوهای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راهحل بسیاری از مشکلات ما قانون است. درست است! قانون همیشه بیعیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسانها با هم میبندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون اساسی را زیر پا میگذارد، به خلاف نص این میثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم میکند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچهای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بیشمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار میدهد. درست است! متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفتهاند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شدهایم یک مشاجره و تلافیجویی نیست. ما را عصبانیت یا جاهطلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا میدانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوششمان به ثمر میرسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است. این شالودهای است که امروز صبورانه میریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.
- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت میکنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای دادهاند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل میشوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آیندهای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابانها کتک زده است، سعادتمندتر، معنویتر، سالمتر و زیباتر از امروز زندگی کند. رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کردهایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهلبیت نور، اهل بیت راستی، اهلبیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند میدهد.
شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجهای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحیاندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا میکوشند خداوند آنان را به راههای خود هدایت میکند. به عنوان نمونههایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بیکرانةتان مستولی میکرد و یا در خلال آنها ظرفیتهای ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون میشد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راهکارهایی بکر و موثر پیشپای ما قرار دهد، میدانهای گستردهای برای عمل در مقابل ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.
در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین میخواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه میتوانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیتزدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشنتر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پیآمدهای تلخ آن از دست برود.
در ایامی که گذشت شخصیتها و گروههایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمیشد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.
گروهی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلبها و تخلفهای انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع میپیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:
- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی
- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بیطرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند
- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات
- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها
- فعالیت مجدد سایتهای خبری مستقل
- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیامهای کوتاه، و جلوگیری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر
- توقف برخوردهای یکجانبه، افترا، دروغپردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور
- برخورداری از کانالهای مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور
- صدور مجوز برای تشکیل جمعیتهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی
- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پروندهسازیهای جعلی امنیتی و دخالت ندادن پروندههای جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی
در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند، به ویژه کسانی که در حوادث ناگوار هفتههای اخیر صدمه دیدند درود میفرستم. همچنین مقام شهیدانی را که به جرم حقخواهی و آزادیطلبی در خون خود غلطیدند ارج مینهم و از خداوند بزرگ برای خانوادههای عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.
میر حسین موسوی
10/4/88
نامه مهم مهندس میرحسین موسوی به شورای نگهبان
موضوع انتخابات دهم با حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل، مورد اتفاق نامزدها و مراجع تقلید حل و فصل شود
قلم - از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست.
به گزارش قلم نیوز متن کامل این نامه به شرح ذیل می باشد:
بسمه تعالی
شورای محترم نگهبان
سلام علیکم،
بازگشت به نامه شماره 33512/31/88 مورخ 5/4/1388 معاون اجرایی و امور انتخابات آن شورا، همانگونه که در دو نامه قبلی اعلام گردید گستره تخلفات و تقلبات انجام شده در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و موارد نقض قوانین از سوی دولت و وزارت کشور که بخشی از آن در نامه مورخ 28/3/88 رئیس سازمان بازرسی کل کشور مستند و وارد تشخیص داده شده به حدی است که منحصر کردن رسیدگی به شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی به بازشماری ده درصد صندوق های رأی نمی تواند به جلب اعتماد و اطمینان مردم کمک کند و افکار عمومی را در خصوص نتایج اعلام شده اقناع نماید.
بر اساس آنچه که قبلاً به آگاهی آن شورا رسید حجم تخلفات و اقدامات مغایر قانون در چهار بخش:
الف. فعالیتها، تبلیغات انتخاباتی و اقدامات تا پیش از روز رأی گیری
ب. عملیات اخذ رأی و شمارش آرا
ج. جمع بندی و اعلام نتایج آرا
د. اقدامات پس از رأی گیری و اعلام نتایج آرا
به گونه ای است که چاره ای جز ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن باقی نگذاشته است. به عنوان نمونه به برخی از اهم عناوین تخلفات و اقدامات مغایر قانون اشاره می شود که از مصادیق "تأثیر در نتیجه کلی انتخابات" موضوع تبصره ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری است و ابطال این انتخابات را اجتناب ناپذیر می سازد (تفصیل هر یک از این عناوین به پیوست ارسال می شود):
1. نقض صریح، گسترده و جسورانه ماده 68 قانون انتخابات و استفاده وسیع از امکانات دولتی و منابع عمومی و مداخله آشکار تعدادی از اعضای دولت، مدیران ارشد و استانداران و مدیران اجرایی به نفع نامزد حاکم.
2. عدم رعایت بی طرفی از جانب صدا و سیما و ایراد اتهامات اثبات نشده که بخشی از آنها از سوی دادستان کل کشور عمل مجرمانه تلقی شده است و نیز تبلیغ گسترده و جانبدارانه رسانه های متعلق به دولت ( ایرنا، روزنامه های دولتی و سایتهای خبری ) به نفع نامزد حاکم.
3. وقوع گسترده جرایم موضوع ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری در زمینه های زیر که مخالف نص صریح بندهای ماده مذکور اند:
خرید رأی از طریق توزیع سود سهام عدالت و پرداختهای نقدی به خانواده های تحت پوشش نهادهای حمایتی و روستائیان و عشایر و نظایر آن.
تهدید و تطمیع در امر انتخابات از طریق افراد وابسته به دولت و پرداخت وجوه نقد به اعضای شوراهای اسلامی و افراد ذی نفوذ و ...
عدم اطمینان از خالی بودن صندوقها قبل از لاک و مهر و نیز گم شدن یا خارج شدن تعرفه ها و صندوقها از شعب اخذ رأی با توجه به عدم حضور ناظران و گزارشهای واصله.
عدم اخذ رأی از بخش قابل توجهی از واجدین شرایط با محدود کردن زمان اخذ رأی و تخلفات متعدد در روز رأی گیری از قبیل مدیریت تعرفه ها و ایجاد کمبود تعرفه در شعب اخذ رأی.
تقلب در رأی گیری که علیرغم چاپ بیش از 12 میلیون تعرفه اضافی و نیز چاپ حدود 2.5 میلیون ( و به قولی بیشتر ) تعرفه جدید بدون شماره سریال با مجوز یکی از اعضای شورای نگهبان در روز قبل از رأی گیری، کمبود تعرفه در حوزه های اخذ رأی را شاهد بودیم و بدون تردید با کنترل ته برگ های تعرفه ها با بانک اطلاعات ثبت احوال حجم عظیم آن قابل اثبات است و نیز تخلفات شمارش و تجمیع آرا.
توصیه به رأی دادن به نامزد مشخص توسط اعضای شعبه و ناظران و اساساً شکل گیری بخش قابل توجهی از شعب اخذ رأی و ناظران شورای نگهبان از میان هواداران نامزد حاکم.
ایجاد رعب و وحشت برای رأی دهندگان و هواداران آنها در یک هفته منتهی به روز اخذ رأی و حمله به ستادها و هواداران در تجمعات قانونی تبلیغاتی در مناطق مختلف کشور.
ایجاد محدودیت های متعدد برای نمایندگان ناظر ستادهای نامزدها برای حضور در جلسات هیأت های اجرایی، مراکز شمارش و تجمیع آرا و بخش قابل توجهی از شعب اخذ رأی.
قطع سرویس پیام کوتاه در روز رأی گیری به عنوان ابزار پیش بینی شده برای نظارت بر شعب اخذ رأی و انعکاس تخلفات از سوی ناظرین ستادهای اینجانب جهت پیگیری قانونی و قطع تلفنهای همراه و ثابت کمیته صیانت از آرا در زمان تجمیع و اعلام نتایج.
4. طراحی ساز و کاری غیر قابل نظارت و مغایر قانون برای تجمیع آرای شمارش شده و اعلام نتایج آرا به صورت مهندسی شده ( آن هم در حالی که قبل از شروع اعلام نتایج از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور، نتایج انتخابات در سایتهای وابسته به دولت، سپاه و روزنامه کیهان درج شده بود )
5. مداخله گسترده و غیرقانونی بخش هایی از نیروهای مسلح قبل و حین انتخابات که خلاف نص صریح نظر حضرت امام (ره) می باشد.
6. وجود بیش از 170 حوزه اخذ رأی با میزان آرای مأخوذه بین 95 تا 140 درصد.
7. حمله به ستادهای انتخاباتی در شهرستانها و تهران و پلمپ ستاد مرکزی اینجانب و دستگیری رئیس و اعضای فعال آن که موجب اخلال در گردآوری کامل اسناد و مدارک تخلفات انتخاباتی گردید.
که همه موارد فوق دال بر وجود تخلفات برنامه ریزی شده و سازمان یافته جدی در امر برگزاری انتخابات است.
از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست، گذشته از اینکه برخی از افراد این هیآت در این انتخابات موضع بیطرف نداشته اند و نسبت به نتایج آن پیش از بررسی، اعلام موضع کرده اند که این مسأله به رفع ابهامات و اقناع افکار عمومی کمک نمی کند.
لذا اینجانب ضمن تأکید مجدد بر ابطال انتخابات به عنوان مناسب ترین راه برون رفت از معضل ایجاد شده و بازسازی اعتماد عمومی و صرفاً برای اینکه راهی نیز جهت رسیدگی از طریق یک هیأت حکمیت ملی گشوده بماند و اعتراض قانونی مردم در مرجعی مورد رسیدگی قرار گیرد که بتواند مورد اجماع ملی و وفاق عمومی بوده و رأی آن مورد قبول عموم رأی دهندگان و مایه اطمینان خاطر مردم باشد، پیشنهاد می کنم که موضوع به حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل که مورد اتفاق نامزدها و حمایت آن دسته از حضرات آیات و مراجع عظام تقلید که حل و فصل موضوع را پیگیری نموده اند، باشد ارجاع داده شود.
میرحسین موسوی
۱۳۸۸ تیر ۷, یکشنبه
حکومت اسلامی یا حکومت سرکوب...؟؟!!
ايران:پرچم دار حقوق بشر(طبق گفته هاي آيت الله خامنه ايي)يا پرچم دار حکومت سرکوب؟!کشتاردرایران پديده ايي بي نظير در دموکراسي به سبک ولايت فقيه فقط در اعتراض به انتخابات است؟؟!!اين روزها...
آخرين اخبار حاکي از آنست که بهزاديا نژاد ريس ستاد آقاي موسوي بازداشت شده اند قبلا در حمله به دفتر روزنامه سبز26نفر ديگر بازداشت شده بودندهمچنين چند روز است که سايت کلمه قابل دسترسي نيست(چه با فيلتر شکن و چه بدون آن)و خبري هم از آقاي موسوي شنيده نمي شوداز طرف ديگر در سايت قلم نيوز از طرف همسر آقاي موسوي گفته شده که ايشان(خانم موسوي)به کار تدريس ادامه مي دهند و بازداشت نشده اند.بيانيه هاي زير آخرين بيانيه هاي منتشر شده از سايت کلمه است(بيانيه ها عينا با تاريخ آورده شده است).
همچنين آقاي موسوي گفته است:«تيراندازى به مردم، پادگانى شدن فضاى شهر، ارعاب، تحريک و قدرتنمايى همگى فرزندان نامشروع قانونگريزى شديدى است كه در معرض آن قرار داريم و عجبا كه بانيان چنين شرايطى ديگران را به اين خطا متهم مىكنند.»
از طرفي اطلاعيه هاي سايت کلمه که از غير رسمي بودن اجتماعات در اين روزها (من جمله اجتماع در برابر مجلس در بهارستان)انجام مي شود نشان از خود جوش بودن اعتراض ها دارد و اين نشان از آن دارد که:رهبران اين حرکت مردمي همان نسل جوان تحول يافته که فرزندان انقلاب هستند و تجربه سالهاي انقلاب را ندارند، جنبش را رهبري کرده و پيرمردها و پيرزنها را با خود همراه ميکنند وحتي رهبران درون قدرت از جمله آقاي موسوي و آقاي کروبي را به چالش طلبيدهاند و به نحوي آنها را مديريت ميکنند.
همين طور گرامي داشت کشته شدگان راهپيمايي هاي اخيرپنج شنبه و جمعه اين هفته در بهشت زهراي تهران انجام شد.
گفته مي شود مادران درگذشتگان قرار است شنبه ها در پارک لاله تهران جمع شوند.
اين روزها از صدا و سيما صداهاي عجيب و بسياري شنيده مي شود همانطور که يک روز قبل از کشتار روز شنبه شعار"ما برادريم"از سوي طرفداران احمدي نژاد را نمايش مي داد وصد البته همه مي دانيم اين13ميليون راي دهنده و حداقل 2 ميليون تظاهر کننده ايي که تا کنون در تهران ديديم همان مردم شريف قبل از انتخابات و حماسه سازان خاروخاشاکي بعد از انتخابات بوده اند.صداو سيمااين روزها با مانوري ويژه دليل جالبي براي برون مرزي نشان دادن اعتراض ها نشان مي دهد.براستي چه عقل سليمي ميتواند باور کند که ميليونها انسان آگاه شرکتکننده در تظاهراتي مسالمتآميز عوامل بيگانگان هستند؟!!همه مي دانيم:از اين به بعد هر گاه احمدينژاد از عدالت و اخلاق، کلمات مورد علاقهاش، حرف بزند آنچه که بر ذهن شنوندگان نقش خواهد بست تصوير اجساد خونين تظاهرکنندگاني مثل ندا آقا سلطان است.
اين در حالي است که اگر شما به صورت ميداني به تحقيق بچردازيد و در محل حادثه حضود بيابيد واقعيت را مشاهده خواهيد کرد:"مي بينيد اين راهپيماييها به اندازه ضربات باتون هاي ماموران امنيتي بر بدن هاي تظاهر کنندگان بي دفاع مردمي و خود جوش است."
سوالهاي بي جوابي که اين روزها در اذهان وجود دارد وجسارت بازگويي مي خواهد اينست:
اگر به قول صدا و سيما و با آمارهاي رسمي خودشان که معترف است که17نفري که کشته شدند از هموطنان بوده اند(والبته اذعان دارد که در روز شنبه در گيري هاي مسلحانه بين نيروهاي امنيتي و افرادي که گفته مي شد از آن سوي مرزها واز گروههاي مخالف به تهران آمده اند )صورت گرفته چرا تا کنون هيچ گزارش و تصويري از کشته شدن و دستگيري اين افراد(مهاجمان مسلح)حتي از سوي صدا و سيما منتشر نشده همانطوري که اين روزها صدا و سيما گزارشهاي مکرري از دستگيري افراد پشيمان اغفال شده و نادم را دايما نشان مي دهد؟!!وچرا در اين تيراندازي علي رغم وجود افراد مزدور مسلح که به گفته صداوسيما حسابشان از مردم جداست چرا تمامي شليک ها به مردم اصابت کرده است؟!!اين گروهها چطور به ايران راه پيدا کرده اندو سر از تهران در آورده اند؟!حتما به اين ها هم هواپيماي 747 داده اند تا به تهران بيايند(گفته هاي وزير امد خارجه در مورد هجوم انگليسي ها به ايران قبل از انتخابات بطوريکه براي ورود آنها هواپيماي747اختصاص داده شده بود!!)
اين در حالي است که دستکم در يک فيلم از ناآراميهاي تهران يک بسيجي ديده ميشود که از پشتبام قرارگاهي در حوالي ميدان آزادي به روي مردم معترض حاضر در خيابان شليک مستقيم ميکند در اين شليک7نفر کشته شدند و هنوز خبري از محاکمه و دستگيري عامل کشتار آن روز و نيز حتي خبري از معرفي عامل يا غير عمد بودن تيراندازي شنيده نشده است.
طي اين روزها صحبت هاي جالبي از طرف شخصيتهاي سياسي واجتماعي شنيده مي شود که مروري بر آنها خالي از لطف نيست:(عنوان هاي نوشته شده در زير متن تحت عنوان نکته تحليل هاي اينجانب است!)
معاون سياسي استاندار قم:
بيانيه هاي موسوي در حکم محاربه با خداست.
نکته:وقتي احمدي نژاد خدا و استاندار قم مجتهد مي شود...!!
دانشجو، رئيس ستاد انتخابات وزارت کشور:
مشارکت بالاي 100درصدي مردم در شهرها به دليل مسافرت هاي بين شهري مردم بوده است.(125 حوزه انتخاباتي که مشارکت در آن بين 95 درصد تا 141 درصد است آنهم درحالي که خراسان جنوبي و شمالي و رضوي با همان پراکندگي جمعيتي 23 حوزه آن مشارکت بالاي 95 درصد داشته، در صورتي که استان مازندران، تنها ده حوزه رأيگيري با مشارکت 95 درصدي دارد که در اين زمينه با حوزه کويري کرمان که همگان وضعيت آب و هوايي اين استان را در اين فصل ميدانند، با داشتن مشارکت بالاي 95 درصد در 9 حوزه رأيگيري با استان مازنداران که مصداق گفته ايشان است، برابري ميکند.دانشجو گفت:اين تنها محدود به اين دوره از انتخابات نميشود.آخرين آمار که از سوي خود وزارت کشور انتشار يافته است، رقم 125 حوزه را نشان ميدهد که بين 95 تا 140 درصد مشارکت داشتهاند.و در اين ميان، استان يزد با داشتن پنج حوزه رأيگيري با آراي بالاتر از 100 درصد و وجود حوزه «تفت» با ميزان مشارکت 141 درصد، رکوردار ميزان آراي گرفته شده در بين حوزههاي رأيگيري کل کشور به شمار ميرود.
نکته:شايد در روز انتخابات سميه بنزين تابستان را زودتراز موعد داده بودند وشايد ي امتحانات دانشگاه ها زودتر برگزار شده بود ويا کنکور زودتر برگزار شده بود و شايد در همان روز انتخابات برگزار شده و ما بي خبريم؟!!و يا در گرماگرم انتخابات وگرماي هوا شوق مردم براي مسافرت به يکباره افزايش يافته و مردم به اين شهرها هجوم برده اند وشايد هم در اين شهرها کاميون هاي سيب زميني معروف دولت مهرورزي توقفي داشته اند؟!البته در اين شرايط که بازداشت هاي 22روزه وشبانه عادي تلقي مي شود و هر70استاد دانشگاه شبانه يکجا باهم وبه دليل ملاقات با موسوي بازداشت مي شوند و46نفراز سران سياسي که بين آنها موسس سازمان اطلاعات و حمله کنندگان به سفارت آمريکا و معاونان وزيران سابق و وکلاي سابق مجلس وروزنامه نگاران وتمامي کساني که به نحوي با موسوي همکاري داشته اند(چه علمي و چه فرهنگي و يا سياسي) ويا به تنهايي معترض بوده اند بازداشت وناپديد مي شوند(چه مي دانيم شايد آزادبشوند و شايد هم مدتي بعد با شکنجه ها براي اقرار عليه خود به عنوان افراد مغموم و مغفل!در تلويزيون ظاهر شوندوسخناني عليه خود بگويند وشايد امروز و فردا من هم ناپديد بشوم ؟!)
[وشايد هم اين آخرين تاپيک من باشد؟!]در اين اوضاع و احوال اين حرفها عجيب نيست و نخواهد بود...!!
سخنگوي شوراي نگهبان:
3ميليون راي تاثيري در انتخابات ندارد و تخلف عمده ايي هم صورت نگرفته است وتخلفي گزارش نشده و اگر شده بسيار جزيي بوده است.
نکته:همينطور اعتراض کانديدها وبازشماري آرا هم تاثيري در انتخابات ندارد وتخلف عمده ايي صورت نخواهد گرفت اگر شما بخواهيد...!!اصلا در اين روزها نه چيزي گزارش شده و نه اتفاقي افتاده است!!
احمد خاتمي امام جمعه اين هفته تهران در نماز جمعه تهران در تاريخ88.04.05:
"اغتشاش، تخريب، آتش زدن اتوبوسها، ايجاد ناامني و وحشت و آزار مردم را از ديدگاه شرع مصداق دو اصل «بغي» و «محاربه» است. از قوه قضائيه در هفته قوه قضائيه ميخواهم كه با سران اغتشاش كه در سر در آخور بيگانگان دارند، قاطعانه برخورد كند تا مايه عبرت براي همگان باشد."
احمد خاتمي، امام جمعه موقت تهران، در نماز جمعه اين هفته از قوه قضاييه خواست که «با سران اغتشاش که سر در آخور آمريکا و اسرائيل دارند قاطعانه و بيرحمانه برخورد کند.»
آقاي خاتمي در خطبههاي نماز جمعه تهران با استناد به بعضي روايات اسلامي مخالفت با دستور رهبر جمهوري اسلامي را تلويحا «مخالفت با دستور خدا» دانست.
او در ادامه با اشاره به قتل ندا آقاسلطان در جريان اعتراضات مردم تهران به نتيجه انتخابات رياست جمهوري قتل او را «کار خود اغتشاشگران» دانست.
واکنش امام جمعه تهران به قتل ندا آقاسلطان سومين روايت رسمي جمهوري اسلامي از اين واقعه است که با يکديگر تفاوت دارند.
احمد خاتمي، از روحانيون محافظهکار عضو مجلس خبرگان، در حالي قتل ندا آقاسلطان را به مردم معترض حاضر در خيابانها نسبت داده است که دکتر آرش حجازي که در صحنه حضور داشته به بيبيسي گفته است که مردم «يک بسيجي مسلح را گرفتهاند که ظاهرا به کشتن خانم آقاسلطان اعتراف کرده است.»
نکته:وقتي رهبر هم خدا مي شوداين نشان از آن دارد که:ولي فقيه و برگزيدگان وي همه بر فراز قانون هستند و به اصطلاح «اراده خداوند» را در مورد تمام مسائل مهم کشور تعيين ميکنند.در هر صورت اگر جامعه اي تصميم ميگيرد که امام و يا خليفهاي داشته باشد درست مثل نظامهاي «سلطنتي مشروطه»، وي بايد در چارچوب قانون و نه بر فراز آن عمل کرده و صرف رهبري معنوي جامعه را به دور از هر گونه سياست برعهده بگيرد.شايد بيزاري و ترس اين حکومت از انقلاب مشروطه که خود پيش زمينه ي انقلاب ايران بود ريشه در همين مطلب داشته باشد:زيرا که ولايت فقيه مي خواهد اختياراتي بيشتر از قانون و مردم داشته باشد و اگر لازم باشد قانون رانسخ مي کند يا به نفع خود تفسيرکرده يا جلوي مردم مي ايستد(حال آنکه خود از ميان انقلاب همين مردم برآمده)تا اقتدار رهبر را نمايش دهد زيرا که براي برقراري حکومت خود به اختيارات رهبر بيشتر نياز دارد حتي اگر در اين ميان مشروعيت قانوني و مردمي خود را از دست بدهد.هر روز که ميگذرد حکومت اسلامي ايران مشروعيت خود را در ميان مردم آن کشور از دست ميدهد . بنابراين بيشتر و بيشتر به سرکوب روي ميآورد و در اين روند راهي ندارد جز خشونت بيشتر
و يا از دست دادن کنترل و اقتدار خود.براستي که سرکوبگر چه "عمامه "به سر داشته باشد و چه"تاج"، باز يک سرکوب گر است.
"اين به دليل نقص قوانيني است که هنوز در قانون اساسي برطرف نشده است ووضعيت مقام رهبري را در برابر قانون صريحا مشخص نکرده است از آنجايي که همه در برابر قانون برابرند واين اصل قانوني خود از اصول اسلامي هم هست و اين اصل خود تسري به حاکمان جامعه هم دارد مخصوصا اگر اين حاکمان حکمرانان جامعه اسلامي باشند بايد حدود مسوليت وبرابري ايشان در برابري مردم و قانون در قانون اساسي مشخص و مقيد شودتا اين مشخص نشدن محدوده ها به برتري قدرت رهبري به قدرت قانون ومردم نينجامد مانند چيزي که امروز شاهد آن هستيم:تقابل رهبرو مردم.
اين را علاوه بر تمامي سران دولتهاي دنيا که زماني دوست و حال اين روزها متخاضم شناخته شده اند و در داخل مردمي که روزگاري انقلاب کردند تا مدتي پيش مردم انقلابي و شريف بودند و حال خاروخاشاک ناميده شده اند بدانيد...!!و شايد هم روايتهاي بسياري مبني بر ظهور امام زمان در قالب ولايت فقيه را بشنويد...!!با اين حال بعيد نيست که روايت4 و5 وروايتهاي بسياري از اين آقايان در مورد اين قتل ها شنيده شود.
اعمال قدرت رهبري براي مشروعت بخشيدن به نتيجه انتخابات حتي قبل از عرف تاييد شوراي نگهبان واولتيماتوم سپاه که شايبه دخالت قبلي سپاه را در دستکاري آرا و نتايج تاييد مي کند خود نشان از "کودتايي" در داخل نظام دارد کودتايي که مي خواهد نيروهايي جديد را در داخل نظام و سيستم حکومتي قبلي بگنجاند و يکي از سرهاي اژدهاي اين کودتا سپاه پسداران جمهوري اسلامي است:فراموش نکنيم که سپاه پاسداران و محافل قدرت اطراف آن يک سازمان شبهنظامي متشکل از اقشار فقير نيست بلکه در سالهاي اخير به يک شرکت غول آساي اقتصادي و مهمترين مرکز سوداندوزي در ايران بدل شده است و بهترين نمونه آن بدست گرفتن بيشتر قرارداهاي کليدي و سودآور و مهم توسط"قرارگاه خاتم انبيا"است.
وزير دادگستري ايران: دولت نمي تواند پاسخگوي دستگيري ها باشد!!
نکته:هيچ کس نمي تواند پاسخگوي دستگيري ها باشد ونخواهد بود!
واما در مورد انصراف دايمي از حضور علي کريمي و مهدوي کيا و ماجراي مچ بندهاي سبز:
بعد از بازي ايران و کره جنوبي در سئول، اعلام شد که بازيکنان به دليل نذر حضرت ابوالفضل از مچ بندهاي سبز رنگ استفاده کردند و اما آقاي کفاشيان گفت:"مگر نذر يک نيمه اي مي شود؟ رييس فدراسيون فوتبال ايران اعلام کرده است که در نامه اي به فدراسيون بين المللي فوتبال از آنها سوال شده است که اگر مشخص شود بازيکنان تيم ملي ايران به دليل سياسي از مچ بندهاي سبز استفاده کرده اند چه جريمه اي را بايد براي آنها در نظر گرفت.
اين در حالي است که سايت خبر گزاري فارس(وابسته به سپاه پاسداران)"بازنشستگي"از حضور در ميدان فوتبال را دليل عدم حضور بعدي اين دو بازيکن دانسته بود.
همچنين گفته مي شود علي کريمي، مهدي مهدوي کيا، حسين کعبي و وحيد هاشميان 4بازيکن حضور يافته با مچ بندهاي سبز از بازي در مسابقات محروم شده اند.
همچنين اين روزها:
ايران و انگليس نمايندگان سياسي خود را اخراج کردند احتمال بسته شدن سفارت انگليس در ايران وجود دارد.
اين در حالي است که اين روزها دولت جديد آمريکا با عنوان دستهاي باز وهمينطور نامه ريس حمهور آمريکا براي آيت الله خامنه ايي که نشان از سعي در برقراري 30سال روابط از هم گسيخته دارند اين سوال را مطرح مي سازد که:«آيا ايران به خاطر حفظ حکومت دينياش بايد خود را از روند جهاني شدن اقتصاد و سياست دور نگاه دارد؟» يا از حکومت و هويت اسلامي خود به حد کافي اطمينان دارد و ميتواند بدون هراس از آمريکا يا هر دشمن ديگر به جامعه بينالمللي پيوسته و به انزواي خود خواسته پايان دهد؟
روز جمعه گروه هشت نيز در بيانيهاي از ايران خواست بيدرنگ خشونت عليه معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهوري را متوقف کند و «هرچه سريعتر» به بحران پيش آمده پايان دهد.
در بيانيه وزيران خارجه بريتانيا، کانادا، فرانسه، آلمان، ايتاليا، ژاپن، روسيه و ايالات متحده آمده است: «ما از رويدادهاي پس از انتخابات رياست جمهوري ايران نگرانيم.ما کاملا به حاکميت ملي ايران احترام ميگذاريم.در عين حال ما از خشونتي که پس از انتخابات منجر به جان باختن شهروندان ايراني شد، متاسفيم و از ايران ميخواهيم به حقوق بنيادين بشر احترام بگذارد.»
گروه هشت همچنين از مقامهاي جمهوري اسلامي خواسته تا ابراز اطمينان دهند «که فرآيند اين انتخابات نمايانگر اراده مردم ايران است.»
همچنين:دعوت از هيات ايراني از سوي ايالات متحده که براي شرکت در روز استقلال آمريکا انجام شده بود لغو شد.
وطي بياناتي از:
آيتالله حسينعلي منتظري، مرجع شيعيان، در بيانيهاي که روز 26 خرداد منتشر کرد، به همه مسئولان و دست اندركاران و همچنين به مأموران نظامى و انتظامى توصيه کرد: «دين خود را حفظ و آن را به دنياى ديگران نفروشند و توجه كنند كه عبارت "المأمور معذور" در پيشگاه خداوند متعال به هيچ وجه پذيرفته نيست».
ايشان گفته اند:"هم کسي که دستور کشتار ميدهد و هم کسي که کشتار را انجام ميدهد، هر دوي اينها در برابر محکمه عدل الهي مسئول هستند و هر دو گناهکار.
کشتن يک انسان مانند اين است که شما تمام انسانيت را ميکشيد، نه به اين دليل که شما شخصي را ميکشيد بلکه در حقيقت شما شخصيت را ميکشيد.
آيات و رواياتي که در اين زمينه داريم عجيب است و اساس قرآن و اسلام بر کرامت انسان استوار است، چه برسد به کرامت مسلمان و انساني که شهادتين را ميگويد.
حضرت علي در وصيت خود به فرزندانش ميگويد:«براي ظالم دشمني آشتيناپذير باشيد و براي مظلوم يک هميار و کمکرساننده».
اساس فلسفه کربلا نيز که در فرهنگ شيعي اين همه تجلي کرده، مسئله مظلوميت امام حسين است.يعني آن چه دنياي بشري را تکان داد اين است که دشمن انسان مظلومي را قرباني کرد.
صرف نظر از هر شرايطي، بر اساس فقه اسلامي «هميشه حق گرفتني است، دادني نيست» و تمام انبيا و اوليا در راه دفاع از حق به شهادت رسيدهاند"
روحانيان، بر اساس فقه شيعه، معتقدند کشتن افراد غير مسلح بدون دليل و مدرک، گناهي نابخشودني محسوب ميشود.
و اما:
در بيانيه ايي آيت الله منتظري گفته است:
آ"رفتار حاکمان فعلي با اسلام تفاوتي آشکار دارد"
آقاي منتظري با اشاره به سوابق خود «در مبارزات عليه رژيم گذشته و برقراري جمهوري اسلامي»، با ابراز تأسف و ناراحتي از برخوردهاي روزهاي گذشته، اعلام کرده است که در برابر مردم احساس شرمندگي ميکند و تأکيد کرده است که «اسلام و سيره نبوي و منش علوي» با رفتار حاکمان فعلي تفاوتي آشکار دارد.
اين مرجع تقليد شيعه، با اشاره به اينکه مردم ايران براي احقاق حقوق از دست رفته خود، صبورانه سختيها را تحمل کردهاند، از اعمال و روشهاي مسئولان در برابر خواستههاي به حق مردم، ابراز تأسف کرد و گفت که چنين روشها و اعمالي «در باور هيچ انسان منصفي نميگنجد».
اين مرجع شيعيان در اين بيانيه آورده است، «در کشور و نظامي که به اسلاميت و شيعه بودن خويش ميبالد، چگونه در منظر و مرآي جهانيان و پس از گذشت فقط30 سال از پيروزي انقلاب، و در حالي که هنوز تودههاي مردم صحنههاي پاياني رژيم گذشته را به ياد دارند، تهران و برخي شهرهاي بزرگ ديگر را به يک پادگان بزرگ تبديل کردهاند و با سياستهاي غلط خود برادران نظامي و انتظامي را در مقابل مردم قرار دادهاند و با راه انداختن مأموران لباس شخصي، که خاطره چماقداران شاه را در اذهان تداعي ميکند، ناجوانمردانه به جان جوانان و مردان و زنان اين مرز و بوم تاخته و آنها را به خاک و خون ميکشند».
وي همچنين از انحصاري شدن تمامي امکانات رسانهاي و تبليغاتي، انتقاد کرده و افزوده است که در چنين شرايط «روشنفکران و فرهختگان و دانشجويان که همگي چشم و چراغ و فرزندان اين ملت هستند را وابسته به اجانب ميخوانند و هر روز به بهانههاي واهي آنها را دستگير و زنداني مينمايند».
بيانيه آيتالله منتظري که به تاريخ سوم تيرماه انتشار يافته است، درست در روزي منتشر شد که به نوشته سايت کلمه مأموران امنيتي با يورش به محل جلسه ميرحسين موسوي و شماري از اعضاي انجمن اسلامي مدرسان دانشگاهها، نزديک به 70 نفر از شرکت کنندگان در اين جلسه را بازداشت کردند.
در واکنش به اين حوادث آقاي منتظري با طرح پرسشهايي نظير اينکه «آيا اينگونه برخورد با مسائل موجب وهن اسلام و تشيع نميشود؟ و آيا روش و سيره پيامبر و حضرت علي که ما افتخار پيروي از آنان را داريم، همين گونه بوده است؟» ميگويد که آنها «هيچگاه مخالفان خود را دشنام نداده و به آنان تهمت نزدند، آنان را با شمشير ساکت ننموده و سياست ناپسند و نابخردانه خودي و غيرخودي را در مورد مسلمين پياده ننمودند».
پيش از اين هم مقامات دولتي ايران از بازداشت نزديک به500 نفر در خشونتهاي رخ داده در حاشيه تجمع آرام روز شنبه 30 خرداد خبر داده بودند.
اين مرجع تقليد شيعيان تأکيد کرده است که «اينکه عدهاي نسبت به حکومت خودي بوده و بتوانند دست به هر جنايتي بزنند، به خوابگاه دانشجويان حمله نموده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده و از طبقه بالا به پايين پرتاب کنند، قتلهاي زنجيرهاي را انجام دهند و فرهيختگان اين ملت را وحشيانه ترور نمايند و از مجازات مصون باشند، با هيچ دين و آييني سازگار نيست».
آقاي منتظري در اين بيانيه به ملت ايران توصيه کرده است که در کمال متانت و آرامش و با آگاهي کامل خواستههاي منطقي و برحق خويش را پيگيري نمايند و همچنين به مسئولان و سردمداران حکومتي سفارش کرده است که با برخوردهايي تند و غيرعقلايي، بيش از اين موجب بياعتمادي ملت به آنان و جدايي مردم از نظام نشوند.
اين مرجع تقليد شيعه همچنين از سردمداران حکومتي خواسته است که از لجاجت دست بردارند و با اظهارات و عقايد اشتباه، و تنگ نظري، بين خود و مردم تفرقه ايجاد نکنند و نسبت به اشتباهات انجام شده از مردم عذرخواهي نمايند.
وي همچنين خواستار آن شده است که با تشکيل هيئتي بيطرف و داراي اختيار تام، انتخابات اخير را به سرانجامي قابل قبول برسانند و تصريح کرده است که اگر مردم امروز خواستههاي به حق خود را در اجتماعات آرام مطرح نکنند و مظلومانه سرکوب شوند، عقدههايي شکل خواهد گرفت که ممکن است بنيان هر حکومتي را هرچند مقتدر باشد، برکند.
واما آخرين بيانيه ها از سايت کلمه تا اين لحظه:
دفتر ارتباطات مردمي ميرحسين موسوي اعلام کرد: درخواست صدور مجوز برای گردهمایی در حال پیگیری است
۴ تير ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۱۶
دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی اعلام کرد : پیگیری درخواست صدور مجوز برای گردهمایی مطابق اصل 27 قانون اساسی ادامه دارد. به گزارش سایت «کلمه»، اصل 27 قانون اساسی تاکید دارد که تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.
اطلاعیه کامل این دفتر خطاب به ملت ایران به شرح زیر است:
بسمه تعالي ملت شريف ايران برای پاسداشت ياد شهيدان روزهاي گذشته و تأكيد بر حقوق قانوني مردم، مطابق اصل 27 قانون اساسي، از مراجع ذيربط درخواست مجوز گردهمايي داشته ايم كه متأسفانه جواب مثبتي دريافت نكرده ايم. تلاش براي استفاده از اين حق قانوني ادامه دارد و در صورت اخذ مجوز مراتب به استحضار شما مردم بزرگوار خواهد رسيد.
دفتر ارتباطات مردمي ميرحسين موسوي
بيانيه شماره 8 مهندس موسوي : با ترفندهايي كه ماهيت آن براي همه مردم روشن شده است از صحنه بيرون نمي روم
۴ تير ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۰۱
مهندس میرحسین موسوی بیانیه شماره 8 خود که حاوی نکات مهمی درباره وارونه جلوه دادن واقعیت ها ، کوتاه نیامدن از استيفاي حقوق ملت ايران كه امروز به خون به ناحق ريخته شده جوانان اين كشور آبياري شده ، چگونگی ادامه یافتن اعتراض ها در عین حفظ آرامش و پرهيز از ايجاد تنش و ... است را در اختیار سایت «کلمه» قرار داد. متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
بسمه تعالي مردم هوشيار و شريف ايران طي روزهاي اخير صدا و سيما، خبرگزاريهاي دولتي، برخي روزنامه هاي دولتي و سايتهاي اينترنتي وابسته به دولت و روزنامه كيهان، بخش عمده اي از فضاي خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حين و پس از برگزاري دهمين انتخابات رياست جمهوري ايران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امكاناتي كه متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشي كه در ايام اخير اتفاق افتاد مي پردازند بلكه مسئولان مستقيم و غيرمستقيم آن را كسي معرفي مي كنند كه تنها شما را در مسير احقاق حقي كه داشته ايد همراهي كرده است.
واقعيتي كه آنان بيهوده تلاش مي كنند ناديده انگارند آن است كه در اين انتخابات تقلبي بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به اين وضعيت به گونه اي غيرانساني مورد هجوم قرار گرفته و كشته، زخمي و يا بازداشت شده اند. اگر با مسببين جنايت كوي دانشگاه در 18 تير 1378 به گونه اي مناسب و قانوني برخورد مي شد امروز شاهد تكرار آن فجايع در ابعادي وسيع تر و وارونه جلوه دادن واقعيتها به گونه اي جسورانه تر نبوديم.
همان ها هستند كه هنوز با اتكاء به امكاناتي كه متعلق به عموم مردم است در راستاي منافع گروهي خود بي پروا به دروغ گويي و پرونده سازي براي ديگران ادامه مي دهند و افعالي را كه خود عامل آن هستند را به بنده نسبت مي دهند. آنان غافلند كه موسوي با اين ترفندهايي كه ماهيت آن براي همه مردم روشن شده است از صحنه بيرون نمي رود. آنچه در اين روزها رخ داد اصل نظام جمهوري اسلامي را كه ميراث امام بزرگوار و شهداي گرانقدرمان است هدف قرار داده و اين چيزي نيست كه بتوان به سادگي از كنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتي اينگونه و تهديد به محاكمه از آن صرفنظر نمود. من نه تنها از پاسخ گويي در برابر اين اتهامات واهمه اي ندارم بلكه آمادگي دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتي در كنار مسببان اصلي اغتشاشات اخير قرار گرفتند و خون مردم را بر زمين ريختند و اكنون كوشش مي كنند صحنه هايي را كه صدها شاهد و دهها تصوير آن را گواهي مي دهند به گونه اي ديگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه كساني كه عملشان در راستاي ايجاد هرج و مرج در كشور؛ تضعيف نظام و منافع بيگانگان است تلاش نمودند به بهانه تخريبگريهاي عناصري نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگري و وابسته به بيگانه معرفي كنند؛ ولي حاضر نيستم به خاطر مصالح شخصي و هراس از اينگونه تهديدها از ايستادگي در سايه شجره سبز استيفاي حقوق ملت ايران كه امروز به خون به ناحق ريخته شده جوانان اين كشور آبياري شده است لحظه اي صرفنظر نمايم. از مجموع آراي ريخته شده در صندوقها تنها يك رأي متعلق به من است و شما به خوبي مي دانيد كه مشكل آنها با ميليونها رأيي است كه جوابي براي سرنوشت آنها ندارند.
باز هم از عموم ملت شريف ايران متواضعانه درخواست مي كنم با حفظ آرامش و پرهيز از ايجاد تنش، در دام بدخواهان كه كوشش مي كنند اين حركت گسترده اجتماعي را شورش و اغتشاش و وابسته به بيگانه قلمداد كنند، نيافتند و با زيركي و هوشياري كه ويژگي ممتاز شماست اين توطئه ها را مهار نمايند. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعايت اصول و مباني نشأت گرفته از انقلاب اسلامي راهبرد اصلي است كه ضامن تداوم و دسترسي به اهداف شماست. دشمن خارجي با همراهي ياران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست كه مطالبات اين حركت عظيم خودجوش را به خوارج بيرون از نظام نسبت دهد و حتي الله اكبرهاي از دل برآمده شما را چون قرآنهاي سر نيزه معرفي كند. بر ماست كه با رفتار و گفتار خود اين توطئه شوم را خنثي نماييم.
برادر و خدمتگزار شما – ميرحسين موسوي چهارم تیر 1388
بيانيه شماره 7 مهندس ميرحسين موسوي درباره دستگیری اعضای تحریریه روزنامه «کلمه سبز» و محدودیت های رسانه های غیر دولتی منتشر شد
۴ تير ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۲۴
بیانیه شماره هفت مهندس میرحسین موسوی درباره حمله غیرقانونی به روزنامه کلمه سبز و محدودیت های رسانه های غیر دولتی برای ارتباط ایشان با مردم است . متن کامل این بیانیه پیش روی شما است:
بسمه تعالي هموطنان عزيز در پي مانع تراشي ها و تهديدهاي مكرر كه در عمل انتشار روزنامه كلمه سبز را پس از برگزاري انتخابات رياست جمهوري متوقف كرده بود، به اين حد نيز اكتفا نشد و شبانگاه دوشنبه 1/4/88 دفتر روزنامه مورد هجوم مأموران امنيتي قرار گرفت و كاركنان شريف آن دستگير و روانه بازداشتگاه شدند. در حالي كه مقامات كشور و رسانه هاي دولتي مرتباً بر قانون و اجراي آن تأكيد مي كنند و معترضان به تقلب وسيع صورت گرفته در انتخابات به قانون شكني متهم مي شوند، چنين برخوردي با روزنامه اي كه با اخذ مجوز قانوني شروع به انتشار نموده و مسئولان، دبيران، خبرنگاران و كادر فني و اداري آن، غيرقابل درك است، مگر با قبول آنكه براي عده اي حاكميت قانون تا جايي پذيرفته است كه براي محدود كردن اعتراض مخالفان باشد و نه چيزي ديگر. اين قانون شكني در حالي صورت مي گيرد كه ديگر رسانه هايي كه از طريق آنان ارتباط اينجانب با جامعه برقرار مي شد و نيز مطبوعات ورسانه هاي غيردولتي مورد محدوديت جدي قرار گرفته اند و تنها مجراي باز براي اطلاع رساني به مردم جريان خبرسازي يك سويه رسانه ملي و رسانه هاي دولتي است و متأسفانه جامعه را به سمت دريافت اطلاعات از طريق رسانه هاي خارجي سوق مي دهد. اين برخوردهاي غيرقانوني، مبتني بر تحليل نادرست دولت از شرايط اجتماعي حاكم است كه راه را براي نفوذ بيگانگان در تحولات كشور باز مي كند و حركت در مسير اصلاح امور جامعه را در چارچوب مباني نظام جمهوري اسلامي دشوار مي سازد. ضمن اعتراض شديد به تداوم اين رويه هاي غيرقانوني، بر حق ملت ايران در استفاده از ظرفيتهاي قانون اساسي براي ابراز مخالفت با آنچه در انتخابات اخير و پس از آن روي داده تأكيد مي نمايم و آن را جزء لاينفك حقوق آنها بر اساس اين سند ميثاق ملي ميدانم و بر پيگيري آن اصرار ميورزم.
برادر و خدمتگزار شما- ميرحسين موسوي چهارم تیر 1388
خواندن مطلب زیر خالی از لطف نیست:
احمدی نژاد در محکمه امام
آنچه را که آقای احمدی نژاد به اسم افشاگری علیه شخصیت ها و افراد انجام داد ، مصداق بارزی از تخلفاتی است که در بیانیه هشت ماده ای حضرت امام ، مرتکبین آن ، مجرم و مستحق تعزیر شرعی معرفی شده اند . برای آگاهی ملت ایران از مفاد پیام 8 ماده ای حضرت امام که در باره حقوق مردم و حفظ حرمت آنها صادر شده است.به گزارش كلمه، علي محمد حاضري _دبيركل شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات_ در يادداشتي پيرامون مناظره احمدي نژاد و مهندس موسوي، اظهارات رييس دولت نهم را نه تنها خارج از اصول ادب ، متانت و اخلاق گرایی دانست بلكه استدلال كرد كه بر اساس بيانات رهبر كبير انقلاب اسلامي در اين مناظره احمدي نژاد مجرم و مستحق تعزیر شرعی است.
در اين يادداشت ميخوانيد:مناظره آقای مهندس میرحسین موسوی و آقای احمدی نژاد در سیمای جمهوری اسلامی ایران فرصت بسیار جالبی فراهم آورد تا مردم شریف و متدین ایران جلوه های ادب ، متانت و اخلاق گرایی را درمقایسه با پرده دری، هتاکی و عدم پایبندی به موازین اخلاقی و دینی مقایسه نمایند. ” با عنایت به متن فرمان امام ، میتوان استنباط کرد که اگر اتهامات افراد مورد نظر آقای احمدی نژاد در محکمه ای صالح اثبات هم شده بود ، ایشان حق نداشت در یکی از پربیننده ترین برنامه های تلویزیونی با آبروی مردم بازی کند ، چه رسد به آنکه ایشان در طی 4 سال گذشته که همه امکانات را هم در اختیار داشت نتوانست حتی یک مورد از این اتهامات را در محکمه ای اثبات نماید. “آنچه را که آقای احمدی نژاد به اسم افشاگری علیه شخصیت ها و افراد انجام داد ، مصداق بارزی از تخلفاتی است که در بیانیه هشت ماده ای حضرت امام ، مرتکبین آن ، مجرم و مستحق تعزیر شرعی معرفی شده اند . برای آگاهی ملت ایران از مفاد پیام 8 ماده ای حضرت امام که در باره حقوق مردم و حفظ حرمت آنها صادر شده است ، بخش هایی از این پیام به شرح زیر نقل می شود :
" هیچ کس حق ندارد به خانه یا مغازه و یا محل کار شخصی کسی بدون اذن صاحب آنها وارد شود یا کسی را جلب کند ، یا به نام کشف جرم یا ارتکاب گناه ، تعقیب ومراقبت نماید و یانسبت به فردی اهانت نموده و اعمال غیر انسانی – اسلامی مرتکب شود یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگری به نام کشف جرم یا کشف مرکزگناه گوش کند و یا برای کشف گناه وجرم هرچند بزرگ باشد شنود بگذارد و یا دنبال اسرار مردم باشد و تجسس از گناه هان غیر نماید یا اسراری که از غیر به او رسیده و لو برای یک نفر فاش کند . تمام اینها جرم و گناه است و بعضی از آنها چون اشاعه فحشا و گناهان از کبایر بسیار بزرگ است و مرتکبین هر یک از امور فوق مجرم و مستحق تغزیرشرعی هستند و بعضی از آنهاموجب حد شرعی می باشد."
" موکدا تذکر داده می شود که اگر برای کشف خانه های تیمی ومراکز جاسوسی و افساد علیه نظام جمهوری اسلامی از روی خطا و اشتباه به منزل شخصی یا محل کار کسی وارد شدند و در آنجا با آلت لهو یا آلات قمار و فحشا و سایر جهات انحرافی مثل مواد مخدره برخورد کردند حق ندارند آن را پیش دیگران افشا کنند ، چرا که اشاعه فحشا از بزرگترین گناهان کبیره است و هیچ کس حق ندارد هتک حرمت مسلمان و تعدی از ضوابط شرعیه نماید . فقط باید به وظیفه نهی از منکر به نحوی که در اسلام مقرر است عمل نمایند و حق جلب یا بازداشت یا ضرب و شتم صاحبان خانه و ساکنان آن راندارند و تعدی از حدود الهی ظلم است و موجب تعزیر و گاهی تقاص می باشد. " ( فرمان هشت ماده ای امام 24/9/1361 - صحیفه امام – جلد 17 صفحه 139)
با عنایت به متن فرمان امام ، میتوان استنباط کرد که اگر اتهامات افراد مورد نظر آقای احمدی نژاد در محکمه ای صالح اثبات هم شده بود ، ایشان حق نداشت در یکی از پربیننده ترین برنامه های تلویزیونی با آبروی مردم بازی کند ، چه رسد به آنکه ایشان در طی 4 سال گذشته که همه امکانات را هم در اختیار داشت نتوانست حتی یک مورد از این اتهامات را در محکمه ای اثبات نماید.
علی محمد حاضری
اشتراک در:
پستها (Atom)


